کتاب شن؛ داستانهای تخیلی، خورخه لوئیس بورخس، ترجمه مانی صالحی علامه

«کتاب شن» مجموعه داستانهای تخیلی نویسنده معاصر آرژانتینی، خورخه لوئیس بورخس است. داستانهای این مجموعه قبلا به صورت پراکنده منتشر شدهبودند و این مجموعه نخستین کتابی است که آنها را یکجا تقدیم خواننده فارسیزبان میکند. تخیل سرشار و وسعت دانش ادبی و فلسفی از ویژگیهای خاص آثار بورخس است. بورخس هرگز رمان ننوشت و به بلندنویسی اعتقادی نداشت. او عمیقا تحت تاثیر ادگار آلن پو و شیوه نویسندگی او بود و از او بسیار آموخت. بورخس به ادبیات فارسی علاقه داشت و کتاب هزارویکشب را یکی از بزرگترین آثار ادبی میدانست و در نوشتن داستانهایش، بسیار از این اثر الهام گرفت. ۹ داستان این کتاب را بهترتیب بخوانید تا با سبک بورخس که در گذر زمان متحول شده، بیشتر آشنا شوید و بیشترین بهره را از آثارش ببرید. «آن دیگری»، «اولریک»، «آینه و نقاب»، «اوندر»، «ناکجاآباد مردی خسته»، «سکه» و «کتاب شن» نام برخی از داستانهای بورخس در این مجموعهاند. بخشی از داستان «آن دیگری» را که درباره ملاقات بورخس با همزاد خودش در سال ۱۹۶۹ در کنار رودخانه چارلز است. همزادی که در همان لحظه کنار او، منتهی نه در سال ۱۹۶۹ بلکه در ۱۹۱۸ و نه در کنار رود چارلز، که در کنار رودخانه رن در ژنو نشسته است: «من میخواستم سکهای را که او به من داد به رودخانه بیندازم. خط سیر سکهٔ نقرهای که در آب سیمگون رود بیفتد، تصویر زندهای به داستان من میبخشید، اما تقدیر اینطور نخواست. من جواب دادم که یک امرِ فوقطبیعی اگر دوبار رخ دهد، دیگر وحشتناک نیست. پیشنهاد کردم که روز بعد دوباره همدیگر را ببینیم، بر روی همین نیمکت که در دو زمان و دو مکان وجود دارد. او فوراً قبول کرد. بعد، بدون نگاهکردن به ساعتش گفت که دارد دیر میشود و باید برود. هر دوی ما دروغ میگفتیم و هرکدام از ما میدانست که دیگری دارد دروغ میگوید. من به او گفتم یکنفر میآید که دستم را بگیرد و ببرد. او با تعجب پرسید: «دستت را بگیرد و ببرد؟» ـــــ «بله. وقتی تو به سن من برسی، بیناییات را تقریباً بهطور کامل از دست میدهی. میتوانی رنگ زرد و روشنایی و سایه را ببینی. اما نگران نباش. کوری تدریجی فاجعهآمیز نیست. مثل تاریکشدنِ تدریجی یک شب تابستانی است.»
درباره نویسنده:
خورخه لوئیس بورخس ، نویسنده، شاعر و ادیب معاصر آرژانتینی. وی از برجسته ترین نویسندگان آمریکای لاتین است..او یکی از چهره های اصلی ادبیات اسپانیایی و جهانی است. کتابهای مشهور او که در دهه 1940 منتشر شد ، مجموعه ای از داستانهای کوتاه هستند که با مضامین مشترک از جمله رویاها ، هزارتوها ، فلسفه ، کتابخانه ها ، آیینه ها ، نویسندگان داستانی و اساطیر بهم پیوسته اند. آثار بورخس به ادبیات فلسفی و ژانر فانتزی کمک کرده است و از سوی برخی منتقدین بعنوان آغاز جنبش رئالیستی جادویی در ادبیات آمریکای لاتین قرن بیستم شناخته شده است. اشعار اواخر عمر وی با چهره های فرهنگی همچون اسپینوزا ، کامو و ویرجیل ارتباط برقرار می کند.شهرت او بیشتر به خاطر نوشتن داستان کوتاه است. یکی از مشهورترین کتاب های او، داستان (۱۹۴۴)، گلچینی از داستان های کوتاه بورخس به انتخاب خودش است.
























