ادبیاتادیاناساطیریتاریخیشخصیت‌هافرهنگیفرویدیسممکاتب هنری

اسطوره‌های یونانی،  لوسیلا برن، ترجمه عباس مخبر

اسطوره شناسی یکی از رشته های تخصصی و علمی است که از طریق معرفی، بررسی و تحلیل اساطیر ملل مختلف، عمل شناسایی و آگاهی از نوع زندگی، تفکرات و تحولات اجتماعی هر جامعه و ملتی را تسهیل می بخشد. تاکنون پژوهش ها و مطالعات گسترده ای در زمینه ی اسطوره شناسی صورت گرفته و کتب فراوانی نیز توسط جمع کثیری از نویسندگان و متخصصان این رشته در نقاط مختلف جهان تدوین گردیده که موجب افزایش سطح آگاهی علاقمندان به اسطوره می گردد. یونان از جمله سرزمین هایی می باشد که افسانه و شخصیت های اساطیری فراوانی داشته و روایت هایی پرکشش و تاثیرگذار را برای عموم مردم تشریح می نماید؛ داستان هایی که بنا بر اظهارات شخصی مولف، گنجاندن آن در طی محتوای یک کتاب، کاری دشوار بوده و حجم زیادی را طلب می کند. از همین روی، “لوسیلا برن”، نویسنده ی این اثر، با گزینش و میل شخصی خویش، گلچینی از بهترین افسانه های اساطیری یونان را گردآوری کرده که توسط “عباس مخبر”، اسطوره شناس ایرانی، به فارسی ترجمه شده و مخاطب ایرانی را با افسانه های اسطوره ای یونانی معروفی هم چون “تزه ی آتنی”، “جنگ تروا”، “داستان اودیسه” و … آشنا می سازد.

اساطیر یونانی مجموعه اساطیر و آموزه‌هایی است که به یونان باستان مرتبط می‌باشند و دربارهٔ خدایان و قهرمانان آنان، طبیعت جهان و ریشه‌های آن و اهمیت مکتب و آیین آن‌ها سخن می‌گویند. این اسطوره‌شناسی بخشی از دین یونان باستان می‌باشد. محققان به منظور مشخص کردن تأثیرات دینی و سیاسی آن بر یونان باستان و تمدن آن و درک خود اسطوره‌سازی، اسطوره‌ها را بررسی می‌کنند.

اساطیر یونانی به صراحت و به‌طور گسترده در مجموعه‌ای از داستان‌ها و به‌طور ضمنی در آثار هنری یونانی مانند گلدان‌های نقاشی و هدایای وتیو نمود یافته‌است. اسطوره‌های یونانی می‌کوشند منشأ جهان را توصیف کنند، و جزئیات زندگی‌ها و ماجراهای طیف گسترده‌ای از خدایان، الهه‌ها، قهرمانان، پهلوانان و موجودات اساطیری را بیان می‌نماید.

در این کتاب برخی از هیجان‌انگیزترین و تأثیرگذارترین اسطوره‌های یونانی با تمام قدرت دراماتیک خود بازگو می‌شوند: مبارزه حماسی جنگ تروا، سرگردانی اودیسه، سرنوشت غم‌انگیز ادیپ، و ماجراهای قهرمانانه هراکلس، تسئوس، پرسئوس، و جیسون نویسنده پانتئون پیچیده خدایان و الهه‌های المپی را معرفی می‌کند و ویژگی‌ها، شجره نامه‌ها و روابط اغلب کمیک آنها را توصیف می‌کند و شخصیت‌ها و داستان‌های آنها را با استفاده از هنر فرهنگ باستانی که آنها را به وجود آورده است، به تصویر می‌کشد. فصل پایانی میراث تخیلی قدرتمند و مداوم اسطوره یونانی، از بوتیچلی تا فروید را مرور می کند.

فهرست

یادداشت نویسنده مقدمه کارهای بزرگ (خوان های) هراکلس تزه ی آتنی جنگ تروا داستان اودیسه جیسون، مدئا و پشم زرین پرسئوس و مدوسا اودیپ و چرخه ی اسطوره های تبس میراث تخیلی پیشنهادهایی برای مطالعه ی بیش تر نمایه

درباره نویسنده:

لوسیلا برن (متولد سال 1954) متصدی بخش گروه آثار باستانی یونان و رومی در موزه بریتانیا است، جایی که وی در گلدان های رنگی و مرواریدهای یونانی تخصص دارد. او به طور گسترده سخنرانی می کند و کتاب ها  مقاله ها و بررسی هایی در مورد جنبه های مختلف باستان شناسی کلاسیک منتشر کرده است.

برشی از متن کتاب

کارهای بزرگ (خوان های) هراکلس هراکلس (هرکول)، بزرگ ترین پهلوانان یونانی، فرزند زئوس و الکمنا بود – الکمنا زن پاکدامن آمفی تریون بود، و زئوس برای آن که او را بفریبد، هنگامی که آمفی تریون بیرون از خانه بسر می برد، به هیات او درآمد. هنگامی که شوهر به خانه بازگشت و متوجه شد چه اتفاقی افتاده است، چنان خشمگین شد که تل بزرگی از هیزم گرد آورد و آتشی برافروخت تا الکمنا را زنده بسوزاند، اما زئوس ابرها را فرستاد تا آتش را خاموش کنند، و به این ترتیب آمفی تریون را مجبور کرد که این وضعیت را پذیرا شود. هراکسل از همان زمانی که به دنیا آمد تعجیل داشت که استعداد پهلوانی خود را نشان دهد. هنگامی که هنوز در گهواره بود، دو مار را که همسر حسود زئوس، هرا، برای حمله به او و برادر ناتنی اش ایفیکلس فرستاده بود خفه کرد. هنوز پسر بچه ای بیش نبود که یک شیر وحشی را در کوه کیتایرون از پای در آورد. پس از آن که به دوران بلوغ پانهاد، ماجراهای او مفصل تر و تماشایی تر از پهلوانان دیگر بود. در دوران باستان محبوبیت فراوان داشت، و موضوع داستان ها و آثار هنری بی شمار بود. هر چند منسجم ترین منابع ادبی مربوط به دلاوری های او به قرن سوم ق م باز می گردد، اما منابع پراکنده، و شواهد به دست آمده از منابع هنری روشن می سازند که اغلب ماجراهای او – اگر نه همه ی آن ها – از نخستین دوران ها معروف بوده است. هراکلس دوازده خوان معروف خود را تحت فرماندهی اوروستیوس، پادشاه آرگوس یا مسینی انجام داد. درباره ی این که چرا هراکلس خود را مجبور می دید که به کلیه ی درخواست های خسته کننده و به ظاهر ناممکن اوروستیوس پاسخ گوید، تبیین های مختلفی ارائه شده است. به نوشته ی یکی از منابع، هنگامی که پهلوان در حالتی از دیوانگی، کلیه ی فرزندان خود از ازدواج اولش را کشت، این خوان ها را غیب گوی دلفی بر او تحمیل کرد. شش خوان اول همگی در پلوپونز اتفاق افتاد، اما خوان های بعدی، هراکلس را به مکان های مختلفی در حواشی دنیای یونانی و فراسوی آن برد. در کلیه ی این خوان ها، هراکلس با تنفر الهه ی هرا مواجه بود که همواره به فرزندان زئوس از زنان دیگر حسادت می ورزید. از طرف دیگر، الهه ی آتنا، یکی از حامیان پر شور هراکلس بود؛ هراکلس از همراهی و یاری گاه و بی گاه برادرزاده ی خود یولائوس نیز بهره می گرفت. نخستین خوان هراکلس کشتن شیر نیمیایی بود. چون هیچ سلاحی بر این حیوان عظیم الجثه کارگر نمی افتاد، هراکلس با او کشتی گرفت و سرانجام با دست خالی و بدون سلاح او را به قتل رساند. سپس با کمک یکی از پنجه های حیوان پوستش را کند و همیشه آن را مانند شنلی می پوشید، در حالی که چنگال هایش به دور گردن او گره می خورد، آرواره هایش گشاده بر بالای سر او بود، و دمش پشت سر او تاب می خورد. خوان دوم، از میان بردن هودره ی لرنا، یک مار آبی چند سر بود که تالاب های اطراف لرنا را به ستوه آورده بود. هر بار که هراکلس یکی از سرهای او را قطع می کرد، دو سر دیگر به جای آن می روئید، و در این شرایط بسیار بد، هرا نیز یک خرچنگ غول آسا فرستاده بود تا پای هراکلس را در قلاب های فک خود بگیرد. این حقه ی رذیلانه، پهلوان را بیش از حد در تنگنا قرار داد، و او تصمیم گرفت از یولائوس کمک بگیرد؛ در همان حال که هراکلس سرها را قطع می کرد، یولائوس جای آن ها را با مشعل می سوزاند تا سری دیگر نروید، و سرانجام سر اصلی هیولا را قطع کردند…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مهلت نوشتن پاسخ معادله تمام شد!

دکمه بازگشت به بالا