باغ همسایه، خوسه دونوسه، ترجمه عبدالله کوثری

این رمان در ارتباط با کودتا ژنرال پینوشه بر علیه سالوادور آلنده رییس جمهور شیلی تا سال 1980 است. این کودتا که به کمک سازمان سیا و ارتش شیلی صورت گرفت یکی از تاریک ترین نقاط در قرن بیستم است. موج خشونت ها، اعدام ها، شکنجه ها و … به حدی زیاد بود که در تمام جهان پیچید.
رمانی درباره ادبیات، دشواری نوشتن، دغدغه و اضطراب و افسردگی نویسندهای شکستخورده که اوضاع زندگی شخصی و خانوادگیاش هم چندان روبهراه نیست، همراه با گریزهایی به سیاست و کودتای پینوشه در شیلی و نیز اشاراتی طنزآمیز به ادبیات آمریکای لاتین در دوره شکوفایی این ادبیات. خوسه دونوسو در رمان باغ همسایه داستان یک نویسنده افسرده و شکستخورده شیلیایی به نام خولیو مندس را روایت میکند که ناشر رمانش را رد کرده است. دوست پولدار خولیو خانهاش در مادرید را برای تابستان در اختیار او و همسرش قرار داده و خولیو که راوی رمان است میخواهد از این فرصت استفاده کند و با بازنویسی رمانِ رَدشدهاش از آن شاهکاری بسازد بسیار بهتر از آثار نویسندگانی چون گابریل گارسیا مارکز و کارلوس فوئنتس که خولیو آنها را «غولهای پوشالی» میداند. خانهای که خولیو و همسرش تابستان را در آن میگذرانند پنجرهای دارد که به باغ همسایه باز میشود و این باغ چشماندازی جذاب و تماشایی برای راوی است. اما سرنوشت رمانِ راوی چه میشود؟ آیا او خواهد توانست با این رمان سرانجام به توفیق و شهرتی دست یابد؟ در اواخر رمان با حقیقتی مواجه میشویم که تصور ما را از آنچه تا آن لحظه خواندهایم یکسره تغییر میدهد و لایهای دیگر از رمان را به روی ما میگشاید که تا آن لحظه مخفی بوده است. دونوسو در باغ همسایه با ساخت و پرداختی ماهرانه خوانندهاش را در اواخر رمان غافلگیر میکند.
درباره نویسنده: خوسه دونوسو (1996 – 1924)، داستاننویس، روزنامهنگار و شاعر اهل شیلی.













