هنر معقول: با ابتنا به آرا و آثار آیتالله جوادی آملی، بهروز عوضپور

فلسفه هنر و زیبایی شناسی برای نخستین بار توسط الکساندر بومگارتن، فیلسوف آلمانی در قرن ۱۸، مطرح شد. این علم البته در رساله های اکثر فیلسوفان در طول تاریخ تفکر ــ از یونان باستان تا به امروز ــ وجود داشته و دارد.
زیبایی شناسی و فلسفه هنر علم نوظهور و نوپایی در ایران است. عده ای از منتقدان بر این باورند که برای تدوین و پی ریزی یک دستگاه اصیل زیبایی شناسی و فلسفه هنر باید سراغ آرا و افکار اندیشمندان اسلامی و ایرانی در طول تاریخ رفت، چرا که آرا و نظریه های اندیشمندان غربی در مواجهه با مساله هنر در جامعه ایران، کارآیی چندانی ندارد. لازم به توضیح است که اکثر اندیشمندان و خبرهگان فلسفه اسلامی، درباره زیبایی شناسی و فلسفه هنر، رساله مکتوب مستقلی ندارند و باید با غور در منظومه فکری شان، به آرا زیبایی شناسی آنها دست یافت.
نشر موغام تبریز در همین راستا «هنر معقول» را منتشر کرده که در آن یک سیستم و دستگاه زیبایی شناسی و فلسفه هنر اسلامی با استفاده از آرای آیت الله عبدالله جوادی آملی، از مراجع تقلید جهان تشیع، ارائه شده است. بهروز عوض پور، نویسنده این کتاب است.
کتاب سه فصل اصلی دارد: در فصل نخست کتاب ابتدا واژه هنر در عام ترین وجه آن تعریف شده و در ادامه نوع خاصی از هنر به نام «هنر اسلامی» مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد. «هنر اسلامی با رویکرد حکمی ــ عرفانی»، «هنر اسلامی با رویکرد حکمی ــ فلسفی»، «هنر اسلامی در تفکر مشایی»، «هنر اسلامی در فلسفه اشراقی»، «هنر اسلامی از منظر حکمت صدرایی» و در نهایت تعریف معنا و مفهوم ترکیب «هنر معقول» از دیگر مباحث این فصل است.
عوض پور در فصل دوم کتاب معنا و مفهوم دو واژه کلیدی در فلسفه و فلسفه هنر اسلامی یعنی واژه های «خیال» و «عقل» را واکاوی کرده است. وی در معرفی و تحلیل «خیال» و «عقل» این مفاهیم را نیز در فلسفه های مشایی، اشراقی و صدرایی و در نهایت در منظومه فکری و فلسفی آیت الله جوادی آملی تحلیل و بررسی می کند.
در نهایت فصل سوم کتاب نیز شامل این سرفصل هاست: «کنش هنری»، «کنش هنری در رویکرد حکمی ــ فلسفی»، «کنش هنری در منظر مشایی»، «کنش هنری در منظر اشراقی»، «کنش هنری در منظر صدرایی»، «کنش هنری در رویکرد حکمی ــ عرفانی»، «کنش هنری در آرا و آثار آیت الله جوادی آملی» و «گونه شناسی هنر».
نویسنده در بخشی از مقدمه خود بر این کتاب نوشته است: «اگر مدعی پژوهش در هنر آن هم کشوری اسلامی هستیم، با تحقیق و مطالعه در آرا و آثار هستی شناسانه حکما و عرفای مسلمان در خصوص مواردی چون عقل و خیال و متخیله و حسن و جمال و دیگر مفاهیمی از این دست، به وجهی نظری از اساس هنر اسلامی دست یافته و از طریق تطبیق این دست یافته با آثار عملی هنر اسلامی در دوره های مختلف تاریخی بر درستی آن صحه گذاشته و بر قوام و غنای آن بیفزاییم.»
“هنر، یا مانندسازی اشیا است، یا ساختن فرمهایی معنیدار، و یا فرانمودی از تجربهها [بیان و حالات]، البته به شرطی که بتواند در مخاطب خود، شعف، عاطفه، یا تکانی از این دست ایجاد کند”، با این توضیح که این تعاریف در جهت معرفی هنر در وجه غربی آن وضع شدهاند و دقیقاً هم به همین دلیل بر معرفی هنر اسلامی چندان هم توانا نیستند. و از این بابت در جهت معرفی هنر اسلامی شایان ذکر است که: اولاً، هنر اسلامی را در یک طبقهبندی بسیار کلی میتوان با دو رویکرد کلان حکمی ـ عرفانی و حکمی ـ فلسفی مورد تحقیق و تدقیق قرار داد، ثانیاً، این نوع یا نحو از هنر چه از دیدگاه حکمی ـ عرفانی مدنظر باشد چه از دیدگاه حکمی ـ فلسفی، بر چیزی فراتر از احساس یا اساساً امور محسوس و به تبع این درک و فهم اینها که به نوعی اساس تعریف هنر از منظر تمامی نظریههای غربی موجود از هنر را تشکیل میدهد، مبتنی است. بهدیگرسخن، هنر اسلامی “بر استعلای حس از طریق بسط خیال و در ادامه قبض آن از طریق عقل استوار است”. و اما در رابطه با هنر اسلامی از منظر آیتالله جوادیآملی گفتنی است که: اولاً، در این منظر ما هنر غیراسلامی نداریم، بلکه آنچه چنین خوانده میشود در واقعِ امر اصلاً هنر نیست، ثانیاً، “هنر تجلی معقول در دستگاه خیال است که با خروجی جماد محسوس عجین میشود”.





