خانم! فردا کوچ است (سفرنامه سکینه سلطان (وقار الدوله))، سکینه سلطان وقارالدوله، پژوهشِ رسول جعفریان و کیانوش کیانی

“خانم! فردا کوچ است” اثری است به تحقیق “رسول جعفریان” و “کیانوش کیائی” از سفرنامه ی “سکینه سلطان وقارالدوله” که “زهرا صالحی زاده” کار ویرایش و تدوین آن را به عهده داشته است. “سکینه سلطان وقارالدوله” یکی از همسران سابق “ناصرالدین شاه” بود که بعد از کشته شدن شاه، به همسری “معتصم الملک” در آمد. “خانم! فردا کوچ است” شرح سفر “سکینه سلطان وقارالدوله” به مکه مکرمه و عتبات عالیات است که چهار سال بعد از کشته شدن شاه آن را شروع کرده ولی همچنان از یاد “ناصرالدین شاه” غافل نبوده و در شرح سفر، خاطراتی از وی ذکر می کند. چند سال بعد برای تسکین و آرامش روحی تصمیم گرفت به حج و زیارت ائمه برود. سفری طولانی که البته پرفراز و نشیب شد و گاهی حتی او را به مرز ناامیدی هم کشاند. سکینه سلطان که زن اهل مطالعه بود و طبعی شاعرانه داشت در دستنوشتههایش این احساسات را بهخوبی بروز میدهد. در سطر به سطر کتاب خانم! فردا کوچ است میتوان جهانبینی و اندیشه و دقت نظر او را در مورد دنیای اطرافش حس کرد و دید. به همین خاطر نیز روایت او تا حد زیادی با دیگر سفرنامهها متفاوت است.
“خانم! فردا کوچ است” در دوره ای به نگارش درآمده که معروف به عصر ناصری است و در آن نوشته های بانوان بیشتر به شکل سفرنامه های منثور به چشم می خورد. این سفرنامه از سبک و سیاقی ساده و روان برخوردار بوده و زبان نگارش آن بسیار به زبان امروز نزدیک است. جملات کوتاه و بدون تکلف اند و بیشتر به زبان محاوره ای گرایش دارند تا نثر منشیانه ی رایج در آن زمان. سکینه سلطان در این نوشتهها با دیدی تیزبینانه و دقیق دست به تجزیه و تحلیل و سبکشناسی پدیدههای اطرافش میزند و اماکن جغرافیایی، تاریخی و مذهبی، آداب و رسوم و مسائل فرهنگی مردم مناطق مختلف، وضعیت راهها و حمل و نقل، داد و ستد، نوع غذا و معیشت مردم را موشکافی میکند. به همین خاطر سفرنامۀ او را میتوان آیینهای از وضعیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دورۀ قاجار دانست که اطلاعات فراوانی از جغرافیا، تاریخ و فرهنگ مردم ایران، عراق و عربستان در آن وجود دارد.
کتاب خانم! فردا کوچ است حاصل پژوهش رسول جعفریان و کیانوش کیانی است. زهرا صالحیزاده نیز این متون را ویرایش و تدوین کرده است. یادداشت نازیلا ناظمی دربارۀ این کتاب و به طور کلی اهمیت مجموعۀ سفرنامههای زنان قاجار را میتوانید در اینجا بخوانید.
دربارۀ مجموعۀ سفرنامههای قدیمی زنان
سفرنامههای قدیمی زنان مجموعه کتابهایی از نشر اطراف هستند که به یادداشتها، خاطرات، روایتها و سفرنامههای زنان دوران قاجار اختصاص دارند. در هر کتاب از این مجموعه دستنوشتههای یکی از زنان سرشناس قرون پیش گردآوری و تدوین شده است؛ سفری که عموماً از شهرستان به تهران یا به عتبات و قصد زیارت بوده. این مجموعه میکوشد هم ادبیات زنانۀ مهجور، نادیده گرفتهشده یا به حاشیه راندهشده را بازخوانی کند و هم تاریخنگاری متفاوتی از تاریخنگاری مردانه و مسلط ارائه دهد. چادر کردیم رفتیم تماشا، سه روز به آخر دریا و خانم! فردا کوچ است عناوین کتابهایی هستند که تاکنون در این سری به چاپ رسیدهاند.
درباره نویسنده
سکینه سلطان وقارالدوله، زنی که بعد از کشته شدن ناصرالدین شاه از طرف شاه جدید یعنی مظفرالدین شاه، لقب «وقارالدوله» را میگیرد. سکینه سلطان در تهران زندگی میکرده است و به سال 1278 هجری. شمسی یعنی چهار سال بعد از مرگ شاه شوهر، راهی سفر عتبات و حج میشود. در این سفر برادرش «میرزا محمد علیخان» او را همراهی میکند.
با رسول جعفریان بیشتر آشنا شویم
رسول جعفریان (Rasul Jafarian) متولد تیر سال 1343 در اصفهان است. او ابتدا به تحصیل علوم دینی پرداخت و پس از آن تصمیم گرفت تا مطالعات خود را در زمینهی تاریخ ادامه دهد. سال 1363 بود که نخستین کتاب او به انتشار رسید. رسول جعفریان تاکنون دو مرتبه برندهی کتاب سال ایران شده و همچنین برای کتاب اطلس شیعه جایزهی فارابی را دریافت کرده است. در ادامه نام برخی از کتابهای او را مطالعه میکنید: «ارزیابی مناسبات فکری آیت الله شهید مطهری و دکتر علی شریعتی، آشنایی مقدماتی با روش تحقیق در تاریخ و بازخوانی نهضت مشروطیت».
قسمت هایی از کتاب خانم! فردا کوچ است
(پنج شنبه، سیزده جمادی الثانیه، منزل یازدهم. صبح چهار ساعت از دسته گذشته، وارد کنگاور شدیم. کوچه و بازار، همه چیز دارد. جای خوبی است. راه دیشب هم همه صاف بود. مهتاب شب سیزدهم معرکه می کرد. حیف؛ کسانی که باید همراه باشند، نیستند که این شب های مهتاب را زنده کنند. ان شاءالله قسمت همه بشود این سفر را بیایند و به سلامتی این شب ها را ببینند. این جاها از طهران ارزان تر است. هیچ چیز چندان گران نیست اما خانه چقدر گران است. این صاحب خانه ها چقدر پول می گیرند. شنیدم که پست خانه دارد. فرستادم ببینم اگر می شود یک کاغذی بدهم. می گویند پست، دیروز رفته. کرایهٔ زیاد بدهید تا کاغذ را نگاه بداریم، روز بیست بدهیم. من هم دادم به امید خدا. یا می دهند یا که پول گرفته اند و کاغذ را هم نخواهند داد. الان حاجی عباس آمده، می گوید از کرمانشاهان به آخر خاک عرب و عجم خیلی راه دزد، زوارها را لخت کرده. زیاد وحشت کردم. خدا همه را محافظت فرماید ان شاءالله. همانا دزد نزند به خوبی بگذریم. حاکم کنگاور ساری اصلان پسر ساری اصلان قدیم است. نگذاشت چاروادار شب بار کند. صبح حرکت کردیم. جمعه، چهاردهم جمادی الثانیه، منزل دوازدهم. صبح سوار شده به راه افتادیم. از کوچه باغات زیاد گذشتیم تا به صحرا افتادیم. راه ها خیلی باصفا بود. این راه امروز خیلی شباهت به راه جاجرود داشت. سه ساعت که راه رفتیم، یک چشمهٔ آبی بود. آن آب کم کم صحرا را شبیه به صحرای لار کرده، چند جا قره چادری ها چادر زده بودند. یک سربالایی، سرپایینی هم داشت ولی راه خوبی بود. تا شش ساعت از دسته گذشته، به باغات صحنه رسیدیم. صحنه باغ اشجار زیاد دارد. چشمه و آب زیاد دارد. یک رودخانهٔ بزرگ هم دارد.
































