03 و 04، دوران پهلوی اولادبیاتتاریخ سینمای ایران یکتاریخ معاصر ایرانتاریخیداستانسیاسی

پنجاه و سه نفر، مجتبی بزرگ علوی

مجتبی بزرگ علوی از مشهورترین نویسندگان چپ‌گرای ایران و نویسنده کتاب ۵۳ نفر است. این کتاب در سال ۱۳۳۰ خورشیدی منتشر شد و به شمار کسانی اشاره دارد که در زمان رضاشاه به جرم عضویت و فعالیت در گروهی اشتراکی بازداشت و زندانی شدند.

مجتبی بزرگ علوی در کتاب پنجاه و سه نفر، داستان ۵۳ نفری را روایت می‌کند که در زمان رضاشاه به جرم عضویت و فعالیت در گروهی اشتراکی بازداشت و محاکمه و به محکومیت‌های متفاوت زندانی شدند. بزرگ علوی خود یکی از این پنجاه و سه نفر بود که به هنگام بازداشت در مقام معلمی فعالیت می‌کرد. او ضمن روایت رویدادهای واقعی با هنر نویسندگی داستانی شیرین و جذاب و خواندنی پدید آورده است. سرتاسر این کتاب پر است از شرح برخوردهای توهین‌آمیز و خشونت‌بار مأموران اداره سیاسی با دستگیرشدگان که تصویری از فضای اختناق دوران دیکتاتوری رضا شاه به دست می‌دهد. نویسنده در وصف رفتار زندانبانان اظهار می‌دارد که آنچه در زندان تحمل‌ناپذیر بوده و هر روز و هر ساعت تکرار می‌شده و با همه عادی شدنش درون او و هم زنجیرانش را به شدت به درد می‌آورده، توهین بوده است.

خواندن کتاب پنجاه و سه نفر را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

کتاب پنجاه و سه نفر جزو ادبیات داستانی زندان است؛ مطالعه این کتاب را به علاقمندان این سبک پیشنهاد می‌کنیم. بدون تردید مطالعه این کتاب خوانندگان را با فضای جامعه در دوران رضاشاه، آشنا می‌کند.

درباره مجتبی بزرگ علوی

سید مجتبی آقابزرگ علوی مشهور به بزرگ علوی در ۱۳ بهمن ماه ۱۲۸۳ در تهران متولد شد. پدر او حاج سید ابوالحسن و پدر بزرگش حاج سید محمد صراف نماینده نخستین دوره مجلس شورای ملی بود. مادر وی نیز نوه آیت‌الله طباطبایی بود. این نویسنده واقع‌گرا، سیاست‌مدار چپ‌گرا، روزنامه‌نگار نوگرا و استاد زبان فارسی ایرانی بیش از چهار دهه از نیمه دوم سده بیستم را در آلمان زیست و به ترجمه، نقد و فرهنگ‌نامه‌نویسی نیز پرداخت. بزرگ علوی را همراه صادق هدایت و صادق چوبک، پدران داستان‌نویسی نوین ایرانی می‌دانند. علوی را بنیانگذار ادبیات داستانی زندان در زبان فارسی دانسته‌اند؛ گرایش علوی به اثرآفرینی اجتماعی او را برجسته کرد. از مهم‌ترین آثار این نویسنده پرآوازه می‌توان به چمدان، ورق پاره‌های زندان، چشم‌هایش، سالاری‌ها، میرزا، موریانه، گیله‌مرد و روایت اشاره کرد. برای آشنایی بیشتر می‌توانید زندگینامه بزرگ علوی را در صفحه این نویسنده در طاقچه مطالعه کنید.

بخشی از کتاب پنجاه و سه نفر

سخت‌ترین مصائب را می‌توان تحمل کرد. انسان به همه چیز عادت می‌کند. گرسنگی، سرما، اذیت و آزار حتی شکنجه در صورتی که تکرار شود قابل بردباری است. من کسانی را در زندان دیده‌ام که ده سال تمام روزی با دو نان و یک بادیه آب زیپو و یک کاسه آش و ۲ پیاله چای و چهار حبه قند زندگانی کرده‌اند ولی چیزی که در زندان غیرقابل تحمل بود و اگر هر روز هم، هر ساعت هم، تکرار می‌شد، باز درد شدیدی در درون ما ایجاد می‌کرد، توهین بود. اداره زندان خوب به این حقیقت پی برده بود و می‌دانست که فقط از این راه می‌توان دلیرترین مردان روئین‌تن را نیز از پا درآورد.

فهرست کتاب

مقدمه 7

دستگیرى من 10

اداره سیاسى 17

شب اول زندان 27

استنطاق 35

شکنجه‌هاى روحى 43

حاکم زندان 51

بیکارى 58

سیاست زندان 65

زندانى ارانى 70

یک شب مرگ 76

مقاومت دسته‌جمعى 83

مأمور زندان 92

پنجاه و دونفر یا پنجاه و چهارنفر 98

زندگانى ما در فلکه 105

زندان قصر 112

استنطاق 120

خانواده‌هاى ما 126

صد مرد چو شیر 132

روزنامه 161

کتاب 175

مداد و کاغذ 190

مقدمه محاکمه 201

محاکمه پنجاه و سه نفر 211

گناه پنجاه و سه نفر 255

عفو عمومى 266

مرگ دکتر ارانى 277

ده نفر را دزدیدند 282

دستگاه فاسد 298

شهریور 1320 304

بیست و پنجم شهریور 315

مقدمه کتاب

وقتى که «ورق‌پاره‌هاى زندان» منتشر شد عده‌اى از خوانندگان من ناراضى بودند. شاید هم حق داشتند. خوانندگان بیشتر مطالبى راجع به زندان مى‌خواستند. به طورکلى آنها مى‌خواستند بدانند چگونه با محبوسین رفتار مى‌شد. چگونه آنها را زجر مى‌دادند، چگونه آنها را مى‌گرفتند، مى‌کشتند و نابود مى‌کردند. خوانندگان زندان مى‌خواستند و من «ورق‌پاره» تقدیمشان کرده بودم. ورق‌پاره براى من معناى خاصى داشت. باید احتیاجى موجود باشد که انسان باوجود فشارهاى طاقت‌فرساى میرغضب‌هاى دوره سیاه (که اگر کاغذپاره‌اى نزد زندانى مى‌یافتند، گزارش‌ها به مقامات عالیه مى‌دادند) ورق پاره پیدا مى‌کرد و احساسات خود را روى آن سعى مى‌کرد بیان کند. احتیاجات به بیان احساسات و این عوالم زندان را که مخصوص و یادگار ننگین دوره سیاه است، من «ورق‌پاره» نام نهادم.

در «پنجاه و سه نفر» از این حیث شاید خوانندگان راضى‌تر باشند. اما به طور یقین باز دسته‌اى ناراضى خواهند بود، عده‌اى مى‌گفتند که‌چرا من‌میرغضب‌ها و دوستاقیانها را با نام و نشان اسم نبردم. مردم مى‌خواهند بدانند این شمرهاى دوره جدید که به لباس شهربانى و قاضى و وزیر درآمده بودند، چه کسانى هستند، صرف‌نظر از اینکه در این اواخر روزنامه‌ها به حد کافى این اشخاص را شناسانده‌اند، اساسآ ذکر اسامى این‌ها چه تأثیرى دارد؟ فرض بکنیم اسم فلان طبیبى که به دکتر ارانى بیمار مبتلا به

تیفوس فلوسى را که مادرش از خانه مى‌آورد، نمى‌داد، حسن یا حسین بوده است. اسم این اشخاص از لحاظ سیاست روز مهم است، ولى من به کتاب خود بیشتر جنبه تاریخى مى‌خواهم بدهم. به عقیده من این اشخاص تقصیرى ندارند و اگر گناهى متوجه آنها مى‌شد، ناچیز است اینها محصول اوضاع و احوالى هستند که مجموعآ دوره سیاه نامیده مى‌شود.

مقصود من از نوشتن «پنجاه و سه نفر» تشریح این اوضاع و احوال است. من این وزیرها و این قضات و این افسران شهربانى را کوچکتر از آن مى‌دانم که اوقات فراغت خود را با آنها مشغول کنم. اگر آن وزیرى را که حکم محکومیت مرا صادر کرد، در اختیار من بگذارند و به من بگویند، با او هرکارى که مى‌خواهى بکن، من از نظر شخص خودم، نه از لحاظ اجتماعى، به رویش مى‌خندم و به او مى‌گویم «برو آدم شو» من شخصآ کینه‌اى از او در دل ندارم.

اما من در «پنجاه و سه نفر» گفته دکتر ارانى را در محکمه 53 نفر شعار خود قرار داده‌ام. دکتر معتقد است که سه سند مهم عبارت از پرونده‌هاى 53 نفر و مدافعات آن‌ها و راى محکمه در دست است. اگر محکمه رأى به محکومیت این 53 نفر داد، آن وقت در آینده مردمى که در اوضاع اجتماعى این دوره سیاه مطالعه مى‌کنند و از تاریخ درس مى‌گیرند، از خود مى‌پرسند: چه طبیب و قاضى، پسران بازرگانان متمول و مالکین درجه اول از منافع طبقاتى خود دست برداشته و کمونیست شده بودند. اگر محکمه رأى به برائت 53 نفر داد، باز هم از خود مى‌پرسند، چه اوضاع و احوالى در دوره سیاه در این مملکت حکمفرما بود که عده‌اى بى‌گناه را شهربانى با علم و اطلاع دولت و دستگاه قضائى یک سال و نیم زندانى کرده بود. «قضاه، هرکارى که بکنند پیچ و مهره این اجتماع از روى سه سند مهم کشف مى‌شود.»

مقصود من از «پنجاه و سه نفر» همین است. من مى‌خواهم پیچ و مهره اجتماع

دوره سیاه را به طور بارز به خوانندگان خود نشان دهم. محاکمه پنجاه و سه نفر با این وضع افتضاح‌آور که یکى از آثار ننگین تاریخ ایران به شمار مى‌رود، محصول اوضاع و احوالیست که دوره سیاه را پابرجا کرده بودند: در محاکمه 53 نفر و در گرفتارى و آزادى آنها تمام طبقات اجتماع ایران شریک بودند، بنابراین اگر من موفق شوم که حادثه 53 نفر را به طورى که در حقیقت بوده، و وقایعى را که اطراف آن رخ داده، چنانکه شاید و باید، شرح دهم، گمان مى‌کنم توانسته‌ام اوضاع اجتماع ایران را در این بیست ساله اخیر تشریح کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مهلت نوشتن پاسخ معادله تمام شد!

دکمه بازگشت به بالا