07، دهه سی-دهه نفتتاریخ سینمای ایران یکتاریخ معاصر ایرانتاریخی

ایران در دوره دکتر مصدق، سپهر ذبیح، ترجمه  محمد رفیعی مهرآبادی

در پی انقلاب 1357 که منجر به سرنگونی رژیم پهلوی در فوریه 1979 (22 بهمن 1357) شد، علاقه و توجه گسترده‌ای به تحولات سیاسی تاریخ معاصر ایران شکل گرفت. این توجه به ویژه بر رویدادهای مهمی متمرکز است که مسیر تاریخ سیاسی ایران را تحت تأثیر قرار داده‌اند. یکی از این دوره‌های پر اهمیت، دوران نخست‌وزیری دکتر محمد مصدق در سال‌های 1951 تا 1953 (1330 تا 1332 شمسی) است. در این دوران، ملی شدن صنعت نفت و مبارزات مردم ایران برای استقلال سیاسی و اقتصادی به یکی از برجسته‌ترین رخدادهای تاریخ ایران تبدیل شد. تحولات این دوره همچنان به عنوان نقطه‌ای حساس و تعیین‌کننده در سرنوشت کشور مورد مطالعه و توجه تحلیل‌گران و تاریخ‌پژوهان قرار دارد.این وقایع نه تنها در تاریخ سیاسی ایران اهمیت دارند، بلکه نقش کلیدی در شکل‌دهی به روندهای بین‌المللی و تعاملات ایران با قدرت‌های بزرگ جهانی در نیمه قرن بیستم ایفا کرده‌اند. بنابراین، مرور این رویدادها می‌تواند درک بهتری از پیشینه انقلاب 1357 و مسیری که ایران پس از آن طی کرده است، فراهم کند.جهت خرید فایل های بیشتر پروژه کده را دنبال کنید.

یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های این کتاب، استفاده گسترده از منابع تاریخی معتبر و اسناد موجود است. رفیعی مهرآبادی در ارائه اطلاعات تاریخی به دقت و پژوهش عمیقی پرداخته و توانسته تصویری واقعی و جامع از دوران نخست‌وزیری دکتر مصدق و رویدادهای مربوط به آن ارائه دهد. این ویژگی، کتاب را به منبعی قابل اتکا برای پژوهشگران تاریخ معاصر ایران تبدیل می‌کند. نویسنده فراتر از یک گزارش ساده از رویدادها رفته و به تحلیل ریشه‌های بحران‌های سیاسی و اقتصادی آن دوره پرداخته است. از جمله، ملی شدن صنعت نفت و مبارزه با استعمار و همچنین نقش قدرت‌های خارجی مانند بریتانیا و آمریکا در سرنگونی دولت مصدق با کودتای 28 مرداد به خوبی بررسی شده‌اند.یکی از مزایای کتاب، استفاده از زبانی روان و روشن است که باعث می‌شود مخاطبان عمومی، نه فقط پژوهشگران و دانشجویان، بتوانند با مطالب آن ارتباط برقرار کنند. این ویژگی آن را برای گستره‌ای وسیع از خوانندگان جذاب می‌کند.

این کتاب یکی از منابع ارزشمند در زمینه بررسی دوره تاریخی نخست‌وزیری دکتر محمد مصدق (1951-1953 میلادی / 1330-1332 شمسی) است. این کتاب با دقت و جزئیات به بررسی رویدادهای مهم سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران در این دوره حساس می‌پردازد. دوره‌ای که با ملی شدن صنعت نفت و مبارزه مصدق برای حفظ استقلال ایران از دخالت‌های خارجی به ویژه بریتانیا و آمریکا همراه بود. رفیعی مهرآبادی در این اثر با تکیه بر منابع معتبر تاریخی و اسناد موجود، تصویری جامع از شرایط ایران در زمان مصدق ارائه می‌دهد. او به تحلیل عواملی می‌پردازد که منجر به کودتای 28 مرداد 1332 و سقوط دولت مصدق شد. این کتاب به خوانندگان کمک می‌کند تا درکی عمیق‌تر از مبارزات ملی‌گرایانه مردم ایران و تأثیر این دوران بر تحولات بعدی کشور پیدا کنند.

فهرست مطالب کتاب

مصدق بر سریر قدرت

تشدید بحران در داخل ایران

قیام سی تیر ۱۳۳۱

مروری بر کتاب

سپهر ذبیح (۱۹۲۵ – ۲۰۰۹ میلادی) نویسنده و تاریخ‌نگار ایرانی است که چندین کتاب و مقاله درباره تاریخ ایران معاصر و جنبش چپ در ایران به زبان انگلیسی، به رشته تحریر درآورده‌است. او در دهه ۱۳۲۰ هجری خورشیدی از دانشکده حقوق دانشگاه تهران فارغ التحصیل گردید و پس از تاسیس سفارت هند در ایران، به عنوان مترجم فارسی در آن سفارت استخدام شد. ذبیح همزمان خبرنگار روزنامه انگلیسی تایمز در ایران بود. او سپس در روزنامه باختر امروز به مدیریت حسین فاطمی وزیر امور خارجه دولت محمد مصدق، به فعالیت پرداخت.

سپهر ذبیح روابط نزدیکی با فاطمی و سران جبهه ملی داشت و در عین حال تماس خود را با دربار شاه نیز حفظ می‌کرد. او پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به آمریکا نقل مکان نمود و برای اخذ دکترای علوم سیاسی، در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی به تحصیل پرداخت. پس از پایان تحصیلاتش در سال ۱۹۶۳ در کالج سنت مری کالیفرنیا به تدریس تاریخ ایران مشغول شد و سپس ریاست دپارتمان علوم سیاسی همان کالج را به دست گرفت. ذبیح برای بیش از ۴۰ سال استاد ممتاز علوم سیاسی در کالج سنت مری بوده‌است. او همچنین دانش‌پژوه مدعو (مهمان) موسسه هوور استنفورد در سال ۱۹۸۳ و مرکز مطالعات خاورمیانه هاروارد در سال ۱۹۸۶، بوده‌است.

…زمانی‌ که‌ دکتر مصدق‌ لایحه‌ اختیارات‌ را در اواسط‌ مرداد به‌ مجلس‌ برد هر چند مجلس‌ هم‌ با آن‌ موافقت‌ کرد اما کم‌کم‌ زمزمه‌های‌ مخالفت‌ شنیده‌ شد. البته‌ مخالفت‌ جدی‌ آیت‌الله‌ کاشانی‌ زمانی‌ بود که‌ دکتر مصدق‌ درخواست‌ تمدید اختیارات‌ برای‌ مدت‌ یکسال‌ دیگر کرد. مسئله‌ به‌ این‌ صورت‌ بود که‌ مخالفین‌ و تعدادی‌ از نمایندگان‌ مجلس‌ پیش‌ آقای‌ کاشانی‌ می‌آمدند و اظهار نارضایتی‌ می‌کردند. آیت‌الله‌ کاشانی‌ مخالفتی‌ با تصویب‌ این‌ لایحه‌ در نوبت‌ اول‌ نداشت‌ چون‌ وضعیت‌ بحرانی‌ کشور را خوب‌ درک‌ می‌کرد ولی‌ تمدید آن‌ را برای‌ یکسال‌ دیگر تحمل‌ نمی‌کرد.

البته‌ باید پذیرفت‌ که‌ دکتر مصدق‌ وقتی‌ که‌ اختیارات‌ را از مجلس‌ گرفت‌ توانست‌ قوانینی‌ را تصویب‌ کند که‌ هر اصلاح‌ طلبی‌ آن‌ را آرزو می‌کرد یعنی‌ نمی‌خواست‌ که‌ از این‌ قدرت‌ به‌نفع‌ خود سوء استفاده‌ کند و بارها تأکید می‌کرد که‌ من‌ مستبد نیستم‌. او روحیه‌ای‌ داشت‌ که‌ می‌گفت‌ مجلس‌ در شرایطی‌ است‌ که‌ مانع‌ تصویب‌ این‌ قوانین‌ است‌. این‌ یکی‌ از موارد اختلافی‌ بود که‌ میان‌ آقای‌ کاشانی‌ و دکتر مصدق‌ به‌ وجود آمد. اختلاف‌ دیگر بر سرموضوع‌ انتصابات‌ دکتر مصدق‌ بود.

آقای‌ کاشانی‌ می‌گفت‌: شما همیشه‌ می‌گفتید که‌ تا قبل‌ از من‌ تمام‌ نخست‌ وزیران‌ آلت‌ سفارت‌ انگلیس‌ بودند حالا چطور شما خودتان‌ سهام‌السلطان‌ بیات‌ را که‌ با شما نسبت‌ فامیلی‌ دارد در رأس‌ هیئت‌ مدیره‌ شرکت‌ نفت‌ قرار دادی‌. با انتصاب‌ سرلشگر محمد دفتری‌ به‌ عنوان‌ رئیس‌ گارد مسلح‌ هم‌ مخالفت‌ کرد چون‌ زمانی‌ که‌ می‌خواستند آقای‌ کاشانی‌ را تبعید کنند او به‌ عنوان‌ فرمانده‌ دژبان‌، ایشان‌ را با رفتاری‌ توهین‌ آمیز دستگیر کرد و آقای‌ کاشانی‌ هم‌ از او خیلی‌ دلخور بود.

درمورد انتصاب‌ رضا فلاح‌ در شرکت‌ نفت‌ هم‌ مخالفت‌ کردند چون‌ معتقد بودند او نشان ‌زانوبند حمایت‌ از ملکه‌ انگلیس‌ گرفته‌ و شایسته‌ نیست‌ به‌ عنوان‌ مشاور نزدیک‌ در امور نفتی‌ تعیین‌ شود. در شرکت‌ نفت‌ افرادی‌ همچون‌ مهندس‌ پرخیده‌ و حسن‌ نوذری‌ نظر مساعدی‌ نسبت‌ به‌ فلاح‌ نداشتند و او را انگلوفیل‌ می‌شناختند…

وقتی مخالفان مصدق دیدند که ارتش آشکارا از او حمایت میکند، بر آن شدند تا فرمان شاه دایر بر عزل مصدق را از طریق انداختن پارازیت به روی رادیو تهران و پخش پیام سرلشگر زاهدی به عنوان نخست وزیر جدید، به اطلاع مردم برسانند. هنگامی که این کار انجام میگرفت چند دسته از افراد پادگان تهران به سوی مرکز شهر اعزام شدند تا تظاهرکنندگان را متفرق کرده و نظم و آرامش را به هر قیمتی که باشد حفظ کنند.

این دسته های نظامی که مجهز به تانک و زره پوش بودند، هنگام نزدیک شدن به میدان بهارستان، به تدریج تظاهرات طرفداری از شاه را آغاز کردند. دو تظاهرات کوچک توسط طرفداران شاه که از کشتی گیران باستانی(زورخانه) و وزنه برداران و دسته های ورزشی جنوب تهران تشکیل میشد با نیروهای انتظامی رو به رو شدند اما برخوردی پیش نیامد. افسران فرمانده نیروهای انتظامی به روسای خود گزارش کردند که تظاهرکنندگان فقط از شاه حمایت میکنند و پراکنده کردن آنها در این مرحله ممکن است تاثیر ناگواری در روحیه سربازان باقی گذارد.

سرتیپ ریاحی موضوع را به دکتر مصدق اطلاع و هشدار داد که نمیتوان به واحدهای ارتشی در اجرای دستورات نظامی، زیاد اطمینان داشت چراکه در مرکز شهر عده زیادی به هواداری از شاه برخاسته و تعداد آنان، لحظه به لحظه رو به افزایش است، به طوری که ارتش قادر به کنترل اوضاع نیست. علاوه بر این معلوم شد که تعدادی از افسران مسول دفاع از رادیو تهران، همراه با افراد گروهانهای خود به مخالفان مصدق پیوسته اند و آماده حمله به مصدق شده اند.

در این هنگام جمعیت مرکب از نظامیان و غیر نظامیان طرفدار شاه به ساختمان شهربانی و ستاد ارتش نزدیک میشدند. نماینده سرلشگر زاهدی با رئیس ستاد ارتش تماس گرفت و از او درخواست کرد که یا در برکناری مصدق به آنها کمک کند یا مسولیت خونریزی را بپذیرد. رئیس ستاد ارتش،این پیام را به مصدق رساند که در آن وقت در خانه خود واقع در خیابان کاخ (شماره101) بود و طرفداران شاه آن را محاصره کرده بودند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مهلت نوشتن پاسخ معادله تمام شد!

دکمه بازگشت به بالا