یوزپلنگ، جوزپه تومازی دی لامپه دوزا، ترجمه نادیا معاونی

یوزپلنگ که پرخواننده ترین کتاب دوره پس از جنگ جهانی ایتالیاست به شرح وقایع زندگی یک شاهزاده سیسیلی «فابریتزیو سالینا» در زمان لشکرکشی گاریبالدی و سال های پس از آن می پردازد. زیبایی رمان در آمیختن واقعیات تاریخ با احساسات و شرح حال شخص نویسنده می باشد زیرا سرگذشت شاهزاده داستان تماما با احساسات مولف درآمیخته است. حس فناپذیری و مرگ معنا و محتوای اصلی داستان را تشکیل می دهد. یوزپلنگ به سرعت در ایتالیا و سایر کشورها انعکاسی گسترده یافت و در سال 1959 برنده جایزه ادبی سترگا شد. این اثر پرفروش ترین کتاب دوره پس از جنگ جهانی ایتالیا محسوب می شود به طوری که به فاصله دو سال برای شصت و چهارمین بار به چاپ رسید. ویسکونتی کارگردان نامی ایتالیا این اثر را به روی پرده سینما برد که برنده «نخل زرین» در فستیوال کان 1963 شد. نقد ادبی از یوزپلنگ به عنوان یکی از شاهکارهای ادبیات معاصر ایتالیا یاد کرده و جورجو باسانی یوزپلنگ را یک اثر استثنایی، یکی از آثاری که برای تمام عمر به روی آن کار و مقدمات آن فراهم می شوند، خوانده است.
رمان “یوزپلنگ “روایت واقعیات تاریخی است ;البته نه به شکل تاریخنگاری .در این رمان ماجرا از منظر “پرنسس سالینا “روایت میشود .قوای “گاریبالدی ” در جزیره سیسیل پیاده شدهاند و با سوقط رژیم پیشین رفته رفته کشور ایتالیا شکل میگیرد و منسجم میشود .اینک طبقه نوین بورژوازی جانشین طبقه اشراف فئودالی شده و جامعه به شدت بحرانزده شده است .ارزشهای تثبیت شده سنتی یکایک رنگ میبازد و در این هنگامه، بازار تحقیر و توهین گرم است .بدین ترتیب، پرنسس سالینا با دشواریهای بسیاری دست به گریبان بوده تجربه تاریخی سرزمینش را با افول طبقه اشراف شاهد است .
در بخشی از کتاب میخوانیم:
نیایش روزانه پایان گرفته بود. آوای متین و ملایم پرنس به مدت نیم ساعت خاطره اسرار شکوهمند و دردناک را در یادها برانگیخته بود؛ همهمه آواهای دیگر آمیخته سرودی با گلواژههایی چون عشق، بکارت و مرگ شده بود و به نظر میآمد که تالار روکوکو با زمزمه نیایش رخساری دگر گرفته است. طوطیان نیز که بالهای بهسان رنگینکمانشان را روی کاغذ دیواری ابریشمی گشوده بودند شرمگین مینمودند و حتی تصویر مریم مجدلیه در میان دو پنجره بیشتر به توبهکاری میمانست تا بانویی مو بور و زیبا و غرق در خیالاتی مبهم بدان سان که همیشه به نظر میآمد. دیگر، سکوت همه جا را فرا گرفته بود و همه چیز به حالت نظم یا بینظمی معمول خود بازمیگشت. بندیکو سگ بزرگ گریدن از اینکه در طی مراسم نیایش طرد شده بود، دلخور بود؛ از دری که خدمتکاران از آن خارج شده بودند وارد شد و دم تکان داد. خانمها به آرامی بلند میشدند و دامنهای لرزانشان را که روی زمین کشیده شده بود جمع میکردند، اندک اندک پیکرهای برهنه اساطیری که در همه جا بر زمینه شیری کاشیها نقش بسته بود آشکار میشد.






