توسعه و تمدن غرب، سید مرتضی آوینی

توسعه و مبانی تمدن غرب که در انتشارات واحه به چاپ رسیده است، یکی از نوشتههای شهید آوینی دربارهٔ پیشرفت اقتصادی یا تکامل فرهنگی است.
نوشــتههای شهید سید مرتضی آوینی پس از شهادت ایشان، ابتدا به صورت پراکنده و محدود توسط کانون فرهنگی هنری ایثارگران به چاپ رسید، سپس نشر ساقی مجموعه آثار را در ۱۲ عنوان چاپ و منتشر کرد و از این پس، این مجموعه در انتشارات واحه و زیر نظر خانواده آن شهید به چاپ میرسد.
به استثنای سه کتاب فتح خون، فردایی دیگر و اولین جلد آینه جادو که شهید آوینی، خود در زمان حیات، مقالاتش را انتخاب و تدوین کرد، باقی آثار ایشان، در واقع جمعآوری مقالاتی پراکنده در نشریات گوناگون است که بنا به تشخیص و سلیقه ناشرین مختلف دستهبندی و منتشر شده است. اگر خود ایشان هنوز در میان ما بود، شاید این کتابها هرگز منتشر نمیشد یا به شکل دیگری تنظیم میشد. به هر جهت، غیر از سه کتاب مورد اشاره، آنچه منتشر شده و میشود کتابهای شهید آوینی محسوب نمیشوند، بلکه مجموعه آثار نوشته شده توسط ایشان به حساب میآیند که در دورههای مختلف زمانی و به منظور چاپ در مطبوعات در همان ایام و روزگار تدارک دیده شده بودند و نه به منظور تبدیل به یک کتاب که اثر ماندگارتری است.
کتاب توسعه و مبانی تمدن غرب گردآوری سلسله مقالاتی است که در فاصله سالهای ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶ با عنوان کلی تحقیقی مکتبی در باب توسعه و مبانی تمدن غرب در ماهنامه جهاد به چاپ رســیده است. اغلب این مقالات با اسم مستعار چاپ شدهاند. شهید آوینی در یکی از جلسات گفتوگویی که در اواخر سال ۱۳۷۱ برگزار شده به این مقالات اشاره میکند و از آنها به عنوان مطالبی ساده با زبان ژورنالیستی یاد میکند که قرار بوده مقدماتی برای آشنایی اولیه خوانندگان مجله جهاد با بحث مدرنیسم و مسئله توسعه در غرب فراهم کند. به این ترتیب، ظاهرا ایشان قصد گردآوری این مقالات و انتشار آنها را نداشته است. اما مدت کوتاهی بعد از شهادت ایشان، این مجموعه توسط مرکز حفظ و نشر آثار دفاع مقدس در وزارت جهاد سازندگی به صورت کتاب منتشر شد و نشر واحه نیز بر اساس خط مشی خود مبنی بر حفظ روند پیشین در چاپ کتابها به انتشار آن اقدام کرده است.
از اشارات شهید آوینی در مقالات مختلف این مجموعه چنین برمیآید که ایشان طرح مبسوطی در ذهن داشته، اما تحقق این طرح در ماهنامه جهاد ناتمام مانده است. ماهیت علوم جدید، معنای اصطلاحی غرب و غربزدگی مبانی تاریخی تمدن جدید غربی و… از جمله مباحثی بودهاند که ایشان در نظر داشته مقالات جداگانهای را به آنها اختصاص دهد و طبعا جای آن مباحث در این مجموعه خالی است.
همانطور که از عنوان این کتاب برداشت می شود، موضوع مورد بررسی مقالاتی که از سید “مرتضی آوینی” در این اثر به چاپ رسیده است، پژوهش در پی یافتن معنا و مفهوم “توسعه و مبانی تمدن غرب” می باشد و دستیابی به این هدف، در گروی آگاهی به مبانی و اصول تاریخی و جامعه شناختی تمدن غرب می باشد. از جمله عواملی که کیفیت مطالب این کتاب را تایید می کند می توان به آگاهی و شناخت شهید آوینی نسبت به موضوع مورد بررسی، اندیشه و دغدغه ی مکتبی و اسلامی ایشان، درک والا و توجه ویژه ای که به آرمان ها و ایدئولوژی انقلاب اسلامی داشتند و همچنین نگاه ژرف و درک همه جانبه ی سید “مرتضی آوینی” از تمدن غرب، مقاصد و هدف های مختلف آن ها در طول تاریخ اشاره کرد. قلم سید “مرتضی آوینی” در “توسعه و مبانی تمدن غرب”، خواننده را با تشریح ساده و دقیق مباحث مدنظر همراهی می کند و او را به سمت نگاهی جدید نسبت به مسائل مذکور راهنمایی می کند.
درباره نویسنده:
سید مرتضی آوینی (معروف به کامران) (زادهٔ ۲۱ شهریور ۱۳۲۶ در شهر ری – درگذشتهٔ ۲۰ فروردین ۱۳۷۲ در فکه) کارگردان فیلم مستند و روزنامهنگار حوزهٔ فرهنگی اهل ایران بود. مجموعه فیلمهای مستند تلویزیونیِ او درباره جنگ ایران و عراق با نام روایت فتح شناختهشدهاست.
تحصیلات ابتدایی و متوسطهٔ خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند. او از کودکی با هنر انس داشت. شعر میسرود، داستان و مقاله مینوشت و نقاشی میکرد.
آوینی در سال ۱۳۴۴ به عنوان دانشجوی معماری وارد دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد.
بخشی از کتاب توسعه و مبانی تمدن غرب
چرا توسعهیافتگی اوتوپیای انسان امروز قرار گرفته است؟ البته بهتر بود میگفتیم توسعهیافتگی یکی از وجوه اوتوپیای آرمانی بشر غربی است، چرا که این آرمان در وجوه دیگری نیز تجلی دارد؛ فیالمثل تمایل عمومی بشر امروز به جانب دموکراسی نیز از همین آرمان اوتوپیایی واحد برمیآید، با این تفاوت که دموکراسی بیانکنندۀ صورت سیاسی آن است. توسعهیافتگی و دموکراسی دو وجه از یک ایدهآل واحد است. اما اینکه چرا بشر علت غایی حرکت خویش را در این صورت ایدهآل میبیند، سؤالی است که قرآن مجید و روایات ما بهروشنی به آن پاسخ گفتهاند. ولی پیش از تحقیق در این پاسخ، لازم است که یکبار دیگر ضرورت آن مورد تأکید قرار گیرد
اگر نبود که انسان میزان و معیار خویش را از آرمان و علت غایی حرکت خویش اخذ میکند، پرداختن به این مباحث هیچ ضرورت نداشت. در فطرت عالم این اصل نهفته است که وقتی انسان هدفی را برمیگزیند، از آن پس، رد یا قبول هر چه به او ارائه میشود، به مطابقت یا عدم تطابق با آن صورت ذهنی که از هدفش در درون خویش ساخته است بازگشت دارد؛ اگر مطابق بود میپذیرد وگرنه رد میکند.
ارمغانی که انسان از بهشت با خود به عالم دنیا آورده، جاذبهای فطری است که او را از درون به سوی بهشت و آنچه بهشتی است میکشاند. اما معالاسف انسان دچار نسیان است و مادام که ایمان نیاورده و استمرار در عمل صالح نداشته باشد، بهشت واقعی را تشخیص نمیدهد. انسان فطرتاً در جستوجوی بهشت است، همان بهشتی که از آنجا هبوط کرده است، و جاذبههای درونی او به سوی عالمی متعادل، زیبا و جاودانه از همینجا ناشی میشود. علامه طباطبایی (ره) در تفسیر آیات مربوط به آفرینش انسان و هبوط او در سورۀ «طه»، آن بهشت را بهشت اعتدال میخوانند و میفرمایند:
… این داستان… حال بنینوع آدم را بر حسب طبع زمینی و زندگی مادیاش تمثیل میکند و مجسم میسازد، زیرا خدا او را در بهترین قوام خلق کرده، و در نعمتهایی بیشمار غرق ساخته، و در بهشت اعتدالش منزل داده، و از تعدی و خروج به یک سوی افراط و تفریط که ناشی از پیروی هوای نفس و تعلق به سراب دنیا، و در نتیجه فراموشی جانب ربّالعزّۀ است تهدید فرمود…
و با این معنا، زندگی آدم (ع) در این بهشت برزخی، تمثیل وضعیت تعادل انسان است که میتوان مشخصات آن را از همین سورۀ مبارکۀ «طه» استخراج کرد:
آنگاه گفتیم: ای آدم، محققاً این شیطان با تو و جفت تو دشمن است. مبادا شما را از بهشت بیرون آرد و از آن پس به شقاوت گرفتار شوید. آنجا نه هرگز گرسنه شوی و نه برهنه مانی. و نه هرگز به تشنگی و گرمای آفتاب آزار بینی.
تفسیر و توجیه گرایشهای فطری انسان به جانب زیبایی و جاودانگی، تعادل و حتی رفاه، در همین آیات مبارکه مشهود است و به تعبیر دیگر، فطریات انسان تماماً از کشش درونی او برای رسیدن به این وضعیت تعادلی اولیه نتیجه میشود و تکامل انسان نیز معنایی جز این ندارد.




































