باستانگرایی در تاریخ معاصر ایران، رضا بیگدلو

باستانگرایی پدیدهای است که از اواخر دوران قاجار در عرصه فرهنگ، اجتماع و سیاست جامعه ایرانی پدیدار شد و طی چندین دهه به عنوان یکی از چالشهای مهم فکری و فرهنگی جامعه ایرانی ذهن بسیاری از روشنفکران، نویسندگان، ادیبان، روزنامهنگاران و سیاستمداران را به خود مشغول کرده است. بررسی علل به وجود آمدن این پدیده و ریشههای فکری سیاسی و اجتماعی آن و نیز چگونگی سیر آن در مراحل زمانی موضوع اثری است که از آن سخن میرود.
با اینکه این موضوع بیشتر در حیطه فرهنگی قرار دارد تا سیاست و قبل از آنکه یک جریان تاریخی صرف محسوب شود گرایشی در عرصه فرهنگ و اجتماع است، اما تأثیر تاریخی و سیاسی قابل توجهی داشته و تاریخ قبل از هر چیز سیر اندیشهها، تحولات و تطور آن است.
باستانگرایی به عنوان یک پدیده مهم فکری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آنقدر که سزاوار است بررسی و تحلیل نشده و علل به وجود آمدن و زمینههای مختلف آن چندان مورد توجه قرار نگرفته است. با توجه به اهمیت موضوع و جای خالی پژوهشهای مستند تاریخی در این زمینه در این کتاب به بررسی آن پرداختهایم. محدوده زمانی بررسی از دوره ناصری یعنی زمانی که اولین زمزمههای این جریان شروع شد، تا اواخر دوره رضاشاه را در بر میگیرد. البته این جریان در دوره پهلوی دوم ادامه یافت و به اوج خود که همان جشنهای 2500 ساله باشد منتهی میشود که امید است پژوهشگران دیگر بدان بپردازند.
از اواخر دوران قاجار، به موازات آشنایی با تمدن غرب و توجه یافتن به عقب ماندگی اقتصادی و فرهنگی کشور، گرایش به تحلیل و احیای گذشته باستانی و تمدن پیش از اسلام ایران پدید آمد .از این جریان که در دوره رضاشاه از شدت و گسترش بسیار فزون تری برخوردار گردید :با عنوان “باستان گرایی “یاد می شود .بدین ترتیب، کتاب حاضر مشتمل است بر :بررسی علل پیدایش این جریان، و ریشه های فکری سیاسی و اجتماعی آن، رابطه آن با ناسیونالیسم، دموکراسی، شرق شناسی و گرایش به سره نویسی، سیر تاریخی آن، از دوره ناصری، یعنی زمانی که اولین زمزمه های این جریان شروع شد، تا پایان حکومت رضا شاه، و معرفی برجسته ترین نمایندگان و نظریه پردازان این جریان فکری و کتب و نشریات مبین این دیدگاه، هم چنین بهره برداری های سیاسی گوناگونی که از این گرایش شده است .کتاب در سه بخش تنظیم شده است :بخش اول :در علل باستان گرایی در ایران “از چهار فصل تشکیل شده است .فصل نخست به جریان ریشه یابی علل عقب ماندگی ایران از علم و تمدن جهانی، از دیدگاه روشنفکران اختصاص داده شده، افزون بر آن علت اجتماعی و ذهنی این پدیده، همراه با اندیشه سه تن از پایه گذاران و نظریه پردازان باستان گرایی ارزیابی می گردد که عبارت اند از” :آخوندزاده”، “جلال الدین میرزا قاجار “و “میرزا آقا خان کرمانی .”در فصل دوم، به تاثیرات غرب و تحولات آن به ویژه رنسانس، بر این گرایش ایرانیان به تاریخ باستانی خویش، اشاره شده و فصل سوم نیز به ناسیونالیسم و رابطه آن با باستان گرایی اختصاص یافته است .فصل چهارم به بررسی شرق شناسی و مبانی آن و تاثیراتی مربوط می شود که به گرایش ایرانیان به تاریخ قبل از اسلام انجامید .در بخش دوم سیر جریان باستان گرایی و مراحل آن بررسی گردیده، همچنین شخصیت های مهم و نیز مجلات و روزنامه هایی که در این جریان نقش داشته اند معرفی شده اند .بخش سوم و آخر کتاب به سیر جریان باستان گرایی در زمان پهلوی اول و چگونگی زمینه سازی و کمک این جریان برای صعود پهلوی ها به تخت سلطنت و چگونگی برخورد رضاشاه با این جریان اختصاص یافته است .فهرست منابع و فهرست راهنما پایان بخش کتاب است .
کتاب در سه بخش تنظیم شده است. بخش اول در علل باستانگرایی که اولین فصل آن به جریان پیجویی علت عقبماندگی ایران از علم و تمدن جهانی توسط روشنفکران اختصاص داده شده است که میتوان همین جریان را زمینه و علت اجتماعی و ذهنی این پدیده محسوب کرد. نیز به مسائلی که افکار روشنفکران ایرانی در برخورد با تمدن غربی متوجه آنها شده و به بررسی اندیشه سه تن از پایهگذاران و تئوریسینهای باستانگرایی پرداخته شده است.
در فصل دوم به تأثیرات غرب و تحولات آن بهویژه رنسانس بر این گرایش ایرانیان به تاریخ باستان خویش اشاره شده است و فصل سوم به ناسیونالیسم و رابطه آن با باستانگرایی اختصاص دارد و نیز این بحث که چگونه این ایده اروپایی هنگامی که وارد ایران شد، یکی از علتهای گرایش ایرانیان به مقطعی از تاریخ خویش شد. فصل چهارم به بررسی شرقشناسی، مبانی آن و تأثیراتی که بر گرایش ایرانیان به تاریخ قبل از اسلام خویش گذاشته است میپردازد.
در بخش دوم سیر جریان باستانگرایی و مراحلی که از آنها عبور کرده بررسی شده است و شخصیتهای مهم و نیز مجلات و روزنامههایی را که در راستای این جریان گام برداشته معرفی شدهاند. در معرفی شخصیتها و روزنامهها و مراحل روند باستانگرایی سعی بر آن بوده است که به ترتیب و توالی مراحل زمانی توجه شود و شعرا، نویسندگان و نشریات به تفکیک ذکر نشدهاند. مهمترین هدف از این کار سعی در ارائه تصویری روشنتر و نشان دادن تحولات این جریان در مراحل مختلف و معرفی هر شخصیت و مجلهای حتیالامکان در فضای زمانی و مکانی خاص خودش بود.
بخش سوم و آخر کتاب به سیر این جریان در زمان پهلوی اول و چگونگی زمینهسازی و کمک این جریان برای صعود پهلویها به تخت سلطنت و چگونگی برخورد رضاشاه با این جریان و اقدامات او در این راستا اختصاص یافته است. نکته دیگری که تذکر آن لازم است بخشی از روند باستانگرایی در عهد پهلوی در خلال بخش دوم و نه سوم بررسی شده و این بخشی است که به صورت تقریباً غیر رسمی و جدای از تبلیغات رسمی حکومت توسط نویسندگان و روزنامهنگاران صورت گرفته است. در حالی که در بخش سوم صرفاً به اقدامات و تبلیغاتی پرداختهایم که حکومت رضاشاه به صورت رسمی در جهت باستانگرایی انجام داده است.





