جریانشناسی سیاسی در ایران، علی دارابی

کتاب جریان شناسی سیاسی در ایران نوشته علی دارابی است. این کتاب سعی دارد با نگاهی جریانشناسی تاریخ سیاسی ایران را بررسی کند. کتاب جریان شناسی سیاسی در ایران برای علاقهمندان به تاریخ معاصر ایران یک مرجع است.
علی دارابی ابتدا کلیات و اصول نظری این کتاب را در قالب شکاف های اجتماعی، بحث وابستگی و استقلال، ایمان و اعتقاد و عدم وجود یا خلوص در آن ها و همچنین حق و باطل مورد بررسی قرار می دهد و سپس به سراغ جریان شناسی سیاسی در ایران از دهه ی بیست شمسی تا وقوع انقلاب اسلامی می رود. وی در این راستا پنج جریان اصلی مذهبی یا اسلام گرا، ناسیونالیستی یا ملی گرا، مارکسیستی یا چپ، التقاطی یا ترکیبی و جریان سلطنت طلب را معرفی می کند و مبانی فکری و زیرشاخه های هر کدام را نیز توضیح می دهد.
نویسنده در ادامه به تفصیل، جریان سیاسی اسلام گرایانه را در چهار بخش تشریح می کند که بخش نخست، جریان اصول گرا یا راست را از نظرگاه مفاهیم جامعه شناختی مورد بررسی قرار می دهد. بخش دوم به مساله ی روحانیت می پردازد و اتحاد و ائتلاف ها تا تحولات جریانی و جناحی را زیر ذره بین می برد. بخش سوم با همان رویکرد بخش نخست، به تببین مفهومی و جامعه شناختی جریان چپ تا اصلاح طلب اقدام می کند و نهایتا در بخش چهارم کتاب جریان سوم و مبانی جامعه شناختی آن مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.
درباره کتاب جریان شناسی سیاسی در ایران
رخداد کمنظیر انقلاب اسلامی ایران در جهان دینگریز و بلکه دینستیز قرن بیستم، نشانه بحرانی جدی در جریان غالب سکولاریزه کردن حیات فردی و اجتماعی انسانها بهشمار میرود. هرچند فوریترین اثر پیروزی انقلاب اسلامی، تغییر نظام سیاسی بود، اما روشن است که بدون پایهها و مبانی فکری متقن و استوار، وقوع چنین تحول عظیمی ناممکن بود. بهعبارت دیگر، «انقلاب فکری» مقدمه و زیربنای قیام ملت ایران علیه نظام استبدادی شاهنشاهی است.
شناخت نسل امروز جامعه ایران از جریانهای سیاسی امروز کشور، مبانی نظری و پیشینه عملی آنها بسیار پراهمیت است و میتواند در هدایت فعالیتهای اقشار مختلف جامعه، بهویژه نسل تحصیلکرده و افزایش تجربه تاریخی آنها تأثیر جدی داشته باشد. محقق ارجمند در این پژوهش کوشیده است تا برای معرفی مبانی نظری و کارنامه عملی جریانهای سیاسی امروز، پیشینه نظری و عملی و تحولات مواضع این جریانها را از شهریور ۱۳۲۰ تا به امروز بررسی نماید و بدینترتیب، اثری جامع و مفید در این زمینه در اختیار خوانندگان محترم قرار دهد. این پژوهش همانند سایر پژوهشهای گروه مطالعات انقلاب اسلامی، فرایند خاص انجام تحقیق را در شورای علمی گروه طی کرده است.
این کتاب در یک مقدمه، سه فصل و همراه با جمع بندی و نتیجه گیری تدوین شده است. فصل اول به کلیات و مبانی پژوهش، مفاهیم، ادبیات، پیشینه، پرسش ها، فرضیه ها و متغیرهای آن اختصاص دارد. در فصل دوم جریان شناسی سیاسی در ایران از ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ پنج جریان مذهبی یا اسلام گرا، ملی گرا یا ناسیونالیست، چپ یا مارکسیستی، ترکیبی و التقاطی و بالاخره سلطنت طلب با ویژگی های هریک از جریان های مذکور حاملان و سخن گویان آن ها مطرح شده است. فصل سوم کتاب به جریان های سیاسی اسلام گرا در جمهوری اسلامی ایران اختصاص دارد. در ابتدای این فصل پس از تبیین مفهومی و جامعه شناختی جریان راست یا اصول گرا از ویژگی های این جریان، سیر تطور و تکوین آن از راست تا آبادگری و سپس اصول گرایی و نیز بانیان، حاملان و سخن گویان اصلی جریان اصول گرا یعنی حزب جمهوری اسلامی، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، جامعه روحانیت مبارز تهران، حزب مؤتلفه اسلامی، جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی و آبادگران سخن به میان آمده است.
در بخش دیگری از فصل سوم، جریان شناسی چپ یا اصلاح طلب با احزاب و تشکل هایی چون مجمع روحانیون مبارز، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، دفتر تحکیم وحدت، کارگزاران سازندگی، مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم، جبهه مشارکت ایران اسلامی و حزب اعتماد ملی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. نکته مهم و مورد توجه در این قسمت، نقد و بررسی به نوعی آسیب شناسی اصلاح طلبی در جامعه ایران است.
دیگر مبحث این فصل به جریان سوم اختصاص دارد. جریانی که بر این باور بود که دوران چپ و راست خاتمه یافته و باید جریان جدیدی اداره امور را بر عهده گیرد.
بخش پایانی فصل سوم کتاب به دین اندیشان و جریان برخاسته از تفکر آن ها اختصاص دارد. این جریان خود به سه دسته سنت گرایان، ناقدان سنت و تجدد، و تجددگرایان تقسیم شده و اهم آرا و دیدگاه های آن ها مورد بررسی و نقد قرار گرفته است.
جمع بندی و نتیجه گیری، درج آخرین فهرست احزاب و تشکل های سیاسی در ایران امروز به عنوان ضمیمه کتاب،در قسمت پایانی کتاب آورده شده است.
بخشی از کتاب جریان شناسی سیاسی در ایران
جریانهای سیاسی پدیدهای بسیار مهم و نقشآفرین در تاریخ سیاسی و تحولات جامعه به شمار میآیند. مقصود از جریان سیاسی، یک حرکت سیاسی پویا و زنده است که با برخورداری از ایدئولوژی مشخص و گرایشهای فکری درونی به مدد رهبران خود بر نظام سیاسی و نیز اقشار مختلف جامعه تأثیر میگذارد و جبهه، جناح، حزب، سازمان یا نهاد و گروه ویژه خود را بنیان مینهد. هدف نهایی جریانهای سیاسی، کسب قدرت و استقرار نظام سیاسی مورد نظر است که آن را از طریق راهبردها و راهکارهای مختلف پی میگیرند.
کارکردهای یک جریان فکری ـ سیاسی به اختصار شامل شناسایی و معرفی رهبر یا رهبران، کادرسازی، بسیج مردم؛ تشکیل حکومت، مشروعیتبخشی به دولت، کارگردانی قدرت در جامعه، حمایت و پشتیبانی از دولت، جهتدهی به افکار عمومی و فرهنگسازی، حمایت و پشتیبانی از احزاب، نهادها و تشکلهای وابسته به خود، ائتلاف با برخی از جریانهای رقیب، از مشروعیتاندازی جریان رقیب و براندازی آن، دفاع از دولت، احزاب، نهادها و تشکلهای وابسته به خود هنگام بحرانهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی میگردد. کارکردهای مذکور نشانگر آن است که جریانها سیاسی تا چه اندازهای در سرنوشت یک نظام سیاسی و ملت نقشآفرینند و سلامت و انحراف آنان در عاقبت کار افراد و جامعه چقدر تعیین کننده است؟ حیات سیاسی یک کشور، سنت و گذشته سیاسی مردم، وضعیت حال و آینده آنان از کارگردانی این جریانها متأثر است.
شناخت صحیح مسائل سیاسی هر جامعه و تحلیل درست از وقایع، بدون شناخت ماهیت جریانهای فکری ـ سیاسی ناممکن است، بهویژه اینکه میدانیم جریانها از حیث وابستگی یکسان نیستند، آنان را میتوان به دو دسته زیر تقسیم کرد:
۱. جریان فکری ـ سیاسی مستقل، این جریان برآمده از متن اجتماع، مردمی و بدون وابستگی به دولتها بیگانه یا مستبد است. مانند جریان اسلامگرا.
۲. جریان فکری ـ سیاسی وابسته، که به دو گروه تقسیم میشود:
الف. جریان وابسته به دولت نامشروع داخلی: این جریان از سوی دولت غیر مردمی حاکم تشکیل و راهاندازی شده، از احزاب، گروهها و نهادهای آن حمایت و پشتیبانی سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی صورت میگیرد. در مقابل نیز آن جریان، پیرو و توجیهگر نظام حاکم است.
ب. جریان وابسته به دولت اجنبی: این جریان از سوی قدرتهای خارجی اعم از همسایه، منطقهای یا جهانی، تشکیل، راهاندازی و حمایت میشود و توجیهگر اعمال و سیاست دولت حامی بوده، در راستای منافع قدرت بیگانه و ضد منابع ملی گام بر میدارد.
بهترین مثال برای جریان وابسته به دولت نامشروع داخلی، جریان سلطنتطلب است که البته امروز و حتی دیروز (قبل از پیروزی انقلاب اسلامی) از حمایت خارجی برخوردار بود و مثال دوم، جریان چپ مارکسیستی بهویژه چپ قدیم است.
درباره نویسنده
علی دارابی زاده ۱۳۴۰ در اراک ، عضو هیئت علمی دانشگاه صداوسیما و محقق در حوزه ارتباطات و انقلاب اسلامی ایرانی و معاون امور استانهای سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است. او کارشناسی علوم سیاسی را در سال ۱۳۶۹ و مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشتهٔ در سال ۱۳۷۲ از دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران دریافت کرد. او در رشته علوم سیاسی گرایش جامعهشناسی سیاسی از واحد علوم تحقیقات دانشگاه آزاد در مقطع دکتری فارغالتحصیل شد.





























































