گرازیلا (سوز و گداز عشق)، آلفونسماریلوئیدو لامارتین، ترجمه سیدهسارا یگانگی

«آلفونس دو لامارتین» که از زندگی یکنواخت در منزل پدری خسته شده بود در سپتامبر 1811 میلادی به ایتالیا سفر کرد. او در خلیج «ناپل» اقامت نموده و در آنجا با پیرمرد ماهیگیری به نام «آندرا» آشنا میشود . با او به دریا می رود. روزی قایق آنها دستخوش طوفان میگردد و قایق در خلیج «پروچیدا» به ساحل می نشیند. خانواده آندرا در این خلیج زندگی می کنند. آندرا، آلفونس را به کلبه خودبرده و با خانواده اش آشنا میسازد. آلفونس و گرازیلا، نوه آندرا به یکدیگر علاقهمند میشوند و روزگار خوشی را سپری میکنند ولی خانواده آلفونس او را مجبور به بازگشت به فرانسه مینمایند. آلفونس وقتی به پروچیدا باز میگردد که گرازیلا از رنج و اندوه فراغ جان سپرده است.
گرازیهلا داستانی شورانگیز و عاشقانه است. حدیث نفس شاعری پر آوازه که یک چند بر قله رفیع رمانتیسم ایستاد و بر قلمروی وسیع قلبهای تپنده و جانهای شیفته جهان حکومت کرد.
فرانسه اگر بخواهد در سبک رمانتیسم بر خود ببالد، به یقین این فخر و مباهات بر ویکتور هوگو و لامارتین خواهد بود. کتاب حاضر، روایت عشق آتشین و دلدادگی لامارتین است به گرازیلا دختر نوجوان پیرمردی ماهیگیر از اهالی ناپل ایتالیا که خالق یکی از پرشورترین و خواندنیترین داستانهای عاشقانه جهان شد.
















