ادبیاتادیاناساطیریتاریخیمکاتب هنرینمایشنامههنری

افسانه‌ی گیلگمش: کهن‌ترین حماسه‌ی بشری، مترجم لوحه‌های میخی: جرج اسمیت، ترجمه به آلمانی: گئورگ بورکهارت، ترجمه به فارسی داود منشی‌زاده

کتاب گیلگمش (کهن ترین حماسه بشری) نوشته جورج اسمیت و یاکوب بورکهارت است که داوود منشی زاده  آن را به زبان پارسی ترجمه و توسط نشر اختران چاپ و روانه بازار شده است. از میان آثاری که از ادبیات سومری و بابلی به جای مانده است، جامع ترین و زیباترین آن داستان گیلگمش پهلوان است. دوازده لوح شکسته که در کتابخانه آشور بانیپال به دست آمده و اکنون در موزه انگلستان نگهداری می شود که جالبترین اثر ادبی بین النهرین یعنی حماسه گیلگمش را در بر دارد. تفاوت عظیم گیلگمش و دیگر افسانه های بابلی شخصیت و غم بزرگ انسانی اوست.

در این داستان نگاه و طمع و فقر و احتیاج انسان چون لغتنامه ی بزرگ حیات در برابر سرنوشت است. این افسانه از نظر توجه به انسان و شدت تاثیر در ادبیات بابلی بی مانند است. تردید و نابسامانی انسان و عشق به حیات و تلاش بی فرجام انسانی که ناکامی در سایه روشن لبخندهای زهرآلود توفیق در پی استحضاری اوست، چون موجی گران داستان گلیگمش را فرا گرفته است.

درباره گیلگمش و داستان حماسی آن

گیلگمش فرمانروای اوروک پهلوانی قدرتمند و زورگو است دو جنبه ی زمینی و خدایی دارد، جنبه خدایی وجودش از مادر و جنبه زمینی وجودش از روحانی کولاب ناشی می شود. مردم از رفتار او نزد خدایان شکایت کردند و آن و به الهه ارورو فرمان داد تا مردی خلق کند که حرف او شود. پس از آن “انکیدو” خلق می شود. مردی وحشی که با وحوش زندگی می کند. گیلگمش او را اهلی می کند و بعد از نبردی کوتاه با هم دوست می شوند سپس با هم به جست و جوی هومبیا (نگهبان جنگل) می روند و او را می کشند.

گیلگمش قهرمان اصلی داستان ماجراجویانه به پایان دنیا سفر می کند و پی یافتن اسرار جاودانگی است. این کتاب یادآور نخستین دوره زندگی انسان است که میان جانوران دیگر در طبعیت زندگی می کرده.

حماسه گیلگمش در خط میخی به طور ناقص برای ما باقی مانده. غالب قطعات آن در کاوش‏های کویونجیک، محل ‏نینوای قدیم، به دست آمده و جزئی از کتابخانه ی بزرگ الواح گلی پادشاه آشور، آشور بانیپال، را تشکیل می‏داده. اصل داستان بسیار قدیمی است و بایستی، در دایره فرهنگی شنعاری – اکدی به وجود آمده باشد. شنعارها (سومرها) قبل از بابلی‏ها در سرزمین دجله و فرات مسکن داشتند و خط میخی را آنها اختراع کرده ‏اند. متن اولیه ‏داستان از روی قراین باید در 2400 سال قبل از مبدأ تاریخ تنظیم شده باشد. سپس با خط میخی و زبان ادبی (شنعاری- اکدی) به بابلی‏ها میراث رسیده دائم از نو تکرار شده، تزیینات تاره یی یافته، و ظاهرا به ضرر ماهیت داستان، زوایدنجومی، تاریخ‏های معاصر و تمایلات عامیانه بر آن افزوده گشته است. تا این که در قرن ششم پیش از میلاد با حشو و زواید بسیاری در دولت آشور بر الواح گل پخته نوشته شده. زوایدی که داستان سرایان بعدی بر آن افزوده ‏اند، عظمت ‏سادگی آن را خراب کرده. آشور شناسان قطعات موجود را مورد مطالعه قرار داده و ترجمه کرده‏ اند. کسانی که از نظر علمی و زبان‏شناسی توجه به این حماسه دارند، باید به کتاب‏های زیر مراجعه کنند:

jensen p. assyrobabylonische mythen und epen 0091

das gilgamesch epos 6091

و همچنین ترجمه a. vngnad با حواشی h. gressmann و نیز schott albert از شاگردان ینسن درکتاب das gilgamesch epos 4391 سعی کرده، آن چه موجود است، صحیحا ترجمه و افتاده ‏ها را با قراین و تصورات مرمت کند.

جای تأسف است که این حماسه را، که در سادگی و عظمت بایست در زمره مهم‏ترین آثار ادبی جهانی حساب ‏شود، جز اهل فن دیگران کم‏تر می‏شناسند. ارزش داستان گیلگمش می‏تواند چنان که بایست تقدیر شود، اگر موضوع ‏تاریخی، چنان چه نیچه می‏گوید، به معنای بنای یادبود به کار رود، یعنی با آزادی کامل تخیل در قالب واحدی ریخته ‏شود. قالب ریزی موجود فقط از نظری شاعرانه تهیه شده، سعی بر این بوده تا داستان قدیم اصلی با سادگی عناصربدوی انسانی نمودار شود. هر جا سطور متن میخی موجود بوده، ترجمه دقیق آن ذکر شده.

برای آشنایی با جهان بینی شرق قدیم با نظر به حماسه ی گیلگمش به این اثر نویسنده رجوع کنید. تغییر شدید ازمنه‏ی افعال، که توجه خواننده را فورا جلب می‏کند، به عمد چنان که در متون اصل بوده، نگه داشته شده.

این داستان برای همه ی کسانی نوشته شده که پیوسته از بازی‏های کهنه اما جوان تخیل لذت می‏برند. تخیلات ‏شاعرانه انسان را از بند رنج می‏رهانند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مهلت نوشتن پاسخ معادله تمام شد!

دکمه بازگشت به بالا