اولین خون، دیوید مورل، ترجمه غلامحسین اعرابی

سرباز امریکایی از جنگ سخت کشورش و ویتنام برمیگردد با تمام مصیبت ها و عقده های روانی که جنک بر روح او گذاشته است. او ابتدا در ایالات متحده امریکا قصد دیدن دوست دوران جنگ خود را دارد که مادر دوست او میگوید او در اثر سرطان که در جنگ گرفته مرده و او در خیابان راه میافتد سپس پلیسی او را با سرو وضع ژولیده میبیند و او را سوار میکند تا به جایی برساند پلیس این شهر که از این سرباز به خاطر وضع ظاهری و عدم اطلاع این پلیس از این که او از گروه سخت جون کلاه سبزها است و این که فکر میکند او ولگردی بیش نیست شروع به ازار زبانی جان میکند جان به او میگوید فقط قصد دارد در این شهر غذا بخورد سپس به پراگ برود ولی او سربازرا در جاده خاکی پیاده میکند و به او میگوید از این شهر برود سپس سرباز پیاده میشود ولی پس از دور شدن پلیس قصد دارد به داخل شهر برود که ین پلیس میبیند و او رادستگیر میکند وبه بازداشگاه میبرد او رادر انجا شکنجه میکنند سپس او فرار کرده و به جنگل میرود و ادامه ماجرا … این سرباز رمبو نام داشت…





