قصه آفرینش در ایران پیش و پس از اسلام، مریم بصیری

این اثر پژوهشی به مطالعه زیرساخت های داستانی و دراماتیک در اساطیر ایرانی می پردازد که در آن قصه های آفرینش جهان در اسلام و اساطیر کیش مهر و زرتشت مورد بررسی تطبیقی قرار گرفته است.
فصول کتاب «قصه آفرینش در ایران پیش و پس از اسلام»، که حاصل دو سال تلاش و تحقیق مریم بصیری است، دربرگیرنده موضوعاتی همچون اساطیر و ادیان و کارکرد و جهان بینی آنها در ایران، اسطوره و قصه از دید قرآن، برپیدایش اسطوره آفرینش، قصه آفرینش در اسلام، نمودهای نمایشی آفرینش، نمود عینی اسطوره در ادبیات داستانی است.
به گفته مؤلف، این پژوهش در کمک به محققان و دانشجویان این حوزه از آن جهت اهمیت دارد که عناصر و جنبه های داستانی اساطیر را با محوریت قصه آفرینش مد نظر قرار داده است.
این پژوهش میکوشد زیرساختهای ادبی اسطورۀ آفرینش را در ادیان مهری و زردشتی بررسی کند و تطبیق دهد و آنها را با دیدگاههای اسلامی دربارۀ آفرینش مقایسه کند و سپس جنبههای مشترک داستانی و دراماتیک آنها را با توجه به راز آفرینش استخراج کند.
از میان تمام اساطیر،اسطورۀ آفرینش مهمترین مبحث در جهان باورها و دنیای اساطیری هر قوم و آیینی است. برای شناخت هر پدیده و آشنایی با هر جهانشناسی اساطیری، ابتدا باید به بحث آفرینش و هستشدن موجودات پرداخت و پس از آن به دیگر عناصر زمینی و فرازمینی جهان در آن ساحت اشاره کرد.
اسطورۀ آفرینش با اعتقادات مردم جهان آمیخته شده است. بشر همواره به دنبال چرایی و دلیل هستی جهان و خود میگردد. در طول تاریخ انسان همواره به دنبال خالق و آفرینندۀ خود بوده است و چون نتوانسته جوابی برای آن پیدا کند، افسانههایی دربارۀ آغاز خلقت خلق خلق کرده و در حد اندیشۀ خود برای هر پدیده فلسفهای طرح کرده تا با اتکا به آنها، بتواند پاسخگوی پرسشهای خود باشد. شناخت اساطیر آفرینش سبب میشود بشر بر اساس داستانها و افسانهها، از زایشها و پیدایشها مطلع شود و به گونهای از اصل و آغاز خلقت و ریشۀ موجودات آگاه گردد و به راز تکوین کائنات پی ببرد.
در ایران باستان در ادیان زروانی، مهری، زردشتی، مانوی و مزدکی این اسطوره به اشکال گوناگون با باورهای دینی درهم آمیخته و پاسخگوی معماهای حل نشدۀ بشر دربارۀ چگونگی آفرینش شده است. ادیان مهر و مزدیسنا دینهای بسیار مهم و باستانی بودند و حوزۀ اساطیری و خواستگاهشان مختص ایران بود؛ بنابراین در این کتاب این دو دین انتخاب و آفرینش در آنها با آفرینش در اسلام که نقطۀ عطفی در ادیان ایرانی بود، مقایسه شده است.
این پژوهش میکوشد زیرساختهای ادبی اسطورۀ آفرینش را در ادیان مهری و زردشتی بررسی کند و تطبیق دهد و آنها را با دیدگاههای اسلامی دربارۀ آفرینش مقایسه کند و سپس جنبههای مشترک داستانی و دراماتیک آنها را با توجه به راز آفرینش استخراج کند. بنابراین به نظر میرسد بتوان به زیرساختها و آیینها و رفتارهای نمایشی همسان در ایران قبل و بعد از اسلام رسید. به همین منظور با کشف زیرساختهای ادبی و موقعیتهای نمایشی این اساطیر و همچنین عناصر مشترک و درخور بررسی در میان باورهای مربوط به آفرینش و نمودهای آن نتایجی حاصل شده است. این یافتهها نشان میدهد با وجود برخی اختلافات، بنمایههای مشابهی در این ادیان وجود دارد و در روایات مختلف مربوط به آفرینش انسان و پدیدههای جهان، بین اسطوره و دین و آیین اشتراکاتی دیده میشود. همچنین داستانها و نشانههای نمایشی ادیان قبل و بعد از اسلام همسانی بسیاری با هم دارند.
کشف و توصیف زیرساختهای مشترک در اسطورۀ آفرینش در باورهای ایرانی قبل و بعد از اسلام و اثبات وجود نشانههای نمایشی در این ادیان، هدف اصلی این کتاب است؛ اما این اثر در اهداف فرعی خود بر آن است تا جلوههای نمایشی آیینی زیرساختهای اسطوره آفرینش را در ایران پیش و پس از اسلام بررسی کند و سپس در پی یافتن نمودهای اسطورۀ آفرینش در آیینهای نمایشی ایران باشد. عناصر نمایشی خود را به صورت نیروهای ماورایی و افسانهای، در ادیان نشان دادهاند و میتوان از آنها به کشف هویت انسان دست یافت.گ
با توجه به اینکه بنمایۀ تمام زیرساختهای نمایشی در داستان آفرینش خلاصه میشود، پرداختن به این مسئله اولین قدم پژوهش بوده است. همچنین در این پژوهش منظور از زیرساختها همان ظرفیتهای داستانی و دراماتیک قصههای اساطیری بر پایۀ موقعیتهای مختلف و رابطۀ میان قهرمان با جهان یا رابطهاش با دیگر شخصیتهاست.
از دیدگاه ولادیمیر پراپ زیرساختها در داستانهای مختلف تقریباً یکسان هستند و مدام در آنها تکرار میشوند؛ بنابراین این تکرار مدنظر قرار گرفته تا این شباهتها کشف شود. همچنین تلاش بر آن است تا دانسته شود آیا میتوان بین این زیرساختها ارتباط منطقی برقرار کرد یا خیر؟
با تحقیق میان آثار مکتوب مربوط به این موضوع، مشخص میشود بیشتر آنها فقط به ماهیت اسطورۀ آفرینش پرداختهاند یا اینکه جنبههای نمایشی اساطیر را به طور کلی بررسی کردهاند. در واقع هیچ اثری زیرساختهای آفرینش را در ادیان مهری و زردشتی و اسلامی بررسی نکرده بود. با این وصف این کتاب میکوشد دیدی نو به آفرینش در این سه دین داشته باشد و بین اسطورههای آفرینش در ادیان سهگانۀ مذکور مقایسهای تطبیقی انجام دهد؛ بنابراین ابتدا به ریختشناسی و تجزیۀ اسطورههای ادیان مهر و زردشتی اسلام پرداخته شده و سپس ویژگیهای هر اسطوره و نمونههای برآمده از آن بررسی شده است. در ضمن افزون بر کشف زیرساختهای اسطورۀ افرینش در این ادیان، شناخت و بررسی آیینهای نمایشی آنها نیز مدنظر بوده است.
فهرست مطالب کتاب بدین قرار است:
پیشگفتار
فصل اول: اساطیر و ادیان
فصل دوم: پیدایش اسطورۀ آفرینش
فصل سوم: زیرساختهای داستانی و دراماتیک آفرینش، در ادیان مهر و زردشت و اسلام
فصل چهارم: نمودهای نمایشی آفرینش، در آیینهای ادیان مهر و زردشت و اسلام
درباره نویسنده کتاب:
مریم بصیری متولد اول اسفند 1348 ارومیه، کارشناسی تئاتر با گرایش ادبیات نمایشی از دانشکده هنر و معماری، کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی از دانشکده هنر سوره می باشد. وی در بیست سالگی با کار نویسندگی و روزنامه نگاری فعالیت فرهنگی خود را آغاز کرد.ایشان مدیر مسئول و مدیر آموزش آموزشگاه سینمایی و مهارت های کار دانش «آفتاب مهر» با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سردبیر ماهنامه پیام زن می باشد.






