رمانعاشقانهمکاتب هنری

قصه عشق، اریک سگال، ترجمه افشین هاشمی فشارکی

رمان قصه عشق را یک راوی اول‌شخص روایت می‌کند. پسری جوان که در دانشگاه هاروارد تحصیل کرده و بسیار کتاب می‌خواند. این جوان الیور نام دارد. «اولیور بارت»، جوانی ثروتمند، خوشحال و موفق است. او راگبی بازی می‌کند و قیافهٔ جذابی دارد. با پدرش، «اولیور بارت سوم»، ارتباط خوبی ندارد زیرا فکر می‌کند او مرد سردی است که فقط به آبروی خودش اهمیت می‌دهد.

الیور یک روز کتاب‌دار را به صرف قهوه دعوت می‌کند. «جنیفر» او را تمسخر می‌کند و او را پرپای (کسی که در یک مدرسه خصوصی درس می‌خواند) صدا می‌کند و می‌گوید او ثروتمند و ابله است. آن‌ها کم‌کم به یکدیگر علاقه‌مند می‌شوند و تصمیم به ازدواج می‌گیرند. پدر اویلور معتقد است او بایستی چند سال دیگر تا ازدواج صبر کند و وقتی او اصرار می‌کند، پدرش هم می‌گوید از هرگونه کمک مالی به او معذور است.

درباره نویسنده:

اریک وولف سیگال (Erich Wolf Segal) (زاده ۱۶ ژوئن ۱۹۳۷ – درگذشته ۱۷ ژانویه ۲۰۱۰) داستان‌نویس، فیلم‌نامه‌نویس و استاد دانشگاه آمریکایی است.اریک سیگال دراصل زاده نیویورک بود اما از سال‌ها پیش ساکن لندن شده بود. او در دوران زندگی در لندن متن داستان انیمیشن «زیردریایی زرد» را هم برای گروه معروف بیتل‌های نوشته است. اریک سیگال عضو افتخاری کالج «ولفسون» درآکسفورد بود. سیگال در دورانی که به عنوان استاد ادبیات کلاسیک در دانشگاه ییل مشغول به تدریس بود کتاب…

بخش‌هایی از کتاب قصه عشق

«- آلیور، احمق نباش. ما کار خاصی از دست‌مون برنمی‌آد. بعد از این‌که دانشگاه‌مون تموم شه، «نخود نخود هر که روند خانه خود» تو قراره وارد مدرسه حقوق شی.

– صبر کن ببینم! داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟

او به چشم‌هایم خیره شد.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مهلت نوشتن پاسخ معادله تمام شد!

دکمه بازگشت به بالا