تاریخ سینمای ایران (1308 – 1380) (از تولد تا بلوغ، از بلوغ تا تبلور)، امیر اسماعیلی

کتاب تاریخ سینمای ایران از سال 1308 تا 1380 تالیف امیر اسماعیلی حاوی اطلاعات خوبی از سینمای ایران و فیلمهای فارسی میباشد. این کتاب چاپ 1382 میباشد و دیگر تجدید چاپ نمیشود.
درباره نویسنده:
امیراسماعیلى (1319-1387ش)، نویسنده، قصهنویس روزنامه نگار، گزارشگر، مصاحبهگر، تدوینگر، منتقد سینما، مؤلف، مترجم در زمینههای مختلف تاریخ و فرهنگ و ادبیات بود. در سال 1319ش در یکى از محلات قدیمى تهران قدم به عرصه هستى گذاشت.
تا هجده سالگى در همان فضا به کار و تحصیل توام پرداخت و نخستین تجربههاى قلمى خود را از همان ایام آغاز کرد.
در سال 1338 در حالى که در کسوت کارگرى فعالیت مىکرد با قصهى پیشواز به عرصه اندیشه و قلم وارد شد و در ادامه راه در سال 1343 نخستین مجموعه از قصههاى خود را با نام گل آفتاب منتشر کرد و پیآمد آن مجموعه دوم از قصههاى خود را با نام مهتاب و یک سال بعد در سال روز مرگ فروغ شاعره معاصر، کتاب جاودانه را که حاوى حرفها، نظرات و یادها و یادگارهاى فروغ بود، منتشر کرد.
در سالهاى بعد امیر اسماعیلى به عنوان قصه نویس روزنامهنگار، گزارشگر، مصاحبر در مطبوعات مختلف فعالیت مستمر داشت.
در سالهاى بعد از انقلاب اسماعیلى ضمن فعالیتهای گسترده مطبوعاتى به کار تدوین، تألیف و ترجمه چندین کتاب در زمینههاى مختلف تاریخ و فرهنگ و ادبیات همت گماشت و ظرف بیست و چند سال بیش از سى عنوان کتاب از قصه و رمان و شعر گرفته تا تاریخ و تحقیق در مسائل مختلف فرهنگى، اجتماعى و هنرى، خاصه هنر سینما تألیف و ترجمه و منتشر کرد.نگاهى به مجموعه آثار اسماعیلى، حکایت از تنوع و گستردگى فعالیتهای او در این عرصه ادبى و فرهنگى دارد. در تمام این سالها اسماعیلى ضمن تلاش گسترده در زمینه کتاب و مطبوعات به تناسب مسئولیتهاى مدیریتى در بخشهاى آموزش و فرهنگ و در جریان تدریس در زمینه ادبیات و فرهنگ و مسائل اجتماعى، بیشتر به مسائل جوانان و خانواده پرداخت و با ارائه مقالات، مصاحبهها میزگرد و بازکتابهاى بسیارخوب در این زمینه قدمهاى موثر برداشت.
امیراسماعیلى بعد از بازنشستگى از خدمات دولتى ضمن فعالیتهای جارى خود و همکارى با ناشران مختلف با تاسیس دفتر نشر هنر و تربیت به طور مستقل به فعالیتهای فرهنگى و ادبى در این راستا ادامه داد که از این طریق نیز بیش از بیست عنوان کتاب به علاقهمندان آثار خود ارائه داده است. گفتنى این که در تمام این سالها اسماعیلى برای پرهیز و گریز از شهرتهاى کاذب، با نام قلمى خود و یا نامهاى مستعار مراد، سپند، نیاز و نامهاى دیگرى از این دست، زیست و کمتر از نام شناسنامهاى خود (جواد اسماعیلى کلاهدوز) بهره گرفت.












