روش نقد: نقد هدفها و نقد مکتبها (5 جلدی)، علی صفائیحائری (عین صاد)

«روش نقد» نام مجموعهای پنج جلدی به قلم استاد علی صفایی حائری است و مثل اکثر آثار ایشان توسط انتشارات لیله القدر به دست کتابرسان رسیده است .
و اما ماجرای این کتاب در قدم اول آموزش شیوه صحیح نقد موثر هدفها، مکتبها، رفتارها، آدمها و…است.
در جلد اول این مجموعه با نام کامل « نقد هدف ها و مکتب ها » ضرورت نقد را درمییابیم و برای آن معیارهایی وضع می کنیم.
سپس با روشهای گوناگون نقد آشنا می شویم؛
چه کسی،چه شیوه نقدی را،چرا پدیدآوردهاست؟
حالا که به این نقطه از کتاب رسیدهاید، اهداف خویش را از نقد پیدا کنید،به راستی هدف ما از نقد چیست؟ و چه هدفی ارزشمند و ستودنی است؟
در این کتاب تلاش شده دامان نقد، از انحرافاتی که در معمول گفتگوهای نقدمحور موجود است، پاک شود.
به نظر نویسنده هنگامی که انسان بالغ در چندراهی انتخاب قرار میگیرد، ضرورت معیارهایی برای نقد، آشکار میشود؛ نقد اهدافی که میتوانند عمر ما را به پای خود تباه کنند، نقد مکتبهایی که بساط خود را بر سر راه انسان پهن کردهاند،همچنین نقد آدمها و رفتارهایشان و شناختهایی که به انسان پیشکش میشود.
مؤلف در این کتاب تلاش میکند معیارهای نقد را به دست مخاطب دهد. هماهنگی آرمانی هر مکتب و هر هدف با نیازهای انسان، معیاری است که میتوان با توجه به آن، به نقدی ثمربخش دست یافت. آرمانهای انسان را میتوان در آرمان آزادی، عدالت و رفاه، آگاهی و عرفان و تکامل خلاصه کرد. آنچه در این مجلد، نقد میشود، هدفها و مکتبها هستند. نویسنده در پی اثبات این مهم است که قدر و اندازه انسان بیش از این آرمانهاست.
جلد دوم از این مجموعه با نام کامل « نقد مکتبها، آرمانها: آزادی »، مابا مفهوم حقیقی آرمان و طرحریزی آن آشنا میشویم، سپس مفهوم بنیادین آزادی شرح داده می شود, واژهای که پاشنه آشیل بسیاری مکاتب و آرمانی با قدمتی بلند در تاریخ است.
به راستی آرمانهای سرنوشتساز بشر بر چه پایههایی استوار گشته است؟ و مفهوم آزادی چیست که برای کسب آن انسانهایی در تمام قرون از آسایش خود چشم پوشیدهاند؟
در این جلد، آرمان آزادی از زوایای گوناگون بررسی میشود.
منظر مؤلف در نگرش به آزادی، برخاسته از آموزههای اسلام است و درنهایت به نقش این آزادی در سلوک انسان میپردازد. پس از بیان مختصر تاریخ آزادی و گامهایی که در راه آن برداشته شده، آزادی در سه سطح مطرح میشود: آزادی از جبرها، آزادی از اسارتها، و آزادی از خود آزادی وعوامل هر یک نیز به طور مجزا بررسی میشود.
جلد سوم با نام کامل « نقد مکتب ها، آرمان آگاهی و عرفان»، به سوالات مهمی پاسخ می دهد.
اولین و بنیادی ترین مبحث کتاب آن است که در طول تاریخ چه انگیزه هایی انسان را به سوی آرمانخواهی و امان و نور هدایت سوق داده است و چرا انسان پناه خویش را در منبعی چنین، جستجو میکند؟ چه دلیلی برانگیزنده این عطش است و کدام عرفان سیراب کننده آن؟
سود و زیانی که بشر در طول زمان بین مکاتب ذوقی و عرفانی تجربه کرده، چه بوده است؟
در این کتاب پاسخهایی هست که ابهام را از ذهن می زداید و چهره بی مانند فلسفه اسلامی را نمایش می دهد.
عرفان یکی دیگر از آرمانهای انسانی است. مؤلف در جلد سوم از مجموعه روش نقد، در پی نقد عرفان است و از نقدهایی میگوید که سویهمندند و به دور از درک حقیقت عرفان، به بررسی عرفان نشستهاند.
نویسنده بر این باور است که تنها کسانی میتوانند عرفان را بهدرستی نقد کنند که از این رود جاری، لبی تر کرده و خود در این مسیر گامی برداشته باشند. در این کتاب، زمینهها و اهداف عرفان بررسی، و مختصری از تاریخ تصوف و شکلهای آن بیان شده است؛ نویسنده سپس پیامها و روشها و پیامدهای عرفان را مرور کرده و در نهایت این روشها، پیامها، انگیزهها و آثار بر اساس اهداف به نقد کشیده میشود.
در جلد چهارم از این مجموعه با نام کامل «نقد مکتب ها، آرمان کامل (مارکسیسم)، به سراغ بررسی یکی از مشهور ترین مکاتب شرق میرویم.
می خواهیم در این کتاب، آرمان ها، نیاز ها، اهداف، کاستی های این مکتب به یادگار مانده از عقاید کارل مارکس را به چالش بکشد. در ابتدا با شرح برخی مبانی اصلی این مکتب مخاطب را با حقیقت باور آنان آشنا ساخته و سپس به نقد آنان از منظر اسلام پرداخته است. این اثر پاسخی منطقی و ادبی به حقایقی سیاسی و فلسفی درباره مکتبی آشناست.
در این مجموعه پس از بررسی مفهوم و ضرورت نقد به معیار و روش نقد نظر شده. سپس هدفها و بعد مکاتب و آدم ها و عمل ها، از راه های گوناگونی، انتقاد شده اند.
جلد چهارم این اثر با توجه به آرمان «تکامل» و مفهوم گسترده و وسیع آن، به تحلیل مارکسیسم پرداخته و آن را از ماده تا حیات، تا شعور، تا انسان ابتدائی، تا انسان تاریخی و تا انسان انقلابی پیش برده و سپس با پذیرش اصول دیالکتیک به نقد آن تحلیل پرداخته و نهایتا کلیت این اصول را به نقد و بررسی کشانده است.
جلد پنجم از این مجموعه با نام کامل « آرمان تکامل مکتب اگزیستانسیالیسم »، به مکتب می پردازد که باور دارد «زندگی بی معناست مگر آنکه خود شخص به آن معنا ببخشد» و بسیاری از نویسندگان و فلاسفه و روانشناسان را با خود همراه ساخته است.
اینک می خواهیم با نگاهی اسلامی به بررسی باورهای هستی گرایانه آنان بپردازیم و بدانیم که آیا زندگی از خویش ارزش و معنایی دارد؟ و میل و تکاپوی انسان در جهان چقدر موثر است؟
اگزیستانسیالیسم را میتوان یکی از دو شاخه مهم فلسفی پدیدآمده در قرن بیستم دانست.
ذیل این رویکرد فلسفی، فیلسوفان مهمی طبقهبندی شدهاند و آثار متعددی در فلسفه و خصوصاً هنر پدید آمد.
استاد علی صفایی حائری در این جلد از روش نقد، به بررسی و نقد آوردههای این مکتب میپردازد.
ایشان ابتدا مفهوم اگزیستانسیالیسم و طرح و روش آن را تبیین میکند؛ سپس به تاریخچه این رویکرد فلسفی و آثاری که در دامانش شکل گرفته ، میپردازد تا زمینه را برای نقد مهمترین آموزههایش مهیا کند. در ادامه، نویسنده به ارائه تصویری جامع از فلسفه مارتین هایدگر و ژان پل سارتر میپردازد و در فصل پایانی کتاب هم، فلسفه این دو فیلسوف مهم اگزیستانسیال را نقد میکند.
































