مأموریتی برای صلح: اصل 4 در ایران، ویلیام ای. وارن، ترجمه محمدامین نادریان, مینا ناصریان

کتاب «مأموریتی برای صلح: اصل 4 در ایران» نوشتۀ ویلیام ای وارن، یکی از آثار مهم در بررسی روابط ایالات متحده و ایران در دهههای میانی قرن بیستم است که به برنامه کمکهای فنی آمریکا به ایران تحت عنوان «اصل 4» میپردازد. این کتاب که در سال ۱۹۵۶ منتشر شد، نه تنها گزارشی تاریخی از یک پروژه توسعهای است، بلکه روایتی دست اول از چالشها، موفقیتها و پیامدهای دخالت خارجی در فرایند نوسازی ایران ارائه میدهد. نویسنده که خود از مجریان این برنامه در ایران بود، با نگاهی همزمان تحلیلی و روایی، تلاش میکند نقش آمریکا در ایران پس از جنگ جهانی دوم را در چارچوب رقابتهای جنگ سرد و آرمانهای توسعهگرایانه تفسیر کند. به طور کلی، برنامه اصل 4، که در سال ۱۹۴۹ توسط رئیس جمهور آمریکا هری ترومن معرفی شد، بخشی از استراتژی ایالات متحده برای مقابله با گسترش کمونیسم از طریق ارائه کمکهای فنی و اقتصادی به کشورهای در حال توسعه بود. ایران، به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک حساس خود و هممرزی با اتحاد جماهیر شوروی، به یکی از اصلیترین هدفهای این برنامه تبدیل شد. هدف ظاهری اصل 4، بهبود شرایط زندگی روستاییان، افزایش تولیدات کشاورزی، توسعه بهداشت عمومی و تقویت نهادهای آموزشی بود. اما در پس این اهداف، انگیزههای سیاسی مهار نفوذ شوروی و جلب حمایت ایران به بلوک غرب نیز نهفته بود. وارن در این کتاب با ترکیبی از خاطرات شخصی، دادههای آماری و تحلیلهای سیاسی، به بررسی ابعاد مختلف برنامه اصل 4 در ایران میپردازد. برای مثال، نویسنده صادقانه به موانع اجرای پروژههای توسعهای در ایران اشاره میکند: تفاوتهای فرهنگی بین کارشناسان آمریکایی و جامعه روستایی ایران، ناآشنایی با ساختارهای سنتی کشاورزی و مقاومت برخی مقامات محلی در برابر تغییرات. قابل ذکر است که از نظر تاریخی، این کتاب به عنوان یک سند دست اول، تصویری ارزشمند از نحوه اجرای پروژههای توسعهای غرب در کشورهای جهان سوم ارائه میدهد. وارن اگرچه نمیتواند (یا نمیخواهد) به تمام پیامدهای منفی این برنامهها بپردازد، اما صداقت او در ثبت تجربیات میدانی، کتاب را به منبعی مفید برای پژوهشگران تاریخ ایران و روابط بینالملل تبدیل کرده است.
درباره نویسنده
ویلیام ای. “بیل” وارن (1905-1996) در زمینه کتابهایی که به طور برجسته مسائل مربوط به آب در سطح ایالت، فدرال و بین المللی را نشان می داد، فعالیت داشت. وی از سال 1961 تا 1967 تحت فرماندار ادموند جی. “پت” براون به عنوان دومین مدیر وزارت منابع آب ایالت (DWR) خدمت کرد و همچنین در ابتدای ساخت و ساز اولین دبیر آژانس منابع از 1961-1963 بود. پروژه آب ایالتی کالیفرنیا. وی در میان مقالات و نشریات متعدد ، دو کتاب تألیف کرد: مأموریت برای صلح: نقطه 4 در ایران و دفتر احیا Rec. در سال 1992 با انتشارات بنیاد آموزش آب ، “خاطرات روزهای اولیه توسعه آب کالیفرنیا” مصاحبه کرد. به احترام وی یک نیروگاه در شهرستان لس آنجلس به نیروگاه برق ویلیام ای وارن تغییر نام یافت.
توضیحات کتاب
مأموریت برای صلح گزارش موفقیت های یک مدیر دولتی، خبرنگار و یک خدمتگذار فداکار ملی است. در سال 1951، هری ترومن از ویلیام ای. وارن خواست تا نخستین مدیر برنامه های اصل 4 در ایران باشد. ایران دچار آشفتگی بود. رئیسجمهور در نظر داشت اصل 4 خود را که برنامهای جدید و متهورانه برای پیادهسازی پیشرفتهای صنعتی و علمی ایالاتمتحده در کشورهای درحالتوسعه بود، آزمایش کند. این آزمایش در ابعاد همکاری های بین المللی مناسبِ وارن بود. اصل 4 از دولت های دریافت کننده می خواست تا خدمات مورد نیازشان را مشخص کنند. نباید هیچگونه دخالت اقتصادی یا سیاسی خارجیای وجود می داشت، و نباید ملاحظاتی با ماهیت سیاسی در نظر گرفته میشد. ترومن باور داشت که وارن تنها کسی است که برای این مأموریت از شایستگی کافی برخوردار است.
این دیباچه بر چاپ دوم کتاب مأموریت برای صلح، بر سوابق، خدمات و موفقیت های ویلیام وارن از نگاه فرزندانش جِین، رابرت و مارگارت تمرکز دارد. هدف این دیباچه بررسی خدمات و نقش وی در ایران برای موقعیت شغلی او و زندگی اعضای خانواده اش است. بی شک تصمیم پدر بیل برای رفتن به ایران، در سال 1951، تأثیر عمیقی بر هر یک از اعضای آن خانواده مرفه در شهر الکساندریا، در ایالت ویرجینیا، در حومه واشنگتن دیسی داشت.
ویلیام که در شهر سیفیلد، ایالت ایندیانا در دوم سپتامبر 1905 به دنیا آمده بود، چهارمین پسر از میان پنج پسر خانوادهاش بود. او 90 سال زیست و در شهر پالوآلتو کالیفرنیا وفات یافت. زندگی اش در نُه سالگی، آن هنگام که پدرش شغل تولید بستنی را در سیفیلد رها و به دره امپریال کالیفرنیا برای تأسیس کارخانه تولید لبنیات مهاجرت کرد، دائماً دستخوش تغییر بود. هر پنج پسر خانواده لبنیاتفروش بودند و در دانشگاه کالیفرنیا درس می خواندند. تمام آنها تجربه کشاورزیشان را در ادامه کنار گذاشتند. بیل برای تحصیل در رشته دستور زبان به مدرسه آلاما رفت و در آنجا در سیزده سالگی اتوبوس مدرسه را راند. سپس به دبیرستان پالتویل یونین رفت. در ادامه، در سال 1923، از دانشگاه کالیفرنیا در برکلی در رشته زبان انگلیسی فارغ التحصیل شد.
در هفت سالِ پسازآن، او بهعنوان روزنامه نگار، نخست در کلکسیکو کرونیکل و سپس آسوشیتدپرس در لوسآنجلس و سندیگو فعالیت میکرد. در سال 1929، بیل با ادیت اِم. پترسون در پاسادنا کالیفرنیا ازدواج کرد. ادیت که از دانشگاه کالیفرنیا در لوس آنجلس فارغالتحصیل شده بود بعدها آموزگار مدرسه شد. وقتی آسوشیتدپرس تصمیم گرفت دفتری را در پایتخت برای پوشش رویدادهای واشنگتن در زمینه مناطق مختلف کشور ایجاد کند، بیل بهعنوان نخستین نمایندۀ منطقه ای غرب از سوی آنها انتخاب شد. تجارب او در زمینه سیستم های آبیاری کشاورزی در دره امپریال باعث شد برنده مأموریت آسوشیتدپرس بهعنوان متخصص بازسازی، آبیاری و آب شود. وقتی روزولت وزارت کشور را در دوران رکود گسترش داد، بیل به دفتر بازسازی پیوست. او در مطالعه بستر رودخانه میسوری همکاری کرد و سپس تحقیقات آژانسهای مشترک بستر کلمبیا را هدایت و تحقیقات سنترالولی در کالیفرنیا را سازماندهی کرد. بهاینترتیب، بیل به مقام دستیار کمیسر ارتقا یافت تا تمرکززدایی دفتر را مدیریت کند.
ترومن سپس او را بهعنوان معاون وزیر کشور در امور آبوبرق برگزید. مسئولیت برنامه توسعه آلاسکا و برنامه ناواجو ایندین از جمله فعالیتهای او در این دوران بود.
در این زمان بود که دعوت اضطراری ترومن از بیل برای هدایت نخستین تلاش های همکاری فنی در ایران و کمک به تثبیت اقتصاد این کشور رخ داد. کتاب مأموریت برای صلح داستان آن دوران است.
هدف مأموریت بیل طی چهار سالی که در ایران بود سازماندهی برنامههای توسعه کشاورزی، مشابه آنچه همتایانش در ایالاتمتحده در مورد بذرهای اصلاحشده، روشهای جدید کشاورزی و گله های دورگه انجام داده بودند و همکاری در برنامه شاه در تقسیم املاک میان روستاییان بود. الاغ هایی – که روزنامه های کمونیستی حاشیههای زیادی برای آن درست کردند – نیز به ایران وارد شدند تا بهرهوری کشاورزان ایرانی را افزایش دهند.
برنامه های مأموریت برنامه های بهداشتی را نیز دربرمیگرفت که تأسیس مراکز بهداشت روستایی و واکسیناسیون، سیستم های توزیع آب در مناطق شهری و سد برای ذخیره و آبیاری در قالب این برنامه ها جای میگرفت. برنامه سوادآموزی نیز سطح تحصیلات را در کشور ارتقا داد. بورسیه های تحصیلی برای بسیاری از ایرانیان برای کارآموزی در ایالات متحده مهیا شد. آنها با آموختن تکنولوژی های جدید آن تکنولوژیها را با خود به ایران آوردند؛ همانگونه که بذرهای اصلاحشدۀ پنبه و نیز گاو و گوسفندان اصلاحشده به ایران آمد. مدیریت عمومی و مدارس فنی تقویت شد. یک برنامه مسکن برقرار شد. به دهقانان روستایی انگیزه داده شد تا تولید خود را افزایش دهند و مالک زمین شوند. داستان این برنامهها و مردم دلیل بیل برای نوشتن این کتاب در سال 1956 است.
حزب شورشی کمونیست به این اقدامات حمله می کرد و اینگونه القا میکرد که برنامههای همکاری آمریکا طناب داری است که به دور گردن ایرانیان انداخته میشود و تکنیسین ها جاسوس و به دنبال کنترل ایران هستند؛ اما مأموریت اصل 4 موافقتنامههای خود با دولت نخستوزیر، محمد مصدق و پسازآن، فضلالله زاهدی در زمان حکومت محمدرضاشاه پهلوی را اجرا کرد. مأموریت کمکرسانی علیرغم اغتشاشات ناشی از قیام مردمی و کودتا، تهدید و بسته شدن اجباری دفاتر منطقهای، همچنان فعال ماند. هرچند خانواده هایشان برگردانده شدند. بیل همسرش، ادیت و دخترش، مارگارت، را به کالیفرنیا فرستاد. جین و رابرت نیز برای ادامۀ تحصیل آنجا را تازه ترک کرده بودند. وقتیکه اوضاع سیاسی در ایران آرام شد ادیت و مارگارت به خانه شان در تهران بازگشتند تا مأموریت بیل تمام شود.
پس از حدود چهار سال مأموریت در ایران، بیل برای هدایت مأموریت کمک رسانی به برزیل – که به آن مأموریت فعالیتهای ایالات متحده می گفتند – انتخاب شد. در برزیل نیز همچنان بر آب، آبیاری و توسعه روستایی و توسعه کشاورزی از میان فعالیتهای مربوط به همکاری فنی تمرکز داشت.
پس از پانزده ماه ریاست بر این مأموریت، دولت ایالات متحده او را بهعنوان نیروی کمکی در اختیار سازمان ملل قرار داد تا به بازسازی کره پس از آتش بس سال 1953 کمک کند. بیل تقریباً چهار سال برای تثبیت اقتصاد کره کمک کرد. وی ساخت و بازسازی بیش از دویست پروژه آبیاری را مدیریت کرد. برنامه های گسترده آموزشی توسعه اجتماعی، صنعتیسازی، زیربنایی، بهداشت عمومی و تأمین کالا به اجرا درآمد. در قالب این مأموریت سیستم آموزش جهانی هم راهاندازی شد که اکنون یکی از بهترین ها در جهان است. علاوهبرآن، چهار میلیون پناهنده جنگی اسکان یافتند و تغذیه شدند. در این دوره بیش از یک میلیارد دلار در برنامه های توسعه کره سرمایه گذاری شد.
فرماندار کالیفرنیا، پَت براون، اندکی پس از انتخابش تلگرامی را به بیل ارسال کرد و از او خواست تا از سئول بازگردد و یکی از «سختترین کارهایی را که داشته» بهعنوان یک مدیر دولتی ماهر بپذیرد. بیل نخست بخش (وزارت) ماهیگیری و سرگرمی و سپس وزارت کشاورزی را که نیمی از نیروهای ردهبالای آن در عرض یک سال بازنشسته شده بودند، متحول کرد. در سال 1961، بیل مدیریت وزارت منابع آب را بر عهده گرفت و ساخت پروژه چند میلیارد دلاری آب کالیفرنیا را برنامهریزی و آغاز کرد. این پروژه شامل هشت سد انحرافی برای جذب و ذخیره آب جهت انتقال از طریق کانال پانصد مایلی برای آبیاری دره مرکزی کالیفرنیا به لوس آنجلس و نقاط جنوبی برای استفاده کشاورزان و مصارف آب شهری بود. بیل از تجارب خود در دره امپریال با وزارت کشور و برنامه های کمکرسانی خارجی میدانست که آب کالیفرنیای بایر را به یکی از مناطق کشاورزی پرمحصول کشور تبدیل خواهد کرد.
در دوران بازنشستگی، همچنان با اعتقادی راسخ به اخلاق کاری و ارزشهای مزرعه خانوادگی، بیل مزرعۀ گردو (رانچو) را در دره ساکرامنتو، در جنوب آرپوکر کالیفرنیا، ایجاد کرد. وقتیکه باغ او به ثمر نشست، فرزندانش را ترغیب کرد تا بهصورت مشارکتی مزرعه بادامی را در نزدیکی آنجا ایجاد کنند. مسنترین آنها، جین و دخترش، دکتر آن بیدر، اکنون مالک و مدیر این مزارع هستند. جوانترین فرزندش، مارگارت و همسرش، جان مونرو، و خانوادهشان اقدام به ایجاد باغ بادامی در نزدیکی مزرعۀ گردو (رانچو) کردهاند.
ادیت پترسون وارن، که قبل از بیل و در سال 1993 فوت کرد، نقش فعالی را در ماجراهای خانواده داشت. قبل از آنکه مشاغلش را در خارج از کشور آغاز کند، مدیر مدرسه ابتدایی و رئیس انجمن اولیاومربیان مدارس منطقه الکساندریا بود. وی، همچنین یکی از افراد عالیرتبه کلوپ دموکراتیک ملی زنان در واشنگتن دیسی بود.
این زوج سازمانهای مدنی بسیاری را هدایت کردند. بیل به تأسیس سازمان بهداشت گروهی در واشنگتن دیسی کمک کرد و یکی از نخستین رؤسای آن بود. اکنون سازمان بهداشت گروهی یکی از سازمانهای حفظ بهداشت ملیِ مطرح است. بیل در تأسیس یک تعاونی فروشگاههای مواد غذایی در الکساندریا نقشی محوری داشت. همسر بیل به سازماندهی و هدایت کلوپ بین المللی زنان در تهران کمک کرد و نقش مشابهی در برزیل و کره داشت. بهعنوان یک هنرمند واقعی، ادیت مطالعه و آموزش خود را در زمینه هنر در کشورهای مختلف ادامه داد. در کره به مطالعۀ نقاشی نزد یک استاد مشهور پرداخت. خوشنویسی های او در موزه ایالات متحده مورد ستایش قرار گرفته است.
در سال 1952، هنگام عزیمت به ایران همراه خانواده، جیمز وارن تازه از دبیرستان جورج واشنگتن در الکساندریا فارغالتحصیل شده بود. خانوادهاش با کشتی از طریق دریای مدیترانه به بیروت رفتند. بیل آنجا آنها را ملاقات کرد و ترتیبی داد تا جین در دانشگاه آمریکایی بیروت به ادامه تحصیل بپردازد. او سال بعد، پس از گذراندن تعطیلات در ایران، به دانشگاه نورثوسترن رفت. جین با دیوید سی. بیدر، روزنامهنگاری از آسوشیتدپرس، رویتر و اوماها وُرلد هرالد، ازدواج کرد. دیوید ریاست دفتر واشنگتن هرالد را برای ده سال بر عهده داشت. جین در اوماها و واشنگتن یکی از مدیران اجرایی صنعت بیمۀ قبل از بازنشستگی، در سال 1997 بود. خانواده بیدر دو فرزند به نام جان و آن دارند.
وقتیکه خانوادۀ بیل عازم ایران شدند، راب وارن تازه وارد دبیرستان شده بود. او یک سال در مدرسه بین المللی در تهران درس خواند. در سال 1953، اغتشاشات و نگرانی از امنیت باعث شد تا وی عازم دبیرستانی در هونولولو شود. راب، بار دیگر، در برزیل به خانواده پیوست تا از اسکولا آمریکانا فارغ التحصیل شود. وقتی که در دانشگاه پیرستون درس می خواند برای مدت یک تابستان، در کره به خانواده پیوست. تجربه های بین المللی راب بهعنوان یک جوان باعث شد تا کاری را در خدمات خارجی وزارت امور خارجه برگزیند. او به آژانس توسعه بینالمللی پیوست و سپس به وزارت خارجه منتقل شد. در سال 1962، فعالیت خود را در پست مأمور خدمات خارجی، بهعنوان مأمور توسعه اقتصادی در دلتای مکونگ در ویتنام، آغاز کرد. شغلش بهعنوان مأمور و مشاور اقتصادی در خدمات خارجی او را به آرژانتین، بلژیک، فرانسه و جامائیکا کشاند. راب اکنون ریاست مؤسسه اقتصادی کره در آمریکا را برعهده دارد که درخصوص موضوعات اقتصادی آسیای شرقی فعالیت میکند. او با سوزانا لودویگ هسل ازدواج کرده و دو فرزند، به نامهای رابین و بیل دارد.
مارگارت هنگام جدا شدن از مدرسه ملی در ویرجینیا و عزیمت به ایران فقط شش سال داشت. او بین خانه هایش در کالیفرنیا و کشورهای خارجی، بسته به شرایط امنیتی، بارها تغییر مکان داد. در واکنش به شرایط اضطراریِ غیرمنتظره، او و مادرش سه بار عرض کره زمین را پیموده بودند. مارگارت بالاخره پس از پذیرفته شدن در کالج واسار در سال 1962، از نظر جغرافیایی در یک نقطه ساکن شد. مارگارت پس از واسار درجه کارشناسی ارشد را در جامعهشناسی توسعه از کالج کشاورزیِ دانشگاه کرنل دریافت کرد. او با جان دبلیو مونرو، مهندس برق و مدیر اجرایی شرکت هیولت پاکارد، ازدواج کرد. آنها دو فرزند به نام جان و چاک دارند. در پانزده سال گذشته، مارگارت مدیر برنامهریزی شهر بارلینگیم کالیفرنیا بوده است.
تجربه کودکی بیل از مهاجرت به کالیفرنیا و زندگی با خانواده هایی که در مزارع رعیتی برای ادامه زندگی در دره امپریال خشکیده تلاش میکردند تعهد او را به خدمات عمومی، توسعه اجتماعی و توسعه منابع آب شکل داد. شغل او در بقیۀ زندگی اش عمدتاً بر کشاورزی، خدمات فنی، توسعه آب و برنامه ریزی اجتماعی متمرکز بود.
او یکی از «بزرگترین سدسازان ملی» بود که در ساخت سدهای هووِر، گراندکولی و اورویل و سیستم های تأمین کننده آب مخازن آنها، بهبود بهرهوری و استاندارد زندگی جوامع بسیاری نقش داشته است. او بهعنوان یک مدیر حرفه ای، عضو ارشد آکادمی ملی مدیریت عمومی شد. مقالات متعدد و همچنین دومین کتاب را درخصوص تاریخچه دفتر بازسازی نوشت. به درجه دکترای افتخاری از دانشگاه های یانسی و ملی سئول در کره دست یافت و نشان های افتخار متعددی از جمله سازمان ملل، وزارت کشور و آژانس توسعه بینالمللی دریافت کرد. همچنین از شاه ایران نشان تاج دریافت کرد.
سفرهای پرماجرای بیل زندگی فرزندانش را شکل داد و هر سه ابعادی از فعالیتهای او را در زمینۀ خدمات عمومی، کشاورزی، برنامهریزی اجتماعی، نویسندگی و روزنامه نگاری دنبال کردند. نوادگان بیل نیز در همین مسیرها حرکت کردهاند. بهزودی یکی دیگر از نوادگان وارن متولد میشود. اکنون نوادگان او بسیار جواناند اما بیشک آنان تأثیر او را در زندگی خود، همچون دیگر نیاکانشان احساس خواهند کرد. روستاییان، کشاورزان، متخصصان مدیریت عمومی و سیاستگذاران دولتیِ جهان از فداکاریها، بینش و کمکهای او بهره برده و تأثیر پذیرفتهاند. خانوادهاش بر نفوذ و تأثیر وی بر زندگیشان شهادت میدهند.
جِین وارن بیدر- ویلیام رابرت وارن- مارگارت وارن مونرو
اکتبر 1998



























