رنه: به همراه تحلیل افکار و آثار شاتوبریان، شاتو بریان، ترجمه شجاعالدین شفا، محمدعلی عظیمی

کتاب رنه نوشتهٔ فرانسوا رنه شاتوبریان و ترجمهٔ محمدعلی عظیمی و شجاع الدین شفا است. انتشارات جامی این کتاب را بههمراه تحلیل افکار و آثار نویسندهاش منتشر کرده است. این اثر، یک داستان فرانسوی است.
در نوشتار حاضر ضمن درج متن داستان «رنه» تحلیل افکار و آثار «شاتو بریان» نویسنده داستان نیز آورده شده است. در خلاصه داستان رنه آمده است: «رنه» هنگام تولد، مادرش را از دست میدهد و در نوجوانی نیز پدرش بر اثر بیماری فوت میکند. او پس از مرگ پدر با دلی افسرده و نومید به سیر و سیاحت پرداخته و مناظر یا شکوه طبیعت و مخروبههای باستانی رم و یونان را تماشا میکند. سیر و سیاحت آلام روحی او را تسکین میدهد و گردش دنیا و سفرهای متمادی به او هیچ چیزی نمیآموزد. هنگامی که به پاریس برمیگردد، نامهای به خواهر خود «املی» مینویسد و اندیشههای خود را برایش شرح میدهد. املی به دیدار برادر میآید و آن دو روزگاری را با هم در حالات و تخیلات شاعرانه میگذرانند. بعد از مدتی املی ناگهان برادر خود را ترک کرده و به صومعه و زندگی پارسایی روی میآورد. رنه نیز با دلی پریشان به سرزمین آمریکا رهسپار میشود و وقتی به آنجا میرسد، راه بیابان در پیش گرفته و در بیغولهها ساکن میشود.
بخشی از کتاب رنه
«این داستان چنان که سابقا گفته شد شرح حال شاعرانه خود شاتوبریان است. بسیاری از مطالب آن از قبیل خاطرات کودکی و شرح مسافرتها و سوانح دوره جوانی کم و بیش با مطالب کتاب «خاطرههای پس از مرگ» که سرگذشت زندگی نویسنده میباشد مطابقت دارد. به علاوه شاتوبریان مانند قهرمان خود دارای قلبی حساس بوده و مناظر زیبای طبیعت دل و دیده او را مجذوب و مفتون ساخته است. از طرفی دیگر طبع بلند و روح مغرور رنه پرتوی از صفات ذاتی وی را نمایش میدهد. با این همه نباید تصور کرد که حالت روحی نویسنده در تمام دورههای زندگانیاش عینا چنان بوده است که در داستان رنه میبینیم. رنه موجودی است افسرده و نومید، پریشان و پرشور، سرگشته و خیالپرور، که از محیط زندگی اجتماعی دوری جسته و خود را در آغوش صحنههای طبیعت میافکند و با احساسات آتشین و تخیلات مرموز و رویاهای تاریک و آرزوهای مبهم خویش دمساز میگردد و از سر شور و شوق در عالمی اسرارآمیز به جستجوی کمال مطلوب (ایدهآل) سیر مینماید.
با آنکه حساسیت و نیروی تخیل شاعرانه شاتوبریان فوقالعاده بوده و زمینه خاطر وی نیز رنگ تأثر و اندوه داشته، ولی تردیدی نیست که فعالیتهای سیاسی و اجتماعی و ادبی که فکر وی را در مراحل مختلف زندگی به خود مشغول ساخته به او اجازه نمیداده است که سراسر عمر خویش را در چنین احساسات ملالآوری بگذراند و هر دم مانند قهرمان خود آرزو داشته باشد که افق زندگی را بدرود گوید. داستان رنه در لندن در دقایق حسرت و نومیدی و پریشانی و تلخکامی نگاشته شده و پیدا است که در آن هنگام پردههای قلب حساس نویسنده جوان به اهتزاز آمده و در هیجان احساسات حالتی نظیر تشنجات دردناک رنه واقعا به او دست داده است. از این گذشته باید دانست خاطراتی نیز که از داستانهای تأثرآور در ذهن نویسنده جایگزین شده در ایجاد این قهرمان بیتأثیر نبوده است. چنانکه میتوان گفت رنه از بسیاری جهات باورتر قهرمان داستان گوته و سنپرو قهرمان داستان روسو و کلولاند قهرمان آبهپروو شباهت دارد.»


























