ادیانتاریخیدینی و مذهبیروم و آغاز مسیحیتعقایدمکاتب هنری

پیدایش مسیحیت، دان ناردو، ترجمه مهدی حقیقت‌خواه

معرفی کتاب پیدایش مسیحیت

زمانی فقط دوازده نفر به حضرت عیسی ایمان آوردند؛ اما امروزه بیش از دو میلیارد نفر پیروان مسیحیت به شمار می‌روند. دان ناردو در کتاب پیدایش مسیحیت درباره‌ی زمان و مکان تولد عیسی مسیح، اقدامات او در طول زندگی کوتاهش، تلاش مبلغانی چون پولُس برای رشد دین مسیحیت، گسترش این دین در روم باستان و رابطه‌ی یهودیان و مسیحیان در طول تاریخ توضیح می‌دهد.

درباره‌ی کتاب پیدایش مسیحیت

دین یکی از مهم‌ترین جنبه‌های تمدن است. مسیحیت که امروزه نزدیک به دو و نیم میلیارد نفر پیرو آن هستند، گسترده‌ترین دین جهان به حساب می‌آید. تصور کردن اروپای امروزی بدون دین مسیحیت، امکان‌ناپذیر است. محققانی که رشد سیاسی، اجتماعی، تاریخی، هنری و معنوی اروپا را بررسی می‌کنند، لازم است که منابع مرتبط با پیدایش مسیحیت را مطالعه کنند. یکی از کتاب‌های پایه‌ای که شما را با تاریخ این دین آشنا می‌کند، کتاب پیدایش مسیحیت (The Rise of Christianity) است.

اگر حضرت عیسی در زمان و مکان دیگری به دنیا می‌آمد، آیا دین مسیحی چنین گسترش شگفت‌آوری پیدا می‌کرد؟ چرا یهودیت نتوانست به چنین جایگاهی برسد؟ مگر پادشاهان روم، مسیحیان را شکنجه نمی‌دادند؛ پس چگونه مسیحیت در این سرزمین رشد کرد؟ با دیدن عنوان فصل اول کتاب، چنین سؤالاتی در ذهنتان نقش می‌بندد. دان ناردو (Don Nardo) در همان ابتدا به‌سراغ روم باستان می‌رود. او تاریخچه‌ی ادیان مختلف از جمله یهودیت را در این سرزمین بررسی می‌کند. در فصل دوم کتاب پیدایش مسیحیت می‌خوانید که چگونه مسیحیان اولیه به وجود آمدند. آن‌ها خود را یهودی می‌دانستند و فکر می‌کردند که ایمان آن‌ها به مسیح، آن‌ها را از زمره‌ی یهودیان خارج نمی‌کند. این افراد در سال‌های پس از مرگ عیسی، آموزه‌های وی را در میان مردم پراکندند و اولین کتاب‌ها را درباره‌ی او نوشتند. منابعی که درباره‌ی زندگی عیسی مسیح باشد، بسیار اندک هستند و اغلب بی‌طرفانه نوشته نشده‌اند. اناجیل چهارگانه مهم‌ترین اطلاعات را دارند که سال‌ها بعد از مرگ عیسای ناصری به نگارش درآمده‌اند. دان ناردو سعی می‌کند از خلال همین منابع اندک، توصیفی کلی از زمانه‌ و زندگی مسیح به دست دهد. در پایان این فصل، با شخصی به نام پولُس آشنا می‌شوید که باعث شد افراد زیادی به دین مسیحی بگروند.

اگر برایتان سؤال است که مناسک دین مسیحی چگونه به وجود آمد، این آیین چه کتاب‌های مقدسی دارد، چرا حکومت روم مسیحیان را شکنجه می‌داد، کلیسا و سلسله‌ مراتبش چطور به وجود آمد و چرا دین مسیحی به فرقه‌های مختلف تقسیم شد، فصل سوم کتاب پیدایش مسیحیت را بخوانید. دان ناردو در این فصل به‌دقت رشد آهسته‌ و قدم‌به‌قدم دین مسیحیت را بررسی می‌کند. تغییرات در سرزمین روم، در نهایت به نفع مسیحیان شد. تهدیدهای خارجی از سوی اقوام ژرمن، کاهش ارزش پول و نبود رهبری قوی باعث شد که مردم اعتقادات خود به خدایان را از دست بدهند و برای آرامش خاطر، به خدای مسیحی روی بیاورند. پیروان اولیه‌ی این دین بیشتر از میان بردگان بودند؛ زیرا آن‌ها پیام امیدبخش و ساده‌ی عیسی را عامل رستگاری خود می‌دانستند. با ظهور امپراتور کنستانتین اول، این دین جدید گسترشی باورنکردنی یافت. داستان آشنایی این امپراتور با دین مسیحیت و جنگ‌های او برای گسترش این دین را در فصل چهارم کتاب پیدایش مسیحیت بخوانید.

در قرن‌های چهارم و پنجم پس از میلاد، دیگر مسحیت دین رسمی روم باستان شده بود و این سرزمین، پایگاه اصلی مسیحیان به شمار می‌آمد. آیین رهبانیت یکی از مهم‌ترین عوامل توسعه‌ی دین مسحیت در اروپا بود. دان ناردو در فصل پنجم توضیح می‌دهد که چگونه راهبان به سراسر اروپا می‌رفتند و این آیین نو را تبلیغ می‌کردند. در این زمان بود که متفکران مسیحی کتاب‌های بسیاری برای تبلیغ این دین تألیف کردند و قوانین اجتماعی جدیدی را بنیان نهادند. بعد از نابود شدن روم غربی و تصرف آن به دست اقوام مختلف، دین مسیحیت رواج یافت و نظامی نو پدید آمد. در فصل ششم کتاب پیدایش مسیحیت بیشتر درباره‌ی این موضوع اطلاعات کسب می‌کنید. بعد از مسیحی شدن بیشتر کشورهای اروپایی، دیگر کلیسا به یکی از مهم‌ترین قدرت‌های سیاسی تبدیل شده بود؛ قدرتی که مقدر بود در آینده از آن سوء‌استفاده‌های زیادی صورت گیرد.

انتشارات ققنوس این کتاب دان ناردو را با ترجمه‌ی مهدی حقیقت‌خواه به انتشار رسانده است.

در بخشی از کتاب پیدایش مسیحیت می‌خوانیم

مسیحیان اولیه خود را پیروان یک دین تازه نمى‌دانستند. آن‌ها در تمام طول زندگی‌شان یهودى بودند و خود را یهودى مى‌دانستند… ایمانشان به معناى انکار یهودیت نبود، بلکه بیش‌تر در جهت این اعتقاد بود که عصر مسیحایى (نجات‌بخشى) سرانجام فرا رسیده است… مسیحیان اولیه یهودیت را کنار نگذاشتند، بلکه معتقد بودند که ایمانشان تحقق انتظار دیرپاى یک مسیح (منجى) را ایجاب مى‌کند. پیروان عیسى در سال‌هاى بلافاصله پس از مرگ او (حدود 3330 میلادى) اخبار مربوط به او و آموزه‌ها و معجزه‌هایش را منحصراً در میان یهودیان پراکندند. البته آن‌ها سرانجام رسالت خود را شامل غیریهودیان نیز کردند؛ اما حتى در آن هنگام نیز در آغاز از مردم نمى‌خواستند که به دین تازه‌اى بپیوندند، بلکه از غیر یهودیان دعوت مى‌کردند که یهودى شوند و از برکات عصر مسیحایى برخوردار گردند. این رویکردى کاملاً طبیعى به نظر مى‌رسید، با توجه به این که پیشگویى‌ها در مورد آمدن مسیح حاکى از آن بود که او همه اقوام را در زیر پرچم اسرائیل و مردم برگزیده‌ی خدا، یعنى یهودیان، متحد خواهد کرد.

اما سرانجام روشن شد که اکثر غیریهودیان از این اکراه دارند که گام‌هاى ضرورى را بردارند تا به یهودیان مقبول تبدیل شوند و در نتیجه تعداد مسیحیان غیریهودى به سرعت از تعداد مسیحیان یهودى فزونى گرفت. تنها در آن هنگام بود که جدایى فرقه‌ی مسیحى از یهودیت آغاز شد. تلاش براى رساندن پیام به غیریهودیان، حرکتى که رشد چشمگیر بعدى این کیش و آیین را به یک دین بزرگ جهانى تضمین کرد، عمدتاً کار شائول طرسوسى بود که بعداً خود را پُولُس نامید. او یهودى غیرمسیحى‌ای بود که عیسى را نمى‌شناخت و چند سال پس از مرگ عیسى به فرقه‌ی مسیحى پیوست. در حالى که عیسى عرضه‌کننده‌ی عقاید و الهام‌بخش جنبش مسیحى در دهه‌هاى آغازین آن بود، پولس و پیروانش راه دستیابى این جنبش به توده‌ها در حوزه‌ی مدیترانه و گسترش آن را گشودند.

درباره نویسنده:

دان ناردو متولد 22 فوریه 1947 ، مورخ ، آهنگساز و نویسنده آمریکایی است. وی با نزدیک به چهارصد و پنجاه کتاب منتشر شده ، یکی از پرکارترین نویسندگان در ایالات متحده و یکی از برجسته ترین نویسندگان آثار تاریخی کودکان و نوجوانان است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مهلت نوشتن پاسخ معادله تمام شد!

دکمه بازگشت به بالا