دوره مطالعات غرب شناسی بنیادین – جلد دوم: آغاز یک پایان، شهریار زرشناس

معرفی کتاب آغاز یک پایان
همه آثاری که به زبان فارسی درباره غرب باستان منتشر شده یا ترجمه هستند و یا از منظر مشهورات مدرنیستی به غرب نگاه کرده است. در دوره چهارجلدی «تاریخ غرب باستان»، برای اولین بار از منظر آرمان های انقلاب اسلامی و تفکر دینی به موضوع پرداخته شده است، اولا روایتی از غرب باستان است و ثانیا با همان منظری که گفته شد مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. این دوره به 4 جلد محدود نمی شود. انتشار کتاب «تولد غرب مدرن» آغاز مجموعه چند جلدی دیگری است که قرار است همان روایت و تحلیلی که در موضوع غرب باستان انجام شد را این بار درباره غرب مدرن ادامه دهد. نویسنده معتقد است که ما در محورهای مختلفی مورد تهاجم فرهنگی قرار گرفته ایم که یک محور مهم و تاثیرگذار آن محور اندیشه های نظری و تئوریک است که متاسفانه توجه جدی هم به آن نشده است. این کتاب ها با این انگیزه نوشته شده تا پاسخی به این تهاجم پیوسته باشد. این 6 جلد کتاب شامل یک دوره 4 جلدی «تاریخ غرب باستان» و یک دوره 2 جلدی «مطالعات غرب شناسی بنیادین» است. عناوین دوره «تاریخ غرب باستان» به این شرح است: جلد اول: یونان، از روزگاران کهن تا قرن 6 قبل از میلاد جلد دوم: فراز و فرود یونان کلاسیک جلد سوم: دوران هلنیسم( یونانی مآبی) جلد چهارم: روم باستان و دوره 2 جلدی «مطالعات غرب شناسی بنیادین» نیز شامل این دو جلد است: جلد اول: تولد غرب مدرن جلد دوم: آغاز یک پایان.
غرب مدرن از آغاز قرن بیستم وارد دوران بحران انحطاطی خود شده است و این یعنی ورود به مرحله آغاز پایان!
غرب مدرن روحی اومانیستی دارد. اومانیسم در حقیقت به معنای سیطره نفس اماره است. تمام تاریخ غرب، تاریخ دوری از حق و سیر در راه باطل است. عالم غرب مدرن در سیر بسط و تطور تاریخی خود تمامی امکان های اومانیسم و مدرنیته را به فعلیت درآورده است. به این ترتیب مدرنیته به پایان رسیده و تاریخ غرب نیز به پایان راه خود نزدیک شده است. نگارنده در این اثر به موضوع آغاز انحطاط غرب مدرن پرداخته و آن را از زوایای گوناگون شرح کرده است.
کتاب «آغاز یک پایان» به قلم شهریار زرشناس، پژوهشگر حوزه انقلاب اسلامی منتشر شده است، نویسنده در این کتاب معتقد است که آغاز کور بحران انحطاطی (آغاز پایان حیات) یک عالم به معنای انقراض فوری و سریع آن نیست. بلکه آغاز پایان یک عالم تاریخی به معنای شروع انحطاط و حرکت عالم به سوی انقراض و نابودی است.
زمانی که یک عالم به کور بحران انحطاطی قدم می گذارد یعنی سیر انحطاطی به سوی انقراض و نابودی پیدا می کند که این سیر، دیر یا زود به انقراض آن عالم خواهد انجامید. ممکن است هر بحران انحطاطی چند سده طول بکشد (و معمولا هم چند سده طول می کشد) اما به هر حال و نهایتاً و حتماً به زوال و انقراض محتوم منجر خواهد شد.
«چرا آغاز پایان»، «درباره پسا مدرنیته»، «روند بحران انحطاطی غرب مدرن در دهه های پایانی قرن بیستم و پس از آن»، «من نفسانی مدرن در بحران» و «درباره ادبیات پسامدرن» از مهمترین سرفصل های این اثر است.
در گفتار سوم این اثر آمده است: فردریش نیچه در واپسین دهه های قرن نوزدهم از بحران انحطاطی تاریخ غرب و ظهور علائم و نشانه هایی سخن گفته بود که بعدها از آن تحت عناوینی همچون: اندیشه پست مدرن و وضعیت پسامدرن نام برده شد. در قرن بیستم به ویژه از مقطع جنگ جهانی ول به بعد دیگر به تدریج علائم بحران انحطاطی آن قدر وضوح و صراحت پیدا کردند که بسیاری از کوته فکران نزدیک بین و شیفتگان مسحور مدرنیته نیز آهسته آهسته ناگزیر شدند که آن را ببینند.
عالم غرب مدرن از آغاز قرن بیستم وارد کورِ پسامدرن شد و هر چه که از آغاز قرن بیستم به سمت نیمه این قرن و دهه های 1960 و 1970 جلو می رویم، واقعیت ظهور و غلبه کورِ پسامدرن بیش از پیش خودنمائی می کند. به جرأت می توان گفت که عالم غرب مدرن در قرن بیستم در کورپسامدرنیته قرار گرفته است. اما به نظر می رسد که کورپست مدرن، خود دارای فازها و مراحلی است که سیر ظهور و فعلیت این فازها موجب تحقق بیش از پیش خصایص کورپست مدرن شده و می شود.










