19 پست مدرنیسمایسم‌هاتاریخیسبک‌هاشخصیت‌هاعلمیفرهنگیفلسفیمکاتب هنریهنری

آشنایی با آرای متفکران درباره هنر؛ جلد پنجم (آرای متفکران جدید: مدرن و پست مدرن)، محمد مددپور

مجموعه‌ی پنج جلدی «آشنایی با آرای متفکران درباره هنر» به نویسندگی مرحوم دکتر محمد مددپور با طرح جلدی جدید در انتشارات سوره مهر به چاپ چهارم رسید.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری، این مجموعه‌ی پنج جلدی در جلد اول به «هنر و زیبایی در نظر متفکران شرق»، جلد دوم «هنر و زیبایی در نظر متفکران یونان و روم»، جلد سوم و چهارم به «هنر و زیبایی نزد متفکران مسیحی و مسلمان» و در جلد پنجم به «آرای متفکران جدید: مدرن و پست‌مدرن» می‌پردازد.

اولین جلد این مجموعه برای آشنایی مخاطبان شیفته‌ی هنر و تاریخ زیبایی‌شناسی با حقیقت هنر و سرمشق‌های اصلی هنری هر دوره‌ی تاریخی نگاشته شده است. در دومین جلد، مددپور در چهار فصل به «فرهنگ متافیزیکی هنر یونانی رومی»، «تاریخ فلسفه هنر یونانی رومی»، «هنر در نظر فیلسوفان کلاسیک یونان» و «فلسفه هنر در دوران انحطاط فلسفه یونانی» پرداخته است. جلد سوم و چهارم شامل ۸ فصل در دو بخش کلی است و به‌نقد و بررسی تاریخی هنر و زیبایی در نظر متفکران مسیحی و مسلمان می‌پردازد. جلد پنجم و پایانی این مجموعه هم به بررسی آرای متفکران مدرن و پست مدرن در باب هنر می‌پردازد.

معرفی کتاب آشنایی با آرای متفکران درباره هنر؛ جلد پنجم (آرای متفکران جدید: مدرن و پست مدرن)

کتاب حاضر جلد پنجم از مجموعه کتاب‌های آشنایی با آرای متفکران درباره هنر نوشته محمد مددپور است که به آرای متفکران جدید مدرن و پست‌مدرن می‌پردازد. این مجموعه برای آشنایی مخاطبان شیفته هنر و تاریخ زیبایی‌شناسی با حقیقت هنر و سرمشق‌های اصلی هنری هر دوره تاریخی فراهم شده است.

این جلد از مجموعه دوازده فصل دارد که عبارتند از فرهنگ ‌اومانیستی‌ هنر‌ جدید، آغاز‌فلسفه‌هنرجدید، متألّهان‌ و هنرمندان‌ نظریه‌پرداز‌ نوافلاطونی،‌ آغاز‌ اندیشه‌های‌‌ دوگانه ‌فلسفی‌ در عصر‌خرد‌ و باروک، فلسفه‌ هنر‌ عصر روشنگری،‌ انتقال‌‌ از‌ فلسفه‌ هنر‌ به‌ علم‌ زیبایی‌شناسی، آغاز ایده‌الیسم آلمانی‌ و تکوین‌ نظریه‌ کانتی‌ هنرمدرن، فلسفه رمانتیک‌ هنر، فلسفه‌های‌ هنری ضد هگلی، نحله‌های‌ صغیر‌ فلسفه‌ هنر‌ مدرن ‌و زیبایی‌شناسی، گذر‌ از‌ فلسفه ‌رسمی‌ هنر‌ غربی، فلسفه‌های پست‌مدرن‌ هنر و زیبایی‌شناسی. همچنین در مطلبی کوتاه با عنوان هنر منجی به تشریح کارکرد هنر به عنوان منادی گشایش در عصر تجلّی قدسیان و حقیقت در عصر ما پرداخته است.

بریده‌ای از کتاب آشنایی با آرای متفکران درباره هنر

با نهضت رنسانس عهد و دوره‏ای دیگر از ادوار تاریخ تفکر و هنر آغاز می‏‌شود، موقف و میقات دوره جدید غیر از موقف و میقات عالم و تاریخ مسیحیت و اسلام است. چنانکه حکمای اُنسی اسلام گفته‌‏اند «حقیقت را به هر دوری ظهوری است» و با هر ظهور و حضور، خفا و غیبتی همراه است. خفا و غیبت دوره جدید رجوع به اسم آن حقیقت الهی دارد که در تاریخ صدر اسلام و قرون کهن مسیحی بر جهان نور افکنده بود، و حضرت مسیح (ع) و حضرت محمد (ص) مظهر تام و تمام آن بودند، البته هر چه تاریخ اسلام و مسیحیت جلوتر آمده‏اند، از حقیقت نور مسیحایی و محمدی دور شده، و ظلمت پوشیدگی حقیقت به سراغشان آمده است، و ظهور وقایع هنری آن دو رجوع به اسم اجلال و اضلال و حجاب حق‏تعالی پیدا کرده است. بنابراین وقتی که حقیقت قدسی تمدن دینی قرون آغازین اسلامی و مسیحی پنهان می‌‏شود، اسم دیگری به ظهور می‏آید، و انسان مظهر اسم جدیدی قرار می‏گیرد. این اسمی که ظاهر می‏شود عبارت است از میقات ما، و این میقات مستلزم غیاب و نهان بودنِ اسم حقیقی خدای قرآن، «الله»، است و موقف مدرن بشر همین اسم نهانی است؛ و خدای حقیقی برای بشر در این موقف غایب است. وقتی خدایی می‌‏آید سایر خدایان باید بروند، و آن در دوره جدید غرب عبارت از این است که طاغوت یونانی و خدای مسیح در پشت اسمی که صورت نوعی تاریخ جدید است، پنهان و بی‏تاریخ و اثر شوند، و این اسم جدید بالذات یا بالعرض همه اسماء را به حجاب خویش کشد، و حقیقت تاریخ جدید شود. اسمی که در میقات دوره جدید ظاهر است، «اسم نفس بشریت» humanity است؛ یعنی انسان در این دوره «خدا» و «موضوع» یعنی «سوژه» subject است، و این عبارت است از «اومانیسم» و اصالت سوژه انسانی و انسان مداری humanism وsubjectivism. پس در صدر تاریخ جدید «نفس انسان»، جای همه «خدایان قدیم» را می‏‌گیرد و آنها را می‌‏پوشاند، و این مستلزم پشت کردن به خدای حقیقی و غفلت از آن حقیقت متعالی است و غیاب حق و حقیقت و الله، که همان نیست‏‌انگاری مضاعف و خودبنیادی باشد. از اینجا رنسانس یا «باز زایش» که به معنی «رنسانس» است، همین غیاب را حکایت می‏کند، آغاز دوره‏ای است که در آن انسان و اومانیته (آداب دانی بشری) مدار همه امور می‌‏شود، و دیگر نه خدای حقیقی و نه خدایان، هیچ یک در کار نیستند. به عبارت دیگر، انسان دایر مدار هستی است و خدا و خدایان، همگی بهانه کار بشری‏اند که در پایان، این بهانه نیز به دست بشر کشته می‌‏شوند تا نفس و اراده انسان مطلق شود. به عبارت دیگر، انسان دایر مدار هستی و خدا و خدایان و عوالم غیب و شهادت مظهر و ظل و خلیفه او پنداشته می‌‏شوند.

درباره نویسنده:

محمد مددپور (زادهٔ فروردین ۱۳۳۴ در بندر انزلی – درگذشتهٔ ۴ فروردین ۱۳۸۴) نویسنده و محقق ایرانی در حوزهٔ فلسفهٔ غرب، فلسفهٔ هایدگر، فلسفهٔ تکنولوژی، نیهیلیسم، فلسفهٔ هنر و هنر اسلامی بود. ی متولد سال ۱۳۳۴ در بندر انزلی بود. او که دارای دکترای فلسفهٔ هنر بود، از شاگردان سید احمد فردید محسوب می‌شد و درس‌های فردید را در کتابی با عنوان «دیدار فرهی و فتوحات آخرالزمان» نگاشت.

او همچنین مدیر دفتر مطالعات دینی پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی حوزهٔ هنر و عضو هیأت علمی دانشگاه شاهد بود. وی پیش از بیست سال در حوزهٔ مباحث نظری فلسفی و حکمت و هنر اسلامی تحقیق کرد و آثار بسیاری از وی به‌جا مانده‌است.

محمد مددپور در ۴ فروردین ۱۳۸۴ بر اثر سانحهٔ رانندگی درگذشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مهلت نوشتن پاسخ معادله تمام شد!

دکمه بازگشت به بالا