راهبه، دنی دیدرو، ترجمه افتخار نبوینژاد

کتاب «راهبه» رمانی است که در حدود سال 1780 توسط دنیس دیدرو تکمیل شد و پس از مرگ در سال 1796 منتشر شد. در سال 1760، دیدرو شروع به نوشتن رمانی بر اساس رمز و راز کرد. دیدرو و چند تن از دوستانشان برای بازگرداندن دوستشان مارکی دو کرواسمار به پاریس، از وقایع واقعی الهام می گیرند و نامه های راهبه ای را تصور می کنند که از مارکیز کمک می خواهد تا از صومعه ای که در آن بازداشت شده است خارج شود. . با توسعه این نامه ها است که دیدرو شروع به نوشتن رمانی می کند که به «راهبه» تبدیل می شود.
بنابراین اساس رمان مجموعه نامه هایی است که توسط گروه دوستان و کرواسمار رد و بدل شده است. این رمز و راز خود الهام گرفته از داستان بسیار واقعی راهبهای از صومعه سلطنتی لانگچامپ به نام مارگریت دلمارر است.
راهبه رمانی مهم است که در حیات فکری دیدرو و تأملاتش دربارۀ انسان، جایگاه رفیعی دارد. راهبه میتواند آینۀ تمامنمای ”روانپریشی“ فردِ انسانی قلمداد شود که در محیط مرگبار صومعه پرورده شده است. آنهمه مخلوقِ درخور ترحمی که دیدرو به تصویر کشیده بهرغم میلشان تسلیم بدن، زیادهخواهی، غرایز و عصیان خود شدهاند. خلوص قلب تکتک آنان تباه شده و روحشان تسلیم امیال و هوسها، کابوسها و وسوسۀ فکری شده است. باری، میتوان گفت که این رمان دیدرو، تصویر گویای چگونگی ازخودبیگانگی انسان و بدن است و ویژگی محوری اثر، انسانِ محروم از آزادی فردی است.
درباره نویسنده:
دنی دیدرو، زاده ی 5 اکتبر 1713 و درگذشته ی 31 جولای 1784، نویسنده، منتقد و فیلسوف فرانسوی بود. او یکی از برجسته ترین شخصیت های عصر روشنگری به حساب می آید.دنی دیدرو در لانگر فرانسه به دنیا آمد. او تحصیلات اولیه ی خود را نزد عالمان فرقه ی یسوعی طی کرد و در همین دوره بود که به مطالعه ی کتاب علاقه مند شد و در این میان آثار کلاسیکی مانند هوراس و هومر نزد او محبوبیتی خاص پیدا کرد. دیدرو در سال 1732 با اخذ درجه ی فوق لیسانس در رشته ی ادبیات و فلسفه از دانشگاه پاریس فارغ التحصیل شد و با این که پدرش، او را به تحصیل در رشته ی پزشکی و حقوق توصیه می کرد، او اکثر وقت خود را صرف مطالعه ی کتاب و تفریحات شبانه می کرد. با توقف حمایت های مالی پدر، دیدرو به ناچار در دفتر کار وکیلی به نام کلمان دوریس مشغول به کار شد و با گذشت دو سال، کار در دفتر وکالت را رها و در یک کتابفروشی کار خود را آغاز کرد. پس از 10 سال زندگی به سبک و سیاق خود در سال 1743 با آنتوانت شامپیون ازدواج کرد و برای تأمین مالی خانواده به ترجمه ی متون ادبی از زبان انگلیسی به فرانسه روی آورد.دیدرو که از اوایل دهه ی 40 به عنوان مترجم کار خود را آغاز کرده بود، در طول این دوران «دیکشنری پزشکی» رابرت جیمز و آثار متنوع دیگری را به زبان فرانسه برگرداند. او در سال 1746 کتابی فلسفی نگاشت که مجموعه ای از کلمات قصار و حکیمانه نیز به شمار می آید. تمام نسخه های این کتاب به واسطه ی عقاید ضدمسیحی آن به دست پارلمان پاریس سوزانده شد. دیدرو در سال 1749 در کتابی با عنوان «نامه یک کور» به طرح پرسشی درباره ی وجود خدا پرداخت و به همین دلیل سه ماه به زندان افتاد. در ژوئن سال 1749 با پر شدن زندان باستیل، او را به زندان دیگر در وینسنس منتقل کردند. او دوستان فیلسوف زیادی داشت که بهترین آن ها ژان ژاک روسو بود که دوستی این دو در سال 1757 پایان یافت. دنی دیدرو در سال 1784 به خاطر ابتلا به بیماری نفخ و ورم در پاریس درگذشت.








