کاندید ساده دل، فرانسوا ولتر، ترجمه رضا مرادی اسپیلی

وقتی کتاب کاندید برای نخستین بار در ژانویهٔ ۱۷۵۹ م. روی پیشخوان کتابفروشیها قرار گرفت، نام ولتر، شاعر، تراژدینویس، تاریخدان و فیلسوفِ نامی بر آن سنگینی نمیکرد: کتاب همچون قهرماناش، فرزندی نامشروع بود و خود را اثرِ «دکتر رالف» معرفی میکرد و اگر نثر ولتر در سطر سطر کتاب خودنمایی نمیکرد، بیتردید امروز در زمرهٔ آثار بینام و نشان طبقهبندی میشد. ولتر در ایجاد جاروجنجال پیرامون مسایل و سپس پوشاندن آثار این جاروجنجالها استاد بود؛ نهتنها کتاب را بهنام دیگری چاپ کرد بلکه زمان و مکان چاپ اول کتاب هرگز معلوم نشد.
کتاب کوچک راه خود را یافت و نخست به خاطر جنبهٔ سرگرمکنندهاش بهسرعت همهگیر شد؛ بعدها بود که منتقدان آن را در فهرست «برترین کتابهای جهان» جای دادند و امروز هم که دیگر تبدیل به اثری کلاسیک شده است.
کاندید کتابی مفرح و همزمان بیرحم و ویرانگر است، کیفیتهایی که شاید آسانتر از آنچه فکرش را بکنیم در این کتاب کمحجم کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، و همین دو جنبهٔ متناقض و ناساز سرزندگی غریب کاندید را میسازند. بیرحمی کتاب تلخ نیست و سرگرمکنندگیاش مدرن و مناسب است. منتقدان قدرت تخریب و ویرانسازی همه چیز و روش اجرای این ویرانسازی را از دلایل مدرن بودن کتاب دانستهاند.
کاندید جوانی است که در قصر یک بارون آلمانی زندگی میکند. بارون مردی به نام پانگلوس را که از بهترین معلمان است برای تربیت او گمارده است. این معلم همیشه به کاندید میآموزد که دنیا محیطی سرشار از خوبی و خوشبختی است. بعد از مدتی بارون به کاندید مشکوک میشود و فکر میکند به دخترش نظر دارد، پس او را از کاخ بیرون میاندازد و جریاناتی برای جوان به وجود میآید که درک او را از دنیا دگرگون میکند.
طنز موجود در تاروپود کتاب بیرحمی آن را تحملپذیر میکند: در طنز برای هرکسی چیزی وجود دارد و اثر را عامتر و انسانیتر میکند. همهٔ قهرمانانِ نویسندگانی چون آلدوس هاکسلی و قهرمانِ «بیگانهٔ آلبر کامو، قهرمانانی چون هاکلبریفین، شوایک سرباز پاکدل و همهٔ معصومهای تحقیر شده را کاندید دوم میدانند. میتوان به تأثیر پردامنهٔ ولتر بر نویسندگان آمریکای لاتین بهویژه ماشادو دِ آسیس نیز اشاره کرد. کاندید را بهخاطر اعتیاد پرتبوتاب و نیز شکاکیتاش به زندگی منطقی و نحوهٔ پرداخت آن، کتاب نمونهٔ اروپایی دانستهاند.
















