اجتماعیاقتصادیتاریخ سینمای جهان

بحران بزرگ مالی: علت‌ها و درس‌ها، علی دینی ترکمانی

کتاب بحران بزرگ مالی: علت‌ها و درس‌ها نوشته‌ی علی دینی ترکمانی، علت‌های بحران‌های مالی و مسائل مرتبط با آن مانند جنگ‌های ارزی، تأثیر مشکلات بر آینده اقتصادی کشور و… را در کشورهای در حال توسعه مورد بررسی قرار می‌دهد.

برخلاف تصور بسیاری از اقتصاددانان و سیاستمداران، جهان در سال 2008 شاهد یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های مالی بود، بحرانی قابل قیاس با بحران 1929 – 33 و با پس لرزه‌هایی که هنوز ادامه دارد و خواب را از چشمان مسئولان اقتصادی و سیاسی اقتصادهای بحران زده گرفته است، بحرانی که هم در اروپا (در کشورهایی همچون انگلستان و فرانسه و یونان) و هم در آمریکا به دلیل افزایش میزان بیکاری و کاهش سطح رفاه ناشی از سیاست‌های اقتصادی ریاضت کشانه معطوف به کنترل کسری بودجه و کاهش هزینه‌های اجتماعی با جنبش‌های اعتراضی اجتماعی همراه شده است.

آیا شبح مارکس به عنوان شناخته شده‌ترین منتقد انقلابی نظام سرمایه‌داری دوباره بر فراز این نظام به حرکت درآمده است؟ آیا این بحران نشانه‌ای قوی از سقوط نظام سرمایه‌داری و جایگزینی آن با نظامی دیگر و تمدنی دیگر است؟ پاسخ این پرسش‌ها ساده نیست، اما آنچه از متن این کتاب مبتنی بر گفتارهای برخی از صاحب نظران اقتصادی در میزگردهای برگزار شده مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی بر می‌آید، این است که این نظام مانند گذشته این بحران را نیز پشت سر خواهد گذاشت، اما ناچار از پذیرش تغییر و تحولاتی جدی در شیوه حکمرانی نهادی خود نیز خواهد شد.

علی دینی ترکمانی در کتاب بحران بزرگ مالی، علت‌ها و درس‌ها (Financial crisis: causes and lessons) از دیدگاه‌های اقتصادی، سیاسی، جامعه‌شناختی و روابط بین‌الملل این بحران بزرگ را مورد بررسی قرار داده است.

در بخشی از کتاب بحران بزرگ مالی، علت‌ها و درس‌ها می‌خوانیم:

از سال 1995 به این طرف، برآوردهای صورت گرفته در مقیاس جهانی، نشان می‌دهد که همواره در این دوره، تولید کل جهانی حداقل حدود 30 درصد بیشتر از تقاضای کل جهانی بوده است. آنچه بر این پدیده اتفاق می‌افتد، این است که وزن و حجم فعالیت‌هایی که در بخش غیر حقیقی انجام می‌شود از نظر ضریب اهمیت، نسبت به وزن و حجم فعالیت‌هایی که در بخش‌های حقمی اتفاق می‌افتد بیشتر می‌شود. ترکیب این مجموعه ملاحظات با یکدیگر، اقتصاد جهانی را با طیف گسترده‌ای از تناقض‌ها روبه رو کرده است که در یک زمان مناسب و کافی، باید یک به یک این‌ها را واکاوی نماییم. ما با انواع تناقض‌ها رو به رو هستیم. شاید آن چیزی که به لحاظ روش شناختی برای همه ما اهمیت داشته باشد این است که در عصر دانایی و جهانی شدن اقتصاد، مهم‌ترین ضرورت برای حل و فصل این تناقض‌ها، این است که در ابعاد بی‌سابقه‌ای بر روی ضرورت تنظیم‌گری، اتفاق نظر داشته باشیم. به تعبیر مرحوم سهراب سپهری، ما باید به معنای دقیق کلمه، چشم هایمان را یک بار دیگر بشویم تا بتوانیم این واقعیت‌ها را درست و دقیق ببینیم. در گزارش توسعه جهانی 1997 بانک جهانی با عنوان «دولت در جهان در حال تحول – که همین مؤسسه منتشر کرده است از منظر جایگاه و منزلت تنظیم گری آمده است که در دوره سال‌های 1960 تا 1996 ، نسبت هزینه‌های دولت به تولید ناخالص داخلی در

کشورهای عضو OECD دو برابر شده است. و چه تناقض آلود این مسئله، این است که درست در همین دوره زمانی، غیر متعارف‌ترین فشارها به کشورهای در حال توسعه برای کوچک سازی اندازه دولت هایشان تحمیل می‌شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مهلت نوشتن پاسخ معادله تمام شد!

دکمه بازگشت به بالا