04 رمانتیسیسماجتماعیادبیاتتاریخیرمانسینماسینماییشورش مردم پاریس 1823عاشقانهفلسفیقرن نوزدهممسیحیتمکاتب هنرینبرد واترلو

بینوایان، ویکتور هوگو، ترجمه محمدرضا پارسایار

ویکتور هوگو قبل از نگارش این کتاب اعلام می‌کند که «می‌خواهم همۀ حماسه‌های بشری را در یک حماسۀ برتر و نهایی درهم آمیزم. حماسه‌ای که در آن سیر از بدی به نیکی، از بیدادگری به دادگری، از تباهی به زندگی از دوزخ به بهشت و از عدم به خدا را عرضه کنم» و در شصت‌سالگی زمانی که بینوایان را به پایان می‌رساند، می‌نویسد: «دیگر از مرگ نمی‌هراسم، زیرا به وظیفه‌ام عمل کرده‌ام».

«بینوایان» اثری رمانتیک به شمار می‌رود و در عین حال رمانی واقع‌گرا، حماسی، عاشقانه، اجتماعی، تاریخی و فلسفی است که دنیای انسان‌های فرودست را ترسیم می‌کند. این اثر تصویری بسیار دقیق از زندگی فرانسوی‌ها، به‌ویژه پاریسی‌ها، در اوایل سدۀ نوزدهم به  دست می‌دهد.

در این رمان هوگو سه تابلوی بزرگ را به تصویر می‌کشد: ۱. نبرد واترلو، که برای نویسنده نمایانگر پایان حماسه ناپلئون و آغاز عصر بورژوازی است. ۲. شورش مردم پاریس در ژوئن ۱۸۲۳ ۳. عبور ژان والژان از فاضلاب پاریس.

این اثر به دلیل توصیف‌ کشمکش‌های روح آدمی نیز اثری حماسی به شمار می‌رود: کشمکش‌های ژان والژان میان نیکی و بدی، فداکاری‌های وی برای رستگاری، ستیز ژاور میان رعایت قوانین اجتماعی و رعایت قوانین اخلاقی.

کتاب بینوایان داستان بی‌عدالتی، قهرمانی و عشق در سرنوشت ژان والژان است، یک محکوم فراری که مصمم است گذشته‌ی جنایتکارانه خود را پشت سر بگذارد. با این حال، تلاش‌های او برای تبدیل شدن به عضوی محترم در جامعه، دائما با شکست مواجه می‌شود. زمانی که مرد دیگری اشتباها به جای او دستگیر می‌شود، پلیس سرسختی به نام ژاور در پی تحقیقات گسترده برمی‌آید. والژان فقط برای خودش نیست که باید آزاد بماند؛ او قسم خورده است که از دختربچه‌ی فانتین یعنی کوزت محافظت کند. بینوایان، چشم‌اندازی اثرگذار و دلسوزانه نسبت به قربانیان جامعه‌ی فرانسوی اوایل قرن نوزدهم، رمانی حماسی است که از آستانه‌ی نبرد واترلو تا انقلاب ژانویه‌ی ۱۸۳۰ را روایت می‌کند.

با رمان بینوایان در روزگار امروز نیز می‌توان ارتباط برقرار کرد. این اثر به ما این فرصت را می‌دهد که ژان والژان را در تخیل خود زندگی کنیم. زندگی او یک زندگی با بخشش و رستگاری در میان پس‌زمینه‌ای از آشفتگی سیاسی است که قرن بیست‌ویکم در مقایسه با آن بسیار آرام به نظر می‌رسد. خواندن این کتاب ما را به خرد متفکر بزرگی که قبلا چنین شرایطی را دیده، متصل می‌کند. این نکته به ما یادآوری می‌کند که دوره‌هایی از آرامش نسبی و هرج‌و‌مرج نسبی همواره وجود دارند و ما نمی‌توانیم انتخاب کنیم در کدام دوره زندگی کنیم؛ ما فقط می‌توانیم نحوه‌ی زندگی خود را انتخاب کنیم. خواندن بینوایان می‌تواند به کلی زندگی ما را تغییر دهد و تجربه‌ای بسیار عمیق باشد.

درباره ویکتور هوگو

ویکتور هوگو، نویسنده‌ی محبوب فرانسوی در ۲۶ فوریه ۱۸۰۲متولد شد. هوگو به‌عنوان یک نویسنده، به تعهدی که هنرمندان باید به جامعه‌ی خود داشته باشند اعتقاد داشت، به همین دلیل است که آثار او چنین تاثیری بر ویژگی‌های نویسندگی در قرن نوزدهم داشت.

هوگو پس از کودتای ناپلئون سوم، مجبور شد وطن خود را در سال ۱۸۵۱ ترک کند و به بروکسل برود. او تا زمان بازگشتش به فرانسه در سال ۱۸۷۰، در بروکسل و بریتانیا زندگی کرد. این دوره‌ی تبعید برای هوگو بسیار پربار بود. بسیاری از آثاری که هوگو در این دوره منتشر کرد، شامل انتقادات شدید اجتماعی هستند. از جمله‌ی این آثار می‌توان به بینوایان اشاره کرد که در سال ۱۸۶۲ منتشر شد. بینوایان که بعدها در بسیاری از تئاترهای موزیکال و فیلم‌ها مورد اقتباس واقع شد، یکی از شناخته‌شده‌ترین آثار ادبیات قرن نوزدهم محسوب می‌شود.

در سال ۱۸۷۸، هوگو دچار احتقان مغزی شد و تا پایان عمر در پاریس به زندگی خود ادامه داد. او نهایتا در ۲۲ می ۱۸۸۵ در پاریس درگذشت.

نظرات افراد و مجله‌های مشهور درباره بی نوایان

وی. اس. پریچت، منتقد و نویسنده‌ی مشهور انگلیسی، معتقد بود که نبوغ ویکتور هوگو در خلق اسطوره‌های ساده و به‌یادماندنی همیشه چشم‌گیر بوده است و موفقیت عظیم رمان بینوایان به‌عنوان یک اثر آموزنده به نمایندگی از فقرا و ستمدیدگان، به دلیل نگاه شاعرانه و افسانه‌ای نویسنده به طبیعت انسان رقم خورده است.

پیتر واشنگتون، یکی از افرادی که برای این اثر مقدمه نوشته بود، معتقد است توانایی هوگو در ارائه‌ی حداکثری تجربه «به همان شکلی که هست»، در نهایت بزرگ‌ترین هدیه‌ی رمان بینوایان به خوانندگان این رمان است.

آیا داستان کتاب بینوایان واقعیت دارد؟

در حالی که شخصیت‌های اصلی رمان بینوایان تخیلی هستند، بسیاری از آ‌ن‌ها از شخصیت‌های تاریخی یا رویدادهای زندگی خود هوگو الهام گرفته شده‌اند. برای مثال، تصور می‌شود که ژان والژان، قهرمان اصلی کتاب، عمدتا بر اساس شخصیت اوژن فرانسوا ویدوک، یک محکوم سابق اصلاح‌شده که بعدها اولین مدیر یکی از آژانس‌های جنایی فرانسه شد، نوشته شده است. یکی از نمادین‌ترین قسمت‌های رمان -زمانی که والژان مردی را که در زیر یک گاری سنگین گیر افتاده نجات می‌دهد- از روایت‌هایی می‌آید که ویدوک دقیقا همین کار را با یکی از کارگرانش انجام داده بود.

همچنین تصور می‌شود که لحظات مهم این داستان بر اساس تجربیات خود ویکتور هوگو نوشته شده باشند. برای مثال او در سال ۱۸۲۹ شاهد دستگیری مردی بود که یک قرص نان را دزدیده بود.

پیام رمان بینوایان چیست؟

آن‌چه بینوایان را به چنین گنجینه‌ای جاودانه تبدیل کرده است، علاوه‌بر داستان پرکشش و جذاب هوگو که همچنان الهام‌بخش مخاطبان از تمام زبان‌ها و فرهنگ‌هاست، باید چیزی عمیق در داستان آن باشد. بینوایان رمانی در باب شجاعت، عشق، دل‌شکستگی، اشتیاق و انعطاف‌پذیری روح انسانی است؛ مضامینی که بدون شک از زمان و مکان فراتر می‌روند. با این حال، شاید عمیق‌ترین موضوع نهفته در بینوایان مربوط به کرامت انسان باشد. نکته‌ی شگفت‌انگیز در مورد تایید کرامت انسانی، این است که یک عمل به ظاهر بی‌اهمیت از سر شفقت چقدر می‌تواند تاثیرگذار باشد.

نقد کوتاهی بر کتاب بینوایان

شماری از منتقدان بینوایان، آن را بسیار طولانی عنوان کرده‌اند. البته که معتقدند این کتاب یکی از بهترین رمان‌های تمام دوران‌ها محسوب می‌شود، با این حال، بخش‌هایی از کتاب ممکن است تا حدی حوصله‌سربر باشد.

ویکتور هوگو بسیار زیبا می‌نویسد، تسلط او بر کلمات و جملات عالی است و گریزهای فلسفی داستان هرچند گاهی خسته‌کننده می‌شوند، اما بسیار تاثیرگذار هستند. بینوایان دربار‌ه‌ی همه‌چیز است؛ درست و غلط، عشق و نفرت، جنگ و صلح، خوبی و بدی، ثروتمند و فقیر. شخصیت‌ها نیز بسیار باورپذیر هستند و به‌خوبی تکامل یافته‌اند. هوگو شخصیت‌ها را تصادفی وارد داستان نمی‌کند؛ هر شخصیت جایگاه خود را دارد و به اندازه‌ای خوب توصیف می‌شود که خواننده بتواند با او ارتباط برقرار کند. این کتاب اگرچه طولانی است، اما نکات بیهوده‌ای در آن پیدا نمی‌شود. هر اتفاقی دلیلی دارد و هوگو این اتفاقات را به شیوه‌ای استادانه شگفت‌انگیز کنار هم قرار می‌دهد.

معرفی شخصیت‌های اصلی کتاب

ژان والژان: پدرخوانده‌ی کوزت و یک محکوم سابق است که زندگی پر از نفرت و فریبی را پشت سر می‌گذارد. او در دوست داشتن دخترخوانده‌اش و کمک به افرادی که در موقعیت‌های دشوار قرار دارند، رضایت می‌یابد، حتی زمانی که این موضوع به معنای به خطر انداختن زندگی و رفاه خودش باشد. تمام زندگی او در جستجوی رستگاری است و در نهایت سعادت را در بستر مرگ می‌یابد.

کوزت: دختر فانتین است که پس از مرگ مادرش به‌عنوان دخترخوانده‌ی والژان زندگی می‌کند. کوزت دوران کودکی خود را به‌عنوان خدمتکار تناردیه‌ها سپری کرده، اما حتی این تجربه‌ی وحشتناک او را نسبت به زندگی بدبین نکرده است. تحت مراقبت والژان، کوزت در نهایت به یک زن زیبا و تحصیل‌کرده تبدیل می‌شود.

ژاور: یک بازرس پلیس است که به‌شدت به نظم و قانون اعتقاد دارد و برای اجرای قوانین کیفری خشن فرانسه از هیچ‌کاری کوتاه نمی‌آید. ژاور ترحم و دلسوزی ندارد و کار خود را با اشتیاق فراوان انجام می‌دهد. او تمایل شدیدی به یافتن والژان دارد و فرار و رفاه او را توهین به عدالت می‌داند.

فانتین: دختری از طبقه‌ی کارگر است که زادگاهش را ترک می‌کند تا در پاریس ثروت را جستجو کند. او در پاریس باردار و سپس رها می‌شود، اما هرگز از تلاش برای دخترش کوزت دست نمی‌کشد. او نمایانگر ویرانی جامعه‌ی فرانسه در قرن نوزدهم است.

خانواده‌ی تناردیه: خانم و آقای تناردیه زوجی بی‌رحم، بدبخت و شیفته‌ی پول هستند که نگهبان و شکنجه‌گر کوزت هستند. آقای تناردیه از هر کسی که می‌تواند اخاذی می‌کند. آقای تناردیه که از طمع کور شده است، قادر به عشق ورزیدن به انسان‌های دیگر نیست و هر دقیقه را در جست‌وجوی پول سپری می‌کند. خانم تناردیه نیز به اندازه‌ی شوهرش شرور است و از سوءاستفاده از کوزت لذت خاصی می‌برد.

از این رمان چه اقتباس‌هایی صورت گرفته است؟

از زمان نخستین انتشار کتاب بینوایان از این رمان اقتباس‌های متعددی در انواع رسانه‌ها از جمله کتاب‌ها، فیلم‌ها، نمایش‌های موزیکال، بازی‌ها و نمایشنامه‌ها انجام شده است. شماری از مشهورترین اقتباس‌های صورت‌گرفته از این رمان عبارت‌اند از: فیلم فرانسوی محصول سال ۱۹۳۴ به کارگردانی ریموند برنارد، یک مینی سریال محصول سال ۲۰۰۰، اقتباس انیمه‌ای سال ۲۰۰۷ محصول استودیو نیپون، فیلم موزیکال سال ۲۰۱۲ با بازی هیو جکمن و راسل کرو و سریال انگلیسی سال ۲۰۱۸ به کارگردانی اندرو دیویز.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مهلت نوشتن پاسخ معادله تمام شد!

دکمه بازگشت به بالا