تاریخ سینمای جهانتاریخیرمانزندگینامهسیاسی

گورستان پراگ، اومبرتو اکو، ترجمه فریبا ارجمند

کتاب گورستان پراگ، رمانی نوشته ی اومبرتو اکو است که نخستین بار در سال 2010 به انتشار رسید. اروپا در قرن نوزدهم—از تورین گرفته تا پراگ و پاریس—سرشار از اتفاقات مخوف و اسرارآمیز است. یسوعی ها علیه فراماسون ها نقشه می کشند. جمهوری خواهان ایتالیایی، کشیشان را با روده های خودشان اعدام می کنند. تبهکاران فرانسوی روزها نقشه ی بمب گذاری می کشند و شب ها مراسم «بلک مس» را گرامی می دارند. همه ی کشورها، سازمان جاسوسی مختص به خود را دارند و جعل ها، دسیسه ها و قتل عام های خود را عملی می کنند. توطئه ها بر تاریخ حکومت می کنند. سراسر اروپا در هرج و مرج و آشوب است و هر کسی به فکر نجات خود. اما چه می شود اگر تمام این دسیسه ها، چه واقعی و چه خیالی، کار تنها یک نفر باشد؟

برخی این کتاب را بهترین رمان اکو پس از «نام گل سرخ» تلقی می‌کنند. این رمان در سال ۲۰۱۲ نامزد دریافت جایزه بهترین رمان خارجی روزنامه ایندیپندنت شد. این کتاب به طور کلی در قالب رمانی بر اساس واقعیت که به صورت نوعی یادداشت روزانه و ثبت خاطرات است به موضوعات پیچیده سیاسی قرن نوزدهم نظیر سازمان‌‌‌‌‌‌های مخفی اروپایی، فراماسونری و توطئه‌گران یسوعی و امثال آنها می‌‌پردازد و نویسنده خود در انتهای کتاب تاکید دارد که تنها شخصیت خیالی کتاب، قهرمان داستان است و حتی منسوبان نزدیک وی نیز اشخاصی حقیقی‌اند.

در ابتدای فصل ششم کتاب می‌خوانیم:

جناب پدر روحانی

چه‌قدر عجیب است که چیزی که قرار است دفتر خاطرات باشد (و فقط نویسنده‌اش آن را بخواند) درحال تبدیل‌شدن به وسیله‌ای برای تبادل پیام است. اما من این‌جا هستم و تقریباً با اطمینان از این‌که روزی از این‌جا خواهید گذشت و آن را خواهید خواند، برای شما نامه می‌نویسم.

شما دربارهٔ من خیلی می‌دانید. شما شاهدی بسیار ناخوشایند و زیادی سخت‌گیر هستید.

بله، من اعتراف می‌کنم. رفتارم نسبت به رفقای کاربوناری‌ام و نسبت به ریبادنگو مطابق اخلاقیاتی نبود که شما موعظه می‌کنید. اما بیایید روراست باشیم: ریبادنگو دغل‌باز بود و وقتی دربارهٔ کارهایی که از آن پس کرده‌ام فکر می‌کنم، به‌نظرم می‌رسد که فقط با حقه‌بازها دغل‌بازی کرده‌ام؛ و اما آن پسرها، آن‌ها افراطی بودند و افراطیون وازده‌های زمین‌اند، زیرا به‌واسطهٔ آن‌ها است و اصول مبهمی که از آن پیروی می‌کنند که جنگ‌ها و انقلاب‌ها به وقوع می‌پیوندند؛ و از آن‌جا که من فهمیده بودم که تعداد افراطیون این جهان هرگز کم نمی‌شود، تصمیم گرفتم از افراطی‌گری آن‌ها سود ببرم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مهلت نوشتن پاسخ معادله تمام شد!

دکمه بازگشت به بالا