15 سوررئالیسمادبیاتداستانسینمامکاتب هنرینقدنمایشنامه‌نویسی

کرگدن، اوژن یونسکو، ترجمه سحر داوری

کرگدن اثر اوژن یونسکو نمایش‌نامه‌نویس و نویسنده فرانسوی ابتدای قرن بیستم است. یونسکو بارزترین نماینده تئاتر آوانگارد فرانسه محسوب می‌شود. تئاتر یونسکو تئاتری شاعرانه با دغدغه انتقال تجربه‌ بودن است که در کرگدن بار دیگر در ادبیات مقوله مسخ را بیان می‌کند.

 درباره کتاب کرگدن

از نمایشنامه کرگدن با نام نگین‌ تئاتر دنیا در تمام و مهم‌ترین نمایشنامه‌ قرن بیستم یاد می‌شود. این اثر را ابتدا «جلال آل احمد» به فارسی برگرداند. و نسخه حاضر با ترجمه سحر داوری منتشر شده است. آثار دیگر اوژن یونسکو هم بیشتر توسط هنرمندان و نویسندگان نامدار ایرانی مثل «داریوش مهرجویی» «جلال آل احمد» و «پری صابری» به فارسی ترجمه شده‌اند.

کرگدن در سه پرده و دو مجلس نوشته شده و داستان در شهر کوچکی در فرانسه روایت می‌شود. کرگدن شدن ماجرا و به نوعی فاجعه اصلی این نمایشنامه است. یک مسخ‌شدگی هراسناک که می تواند از تبدیل شدن به سوسک هم منزجرکننده‌تر باشد. کرگدن‌ها به شهر حمله می‌کنند و کرگدن شدن مثل یک بیماری به همه اهالی شهر سرایت می‌کند.همه جز شخصیت اصلی نمایشنامه، «برنژه»، که از شدت احساساتی بودن مالیخولیایی به نظر می‌رسد. او مردی بی‌بندوبار است، عقل‌گرا نیست بلکه حال‌گرا است اما هوشی سرشار دارد و از آن بیشتر بیدار و هشیار.

اوژن یونسکو در کرگدن اصالت درونی انسان را در تقابل با بی‌هویتی‌ای که در جامعه‌ی مدرن وجود دارد، به چالش کشیده است.

 بخشی از کتاب کرگدن

پرده که بالا می‌رود، شخصیت‌ها چند ثانیه، در همان وضعیتی که اولین جمله گفته خواهد شد، بی‌حرکت می‌مانند، به‌طوری که «یک تابلوی زنده» جلوه کند. در آغاز پردهٔ یک نیز وضعیت همین‌طور بوده است. رئیس قسمت پنجاه سالی دارد و لباسی مرتب پوشیده: کت‌وشلوار سرمه‌ای، نشان لژیون دونور، یقهٔ آهار حاضری، کراوات سیاه، سبیل کلفت خرمایی. نامش پاپیون است.

دودار سی‌وپنج‌ساله، کت‌وشلوار خاکستری؛ آستین‌پوش دبیت سیاه به دست کرده تا از آستین‌های کتش محافظت کند. می‌تواند عینک به چشم داشته باشد. نسبتاً بلندقد است، کارمندی است که در آینده می‌تواند در زمرهٔ «مقامات» در آید. اگر رئیسْ معاونِ مدیر شود، اوست که جایش را خواهد گرفت. بوتار او را دوست ندارد.

بوتار آموزگار بازنشسته، با حالتی مغرور، سبیلی کوچک و سفید؛ شصت سالی دارد. اما سرزنده است. (او همه‌چیز را می‌داند، همه‌چیز را می‌فهمد.) کلاه بِره بر سر دارد؛ روپوش کار بلند خاکستری پوشیده، روی بینی گنده‌اش عینک دارد و مدادی پشت گوش؛ او هم آستین‌پوش‌هایی از دبیت دارد.

دزی جوان، بلوند.

کمی بعد، خانم بُف: چاق، چهل‌پنجاه‌ساله، گریان، و نفس‌نفس‌زنان.

شخصیت‌ها به هنگام بالا رفتن پرده بی‌حرکت دور میز سمت راست ایستاده‌اند؛ رئیس دست و انگشت سبابه‌اش را به‌طرف روزنامه دراز کرده است. دودار دستش را به‌طرف بوتار دراز کرده است. انگار به او می‌گوید: «ملاحظه می‌کنید که!» بوتار دست در جیب روپوش دارد و لبخندی ناباورانه بر لب‌هاانگار می‌گوید: «سر من یکی رو نمی‌تونن کلاه بگذارن.» دزی اوراق ماشین‌شده در دست، حالتی دارد که با نگاه دودار را تأیید می‌کند. پس از چند لحظهٔ کوتاه، بوتار شروع می‌کند.

بوتار: همه‌ش داستان، داستان‌هایی که آدم رو ایستاده خواب می‌کنه.

دزی: من دیدمش، من کرگدن رو دیدم!

درباره نویسنده

اوژن یونسکو، ۲۶ نوامبر ۱۹۰۹ در کشور رومانی به دنیا آمد. پدرش یک کارمند رومانیایی و ارتدکس و مادرش زنی فرانسوی و پروتستان بود. شاید همین اختلافات فرهنگی و مذهبی باعث شد تا نهایتا آن دو، زمانی که اوژن تنها هفت سال داشت، از یکدیگر جدا شوند و این ناسازگاری ها شرایط نابسامانی را برای کودکی اوژن رقم زند.یونسکو در 16 سالگی به همراه پدرش روانه ی رومانی شد و به کالج ملی ساوای مقدس (Saint Sava) رفت. البته بیشتر دوران کودکی اش را در فرانسه گذرانده و بنا بر ادعای خود تجربیاتی که در آن دوران به دست آورده، روی درکش از جهان، بیش از هر تجربه ی دیگری تأثیرگذار بوده است.یونسکو در سال 1928 وارد دانشگاه بخارست شد و در رشته ی ادبیات فرانسه به تحصیل پرداخت و بعد از پنج سال تحصیل در آن دانشگاه، به عنوان معلم فرانسه مشغول به تدریس شد. در سال 1936 با رودیکا بوریلیانو ازدواج کرد. حاصل این ازدواج یک دختر است که یونسکو برای او تعدادی «داستان کوتاه» غیرمتعارف نوشته است.در سال 1938 یونسکو تصمیم گرفت برای تکمیل رساله ی دکترای خود همراه خانواده اش به فرانسه بازگردد، اما با شروع جنگ جهانی دوم در سال 1939 به ناچار عازم شهر مارسی شد تا آن که پس از پایان جنگ و آزادی فرانسه در سال 1944 مجددا به فرانسه بازگشت و برای همیشه در آن جا ماند.یونسکو در سال 1970 به عنوان عضو آکادمی فرانسه برگزیده شد. او همچنین برنده ی جوایز بسیاری شد؛ جوایزی چون جایزه ی فیلم جشنواره تور (Tour) در سال 1959، جایزه ی پریکس ایتالیا در سال 1963، جایزه ی تئاتر انجمن نویسندگان در سال 1966، جایزه ی ملی Grand Prix برای تئاتر در سال 1969، جایزه ی Grand Prix موناکو در سال 1969، جایزه ی Austrian state برای ادبیات اروپا در سال 1970، جایزه ی اورشلیم در سال 1973، دکترای افتخاری از دانشگاه نیویورک و دانشگاه های Leuven و وارویک (Warwick).یونسکو بارها از این که برچسب خاصی بر آثارش بزنند، اظهار ناخرسندی کرده است. اما تاریخ ادبیات نشان می دهد، تصمیم در این مورد معمولا از عهده و اختیار مولف خارج است. این مخاطبان، منتقدان، تاریخ نویسان و نظریه پردازان ادبی اند که جایگاه و سبک هنرمندان را تعیین و تعریف می کنند و همین ها یونسکو را پیشگام رویکردی تازه در نمایشنامه نویسی معرفی می کنند که به “تئاتر ابزورد” Absurdes Theater مشهور است.یونسکو محصول نیمه نخست و ویرانگر قرن بیستم، محصول دوران شکل گیری حکومت های توتالیتر بود. او از آغاز نیمه دوم قرن، هر چند هرگز یک مبارز نبود ولی خود میوه هایی به بار آورد که مبارزه ای بی امان در قالب هنر تئاتر با همین حکومت ها و اندیشه ها بودند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مهلت نوشتن پاسخ معادله تمام شد!

دکمه بازگشت به بالا