جامعه، فرهنگ و سیاست در مقالات و اشعار سه شاعر انقلابی (ایرج میرزا – فرخی یزدی – میرزاده عشقی)، داود علیبابایی

کتاب جامعه، فرهنگ و سیاست در مقالات و اشعار سه شاعر انقلابى (ایرج میرزا، فرخى یزدى، میرزاده عشقى) نوشتهی داود علی بابایی، ابتدا شرح کوتاهی درباره زندگی این سه شاعر آزادیخواه ارائه داده و سپس به بررسی فعالیتهای سیاسی، اجتماعی و ادبی آنها و چگونگی برخورد آنها با شرایط زمانه و برخورد زمانه با خواستههای آنان پرداخته است.
ایرج میرزا، فرخى یزدى و میرزاده عشقى، از شاعران آزادیخواه زمان انقلاب مشروطیت بوده و اشعارشان بیشتر دربارهی وطنخواهی، آزادی، حکومت ملی، مبارزه با استبداد و دیکتاتوری بوده است. آنها که در زمان استبداد رضاخانی میزیستند در انتقاد از اوضاع زمانه و جانبداری از اندیشههای آزادیخواهانه اشعار طنز، اجتماعی و حتی هجو و نیز مقالات تند انتقاداتی بسیاری نوشتهاند.
گرچه گفتهاند سیاستمداران مهمانان تاریخ و اُدبا و هنرمندان میزبانان تاریخ هستند، اما با نگاهی به عملکردها و گفتههای این سه شاعر انقلابی میتوان تجزیه و تحلیل کرد که چطور هنوز هم که بیش از هفت دهه از مرگ آنان گذشته است، باز هم مردم آنان را به صورت یک نویسنده و شاعر انقلابی و سیاستپیشه که هیچگونه گرایشی به حزب و دسته و گروه سیاسی خاصی نداشتهاند، میشناسند و آن هم به خاطر قلم و شعر و نوشتههایشان است که بوی اجتماعی و سیاسی بودن میدهد. میتوان گفت آمیختگی سیاست به ادب و نویسندگی باعث شده است که نام آنان هنوز هم زبانزد خاص و عام باشد و مردم اشعار آنان را سرمشقی برای پیشبرد مسائل اجتماعی و سیاسی خود قرار دهند.
دربارهى ایرج میرزا حرفها و گفتهها بسیار زیاد است: بعضى گفتهاند شعرهاى او جنبهى طنز دارد و همه چیز را با طنز و شوخى به باد هزل و سخره مىگیرد. بعضى نیز گفتهاند که شعرهاى او رکیک و زشت بوده و باید نوجوانان و جوانان از خواندن آنها پرهیز کنند؛ ولیکن بعضى نیز گفتهاند او داراى شعرهاى سیاسى و اجتماعى وافر است و اگر چه او مشاغل دولتى زیادى داشته است، ولیکن از معانى و مضامین و مفاهیم اشعار او مىتوان برداشت نمود که ایرج میرزا وابستگى گروهى و حزبى نداشته و همیشه در پى این بوده است که با آزادى در اندیشه و بدون گرایش به دیگران سخن بگوید.
فرخى یزدى نیز شاعر دهن دوخته لقب گرفته است ولى هیچ وقت دهان خود را نبست و در سالهاى بسیاری با آشکارى و صراحت و جدیت نوشت و سرود و گفت و رعایت هیچ اگر و امایى را نکرد. میرزاده عشقى هم گرچه حدود 80 سال پیش دربارهى فساد اخلاقى و اختلاس در دستگاه حاکمه و عدم آزادى در جامعه به خصوص در مطبوعات سخنان بسیاری گفته است، ولیکن آنقدر سخنان او پایدار و سمبولیک است که زمان و مکان و شرایط خاصى را نمىطلبد و مىتوان آنها را بر هر زمان و مکان و شرایط سوار نموده و براى آن مصداقى پیدا کرد.
درباره نویسنده
داوود علی بابایی یک نویسنده مستقل است. کسی که اساسیترین دغدغهاش تاریخ، خصوصا تاریخ معاصر ایران است. تا به حال از او کتابهای زیادی منتشر شده اما مهمترین و شاید اثرگذارترین کتابش مجموعهای است با عنوان «۲۵ سال در ایران چه گذشت» که مربوط به بازخوانی تاریخ انقلاب اسلامی از کمی قبلتر از پیروزی انقلاب به این سو است. تاکنون ۱۰ جلد از این مجموعه منتشر شده و علیبابایی امیدوار است بتواند کار انتشار این مجموعه را ادامه دهد هر چند که خودش میگوید در این راه با مشکلات سختافزاری و نرمافزاری متعددی روبهروست.
در بخشی از کتاب جامعه، فرهنگ و سیاست در مقالات و اشعار سه شاعر انقلابى میخوانیم
انتشار سومین دورهى روزنامهى قرن بیستم پس از چهار ماه تعطیل، مجدداً در سال 1303 خورشیدى آغاز گردید ولیکن بیش از یک شماره منتشر نشد و مطالب همین شمارهى تاریخى به قتل مرحوم عشقى منتهى گردید. تاریخ انتشار این شماره، هفتم تیر ماه 1303 خورشیدى در قطع کوچک در 8 صفحه بوده و مقالات و اشعارى که در این شماره باعث قتل میرزاده عشقى شده است، عبارتند از: آرم جمهورى، جمهورى سوار، مظهر جمهورى، نوحهى جمهورى که در این کتاب آمده است.
میرزاده عشقى که طرفدار سلطان قاجار و از همفکران سیدحسن مدرس بود، مقالات تندى در روزنامهى قرن بیستم علیه جمهورى رضاخانى نوشت.
در سال 1303 شمسى، یکى از سالیان پر حادثه در تاریخ ایران است. حلول این سال با واقعهى پر سروصداى جمهورى رضاخانى آغاز شد. گرچه این جمهورى 5 روز بیشتر بهطول نیانجامید ولیکن اشخاص زیادى را طرفدار جمهورى 5 روزهى رضاخانى کرد؛ ولیکن میرزاده عشقى در همین سال بهدست عمّال رضاخان بهقتل رسید.
میرزاده عشقى که تحصیل کردهى مدرسهى دارالفنون کشور عثمانى بود، در روز 12 تیرماه 1303 در خانهى خود واقع در سهراه سپهسالار، کوچهى قطبالدوله هدف گلولهى دو ناشناس قرار گرفت و مجروح گردید و او را به بیمارستان نظمیه انتقال دادند ولى پس از چهار ساعت درگذشت.



































