05، دهه بیست-اشغال ایران شهریور 1320 و تبعات فرهنگی آنتاریخ سینمای ایران یکجنگ جهانی اولجنگ جهانی دوم

جنگ جهانی در ایران، سر کلارمونت اسکرین، غلامحسین صالحیار

«جنگ‌ جهانی در ایران» عنوان کتابی است به قلم سرکلارمونت اسکرین، کنسول انگلیس در مشهد. کلارمونت در این کتاب اوضاع ایران در جنگ جهانی اول و دوم را شرح داده است. در اینجا بخشی از خاطرات او را می‌خوانید که شامل نامه او به وزیر خارجه بریتانیا درباره میلسپو، مستشار مالی آمریکایی در ایران و نیز تشریح مسائل اقتصادی آن دوران است.

نامه‌ای را که در ۲۲ مه ۱۹۴۳ به‌وزیر خارجه در دهلی نوشتم، نقل می‌کنم:

«میلسپو خیلی دوستانه و صریح رفتار کرد. او از من خواست که مراقب ماموران مالی محلی او باشم و اعمال آنها را به‌وسیله نامه مشخصی به‌اطلاع او برسانم. او عمدا با همه آنچه من در سال گذشته گفته و نوشته بودم، موافقت کرد. من گفته و نوشته بودم که در دوران رضاشاه در سراسر ایران یک شبکه فساد و چپاول اقتصادی به‌وسیله بعضی از مقامات رسمی وزارتخانه‌های دارایی، کشور، اقتصاد کشاورزی و همکاران آنها یعنی مالکین، محتکرین و مدیران امور نان و خبازی سازمان یافته است. من هم مانند میلسپو، بعد از ۱۳ سال غیبت به ایران برگشتم و مانند او از فساد طبقات بالا و فقر طبقات پایین که ناشی از تسلط کامل تمایلات پول‌پرستانه در عرض این مدت بوده است، متاثر و متنفر شدم. او نگران بود که مبادا تلاش‌های میسیونش خیلی دیر شروع شده باشد و از تعویق در دادن اختیارات و کارمندان به او خیلی ناراضی بود، اما مطمئن بود که اگر بر بحرانی که در تابستان منتظر آن بودند غلبه شود، خواهد توانست این بار هم مثل نخستین ماموریتش اعتماد و همکاری بهترین عناصر کشور را جلب کند و با کمک آنها اصلاح اساسی در وضع اقتصادی ایران ایجاد کند…

خاطرات سرکلارمونت اسکراین ؛ مردیکه رضاشاه را به تبعید برد

این کتاب به خاطرات و اتفاق های و ماموریت های سرکلارمونت اسکرین سر کنسول انگلیس در ایران می پردازد.

… ایرانیان مردمی باهوش، با نشاط و دارای اصل و نسبی عالی و ممتاز هستند که طی 13 قرن اخیر تاریخ بخاطر وسعت خاک و موقعیت ویژه جغرافیائی نتوانسته اند به ترقیات لازم نائل گردند…

نامه‌ای را که در ۲۲ مه ۱۹۴۳ به‌وزیر خارجه در دهلی نوشتم، نقل می‌کنم:

میلسپو خیلی دوستانه و صریح رفتار کرد. او از من خواست که مراقب ماموران مالی محلی او باشم و اعمال آنها را به‌وسیله نامه مشخصی به‌اطلاع او برسانم. او عمدا با همه آنچه من در سال گذشته گفته و نوشته بودم، موافقت کرد. من گفته و نوشته بودم که در دوران رضاشاه در سراسر ایران یک شبکه فساد و چپاول اقتصادی به‌وسیله بعضی از مقامات رسمی وزارتخانه‌های دارایی، کشور، اقتصاد کشاورزی و همکاران آنها یعنی مالکین، محتکرین و مدیران امور نان و خبازی سازمان یافته است.

من هم مانند میلسپو، بعد از ۱۳ سال غیبت به ایران برگشتم و مانند او از فساد طبقات بالا و فقر طبقات پایین که ناشی از تسلط کامل تمایلات پول‌پرستانه در عرض این مدت بوده است، متاثر و متنفر شدم. او نگران بود که مبادا تلاش‌های میسیونش خیلی دیر شروع شده باشد و از تعویق در دادن اختیارات و کارمندان به او خیلی ناراضی بود، اما مطمئن بود که اگر بر بحرانی که در تابستان منتظر آن بودند غلبه شود، خواهد توانست این بار هم مثل نخستین ماموریتش اعتماد و همکاری بهترین عناصر کشور را جلب کند و با کمک آنها اصلاح اساسی در وضع اقتصادی ایران ایجاد کند…

اشغال ایران در جنگ جهانی اول، جبهه ایران، یا نقض بی‌طرفی ایران در جنگ جهانی اول تعدادی از درگیری‌ها در آذربایجان ایران و غرب ایران بین نیروهای بریتانیا، امپراتوری روسیه، و نیروهای ارمنی و آشوری با نیروهای امپراتوری عثمانی گفته می‌شود که در دسامبر ۱۹۱۴ آغاز و با امضای قرارداد مودروس در ۳۰ اکتبر ۱۹۱۸به پایان رسید. این درگیری‌ها بخشی از جنگ جهانی اول در خاورمیانه محسوب می‌شود. مداخلات و عملیات روس‌ها با انقلاب روسیه در ۲۳ام فوریه ۱۹۱۷ پایان یافت. هنگامی که نیروهای قزاق روس با واحدهای ارمنی و نیروهای متحد که نیروی دانستر نام نهاده‌شد جایگزین شدند…

ایران در زمان شروع جنگ رسماً اعلام بی‌طرفی نموده‌بود. با این حال در عمل نیروهای ایران توسط قدرت‌های مرکز و نیروهای متفقین جنگ جهانی اول تحت تاثیر شرایط از یکی از طرفین طرفداری می‌کردند. منافع غربی در ایران بر مبنای منابع قابل توجه نفت و موقعیت سوق‌الجیشی ایران که مابین افغانستان و نیورهای متخاصم عثمانی٬ روس٬ و بریتانیا قرار داشت. ایران آن زمان با قرارداد سن پترزبورگ، ۱۹۰۷ میلادی به منطقه تحت نفوظ شمال و منطقه تحت نفوظ جنوب تقسیم شده بود. این شرایط تحت پوشش دهه‌ها سیاست مشهور به بازی بزرگ بین روسیه و بریتانیا حاصل شده‌بود. این قرار داد همچنین مناطق تحت نفوذ در تبت٬ افغانستان٬ و ایران را تعیین نموده بود تا وزنه تعادلی در برابر نفوذ آلمان‌ها را فراهم آورد.

در روز ۳ شهریور ۱۳۲۰، ابتدا نیروهای شوروی از شمال و شرق از زمین و هوا به ایران حمله‌ور شدند و سپس نیروهای بریتانیایی نیز از جنوب و غرب حمله کردند و شهرهای سر راه را یک‌به‌یک به سرعت اشغال کردند و هر دو به سمت تهران حرکت کردند. ارتش ایران به سرعت متلاشی شد. رضاشاه با فشار متفقین به خصوص بریتانیا سریعاً استعفاء داد و سپس با گذشتِ مدت‌ها کشمکش بینِ روس‌ها با دیگر کشورهایِ متفقین بالاخره بر سر نوع حکومت جدید ایران و انتقال سلطنت به پسرش (محمدرضا) که ولیعهد پیشین نیز بود، به توافق رسیدند.

پس از اشغال، راه‌آهن سراسری ایران برای انتقال کمک‌های نظامی از جنوب ایران به پشت جبههٔ شوروی، بر اساس قانون وام و اجاره مورد استفاده قرار گرفت.ایران که در آغاز جنگ، بی‌طرفی خود را اعلام کرده بود اما نهایتاً در ۱۷ شهریور ۱۳۲۲ به آلمان اعلان جنگ داد. به پشتوانهٔ همین اعلان جنگ ایران می‌توانست پس از پایان جنگ به اعلامیهٔ ملل متحد بپیوندد و همچنین در کنفرانس‌های صلح پس از جنگ شرکت کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مهلت نوشتن پاسخ معادله تمام شد!

دکمه بازگشت به بالا