نبرد برای سارایوو، کریم لوچارویچ، ترجمه سعید عابدپور

در کتاب نبرد برای سارایوو با خاطرات کریم لوچارویچ آشنا می شویم. او که لقب دکتر داشت، از فرماندهان مقاومت در زمان حمله به شهر سارایوو در سال های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۵ است. این کتاب، روایت های واقعی مردمی است که ناگهان خود را در معرض حمله های صرب ها می بینند و باید با دست های خالی دفاع کنند. کتاب نبرد برای سارایوو، ماجراهای سخت ترین و پیچیده ترین سال محاصره پایتخت بوسنی را مرور می کند. خاطرات رزمندگانی که با دست خالی در برابر نصف اروپا ایستادند و طولانی ترین محاصره نظامی تاریخ را با شکست مواجه کردند.
کتاب نبرد برای سارایوو پیش از این به هفت زبان دیگر ترجمه شده بود. سعید عابدپور با ترجمه از زبان بوسنیایی به فارسی و مهدی قزلی با بازنویسی کتاب، امکان خواندن آن را برای هموطنان فراهم آوردند.
درباره نویسنده کتاب نبرد برای سارایوو
کریم لوژارویچ معروف به دکتر، در سال 1958 در سارایوو متولد شد. وی دارای مدرک اقتصادی است. از سال 1990 او عضو شورای شهر سارایوو بود. قبل از جنگ در بوسنی و هرزگوین در سال 1992، وی در مدیریت هولدینگ UNIS بود. او به طور فعال در دفاع از BiH نقش دارد و یکی از بنیانگذاران لیگ میهنی است. وی از سال 1992 تا 1993 فرمانده پلیس نظامی جمهوری BiH و سپس رئیس امنیت نظامی بود. پلیس نظامی در تمام اقدامات دفاعی سارایوو شرکت داشت. یکی از معروف ترین و مهمترین اقدامات واحد لوژارویچ جلوگیری از عقب نشینی سلاح های JNA …
جملاتی از کتاب نبرد برای سارایووا
نزدیکترین چشم انداز پل کوزیا است. زمانی دور، پل کوزیا گذرگاه تجار مسلمان، کاتولیک و ارتدوکسی بود که عازم استانبول بودند. آنها با اسبها و در کاروانهایی به صورت دستهجمعی مسافرت میکردند تا از شر دزدها و راهزنها در امان باشند. یک بار یک تاجر صرب از مسلمانی به نام حمزه خواست تا برای برادرش از استانبول کمی پنیر بیاورد. یک شب در حین مسافرت، اسبها ترسیده و رم کردند و پنیرها را با خود بردند. زمانی که اولین گروه تجار به سارایوو برگشتند، به آن صرب گفتند: «از پول تو دیگر خبری نیست، اسبها همهٔ اجناس را بردند.»
بعد از سه روز، حمزه به سارایوو رسید و فوری پیش آن صرب ارتدوکس رفت و گفت: «برادرت را پیدا کردم و پنیرها را به او دادم. من پنیرها را در چمدانم گذاشته بودم و آنها را بار خورجین نکرده بودم. وسایل من خودم هم به خاطر رمیدن اسبها از بین رفت.»
چنین مردمی در سارایوو زندگی میکردند. حمزه، تمامی بار امانت را به صرب داد.







