ادبیات داستانی در ایران (پهلوی اول: از سال 1300 تا 1320 با تکیه بر سیر تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی)، حمیرا رنجبرعمرانی

کتاب ادبیات داستانی در ایران نوشتهٔ حمیرا رنجبر عمرانی و کامران پارسی نژاد است. انتشارات علمی و فرهنگی این کتاب را منتشر کرده است.
در کتاب حاضر، سیر تحول نثر ادبی و دگردیسی ادبیات داستانی در نظام سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران دوره پهلوی اول بررسی می شود و حوزه رمان اجتماعی و رمان تاریخی آن دوره مورد ارزیابی و نقد ویژه قرار می گیرد.
کتاب ادبیات داستانی در ایران به این موضوع در دورهٔ پهلوی اول، از سال ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ پرداخته است. این کتاب، ادبیات داستانی در ایران را با تکیه بر سیر تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بررسی کرده است. این اثر، سیر تحول نثر ادبی و دگردیسی ادبیات داستانی در نظام سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایرانِ دورهٔ پهلوی اول را بررسی کرده و حوزهٔ رمان اجتماعی و رمان تاریخیِ آن دوره را مورد ارزیابی و نقد ویژه قرار داده است. این کتاب شش فصل دارد؛ «گرایش به سادهنویسی در دورهٔ قاجار»، «سیر تحول نثر ادبی در ایران»، «نظام سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران در دورهٔ پهلوی اول»، «دگردیسی ادبیات داستانی در دورهٔ پهلوی اول»، «رمان اجتماعی (۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ ش)» و «رمان تاریخی (۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ ش)».
بخشی از کتاب ادبیات داستانی در ایران
«رمان تاریخی رمانی است که در آن اشخاص برجستهٔ تاریخی، سلسلهحوادث و نهضتهای دورههای گذشته بازسازی میشود. اغلب در رمانهای تاریخی، دورهای تصویر میشود که در آن دو عامل فرهنگی با هم در کشمکشاند و فرهنگی درحال مرگ و فرهنگی درحال زایش است. از میان این کشمکش، شخصیت یا شخصیتهای تاریخی برمیخیزند و در حوادث واقعی شرکت میکنند. رمانهای تاریخی صحنههای تحققیافته دارد و بر محیط و زمینهای واقعی جریان مییابد. گاهی فقط به همین صحنه، محیط و زمینه اکتفا میشود و وقایع داستان در آن تکوین پیدا میکند؛ مثل قصهٔ دو شهر اثر چارلز دیکنز، داستاننویس انگلیسی (۱۸۱۲ – ۱۸۷۰ م)، که هیچ شخصیت تاریخی در آن وجود ندارد؛ ولی صحنه و محیط انقلاب کبیر فرانسه چنان در آن تصویر شده است که خوانندهٔ عصر انقلاب را همچون شخصیت تاریخی داستان می پذیرد. درواقع، تصویرپردازی صحنه و محیط جانشین شخصیت تاریخی شده است. اما بهطور معمول، در اغلب رمانهای تاریخی اگر داستان بر محور شخصیت یا شخصیتهای تاریخی نگردد، آنها در دورنمای رمان خودی نشان میدهند؛ مثل ناپلئون (۱۷۶۹ – ۱۸۲۱ م) در رمان جنگ و صلح. در این رمانها اگرچه تاریخ با داستان میآمیزد و اَشکال متنوعی از این آمیزش بهدست میآید، در اغلب آنها، چشمانداز اصلی واقعهای تاریخی است که اساس رمان قرار گرفته و پیرنگ داستان بر آن اِعمال شده است. از این نظر، گسترش و تکوین رمان تاریخی همیشه بسته به چشمانداز واقعهٔ تاریخی است. نویسندگان بسیاری در زمینهٔ رمانهای تاریخی آثار معتبری خلق کردهاند. در این میان، والتر اسکات (۱۷۷۱ – ۱۸۳۲ م)، نویسندهٔ اسکاتلندی، نخستین کسی بود که با آثار خود شکل مطلوب و باقاعده ای از رمان تاریخی ارائه داد.
ترجمهٔ رمانهای تاریخی در آن دوران تأثیری بسزا در ایجاد یک جریان ادبی بزرگ داشت؛ تا آنجا که بسیاری از نویسندگان به ژانر رمان تاریخی روی آوردند. در این دوره، نخستین ترجمهها از زبان فرانسه صورت گرفت. اقبال به زبان فرانسه را میتوان معلول سه علت دانست:
۱. نداشتن سابقهٔ بد فرانسویان مانند انگلیسیها و روسها؛
۲. علمی بودن زبان فرانسه در آن زمان؛
۳. فرانسه برای بسیاری از اندیشمندان، مظهر انقلاب و پیشتاز آزادی بود.
بهطور کلی، در این دوره کارهای مترجمان ازقبیل محمدطاهر میرزا (مترجم آثار الکساندر دوما)، محمدحسین فروغی یا میرزاحبیب اصفهانی (مترجم حاجیبابای اصفهانی ژیل بلاس) بیشتر از بقیه مورد استقبال قرار گرفت؛ بهخصوص ترجمهٔ رمانهای تاریخی به تقلید از آنها در زبان فارسی منجر شد. نوع دیگر ترجمهها که بهطور مستقیم بر شیوهٔ نثر نویسندگان ایران سایه افکند، برگردان نمایشنامهها بود که در صدر آنها آثار انتقادی و طنزآمیز مولیر قرار داشت؛ ازقبیل طبیب اجباری ترجمهٔ اعتمادالسلطنه و مردمگریز ترجمهٔ میرزاحبیب اصفهانی، و نیز ترجمهٔ نمایشنامههای ترکی میرزافتحعلی آخوندزاده بهوسیلهٔ محمدجعفر قراچهداغی که بهویژه با مسائل ایران درهم تنیده شده بود. یکی از شیواترین نمونهها، ترجمهٔ اتللوی شکسپیر بهوسیلهٔ ناصرالملک است. از دیگر ترجمههای خوب میتوان به ترجمهٔ حاجیبابای اصفهانی نوشتهٔ جیمز موریه اشاره کرد که میرزاحبیب اصفهانی آن را برگردان کرد. بیتردید، شیوهٔ نگارش این ترجمه بر آثار دو نویسندهٔ بزرگ بعدی، علیاکبر دهخدا و محمدعلی جمالزاده، تأثیر مستقیم نهاد که بهنوعی سلف واقعی نثر داستان امروزی است.
از دیگر نویسندگانی که رمان تاریخی نوشته و کمابیش در ایران شناخته شدهاند، عبارتاند از: الکساندر دوما (پدر) (۱۸۰۲ – ۱۸۷۰ م) نویسندهٔ فرانسوی سه تفنگدار، ویکتور هوگو (۱۸۰۲ – ۱۸۸۵ م) نویسندهٔ فرانسوی بینوایان، لئو تولستوی (۱۸۲۸ – ۱۹۱۰ م) نویسندهٔ روسی جنگ و صلح، الکسی تولستوی (۱۸۸۲ – ۱۹۴۵ م) نویسندهٔ روسی پطر اول، هاوارد فاست نویسندهٔ آمریکایی اسپارتاکوس، واسیلی یان (۱۸۷۵ – ۱۹۵۴ م) نویسندهٔ روسی چنگیزخان، مارگریت میچل (۱۹۰۰ – ۱۹۴۹ م) نویسندهٔ آمریکایی بربادرفته و شولوخف (۱۹۰۵ – ۱۹۸۴ م) نویسندهٔ روسی دن آرام.»
فهرست مطالب کتاب
مقدمه
فصل اول: گرایش به سادهنویسی در دورۀ قاجار
فصل دوم: سیر تحول نثر ادبی در ایران
اعزام دانشجو به خارج
صنعت چاپ
مطبوعات
تأسیس دارالترجمۀ ناصری
سفرنامهنویسی
تأسیس مدارس جدید
تئاتر و نمایش
طنز
فصل سوم: نظام سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران در دورۀ پهلوی اول
تغییرات اجتماعی و طبقاتی در دوران پهلوی
ارتش
طبقۀ کارمند
شکلگیری طبقۀ جدید کارگر
رشد شهرنشینی
تحولات فرهنگی
تغییر لباس و کشف حجاب
سازمان پرورش افکار
تحول در نظام آموزش و پرورش
تأسیس دانشگاه تهران
باستانگرایی
انجمن آثار ملی
فرهنگستان
فصل چهارم: دگردیسی ادبیات داستانی در دورۀ پهلوی اول
فصل پنجم: رمان اجتماعی (1300 تا 1320 ش)
فصل ششم: رمان تاریخی (1300 تا 1320 ش)
منابع






































